ویدیو پروژکتورها، پرده‌های نمایش بزرگ، چند تخته وایت برد، کتابخانه‌ای مملو از دی وی دی‌های و شاید چند چیز نمایشی. دفتر کار مورینیو، پپ، کلاپ و مربیان بزرگ این عنصر مملو از داده هاییست که در چند ثانیه به بازیکنان منتقل می‌شوند. نیم قرن قبل اما در روزگاری که آماده سازی قبل از بازی به یک صحبت 10 دقیقه‌ای، یک فنجان چای و چند بیسکویت خلاصه میشد، مردی در دفتر کار خود، ده‌ها و شاید صدها پرونده از زمین تا سقف داشت. پرونده‌هایی مرموز، خوفناک و البته منفور برای برایان کلاف و بقیه‌ی رقبای لیدزیونایتد در دهه‌ی 70. پرونده‌های بازیکنان لیدز، بازیکنان تیمهای انگلیسی و رقبای اروپا در دفتر کار سرمربی لیدزیونایتد. پرونده‌های دان روی

در سالهای میانی دهه‌ی 50، دان روی در نقش یک مهاجم، پدیدآورنده یک انقلاب تاکتیکی در تیم منچسترسیتی است. تاکتیک لس مک داوال سرمربی من سیتی در بازی فینال اف ای کاپ برابر بیرمنگام، به تاکتیک روی مشهور می‌شود و جام را برای او به ارمغان می‌آورد. با نشستن روی روی نیمکت، میل او به تاکتیکهای متهورانه هجومی بیشتر خودنمایی می‌کند. از پیوند ورزش و نرمش و علم تغذیه و استفاده از رقصندگان باله برای حفظ ریتم در تیم، تا اعتقاد به جادوها و گرمکن آبی رنگ شانس و طلسم یک کولی همه و همه ظهور یک مربی پیشرو در بریتانیا را به رخ می‌کشد. با این وجود و تا دو دهه بعد داستان استفاده‌ی روی از پرونده‌ها آنقدر اهمیت دارد که در دوران نشستن او روی نیمکت تیم ملی انگلستان بر هر چیز دیگر مربوط به او سایه می‌اندازد.

نخستین نمونه‌ی پرونده‌ها به فصل 1963/64 باز می‌گردد. وقتی روی از دستیار خود، سید اوون می‌خواهد تا پرونده‌ی تجزیه تحلیل پزشکی مفصلی برای بازیکن مورد علاقه‌ی او فراهم کند. پرونده‌ای که به یک مدل مدیریتی برای آینده‌ی کاری دان تبدیل می‌شود.

جمع آوری پرونده‌ها به یک پروسه‌ی سازمان یافته تبدیل می‌شود. سید اوون و موریس لیندلی، دستیاران روی مامور جمع آوری آنها هستند. در روزگار بدون اینترنت، روش‌های اوون و لیندلی منحصر بفرد است. در حالیکه رقبا، به علت ترس از پرونده‌های روی سعی در مخفی کردن همه چیز دارند، اوون و موریس با روش‌های مخفیانه خود را به تمرین رقبا می‌رسانند تا چیزی بیابند. ادی گری، بال سابق لیدز میگوید:

"بله، آنها شاید گاهی مجبور بودند به چرخیها اطراف زمین حریف پولی بپردازند تا برایشان اطلاعات بیاورد. اما آنچه مهم بود، صحت اطلاعات برای دان بود."

اطلاعات، توسط ژان رید، منشی باشگاه تایپ و دسته بنده می‌شوند و دست آخر از طریق لس کاکر، دست راست دان روی به او می‌رسند. دانکن، پسر دان روی میگوید:

" جزئیات حیاتی، همیشه در صحبتهای قبل از بازی به کار میرفت. مثلا پدر به جک چارلتن میگفت مهاجم وسط حریف، از راست، بهتر از سمت چپ دریبل می‌زند. پس تو باید بدانی چه زمانی و از چه سمتی روی پای او بروی"

یکی از معدود پرونده‌های معدود فاش شده‌ی دوران روی، به تحلیل یک مهاجم فنلاندی اختصاص دارد:

" قد او 5 فوت و 7 اینچ (حدود 170 سانتیمتر) است. فیزیک متوسط، بازیکن سمت راست، اما در چپ هم بازی می‌کند، کنترل خوبی روی توپ دارد و سعی می‌کند توپ را نگه دارد. نسبتا باهوش اما نه شجاع. دریبل از سمت راست. حفظ توپ خوب اما جنگندگی ضعیف"

پیتر لوریمر، مهاجم آن دوران لیدز میگوید:

" این روزها اگر یک تیم انگلیسی با حریفی اروپایی مواجه شود در مدت کوتاهی می‌توان فیلم های زیادی از بازیهای حریف را پیدا کرد. اما در آن روزها در بازیهای اروپایی رقبا برایمان ناشناخته بودند و این پرونده‌ها واقعا برایمان مفید بودند. با این وجود گاهی ما با یک تیم دسته سومی در اف ای کاپ بازی داشتیم و هنوز صحبت از پرونده‌ها بود. ما به شوخی می‌گفتیم این یک تیم اماتوریست یا رئال مادرید؟ "

 

پرونده‌ها، روی دیگر خود را عیان می‌سازند. وسواس دان، نوعی پارانویا یا اعتیاد به آنها روی دیگر پرونده‌های بی نقص دان رویست. در واقع روی از نداشتن اطلاعات می‌ترسد و می‌خواهد بیشتر و بیشتر بداند. دانکن میگوید:

" چند وقت قبل داشتم وسایل پدر را جمع و جور میکردم. به حدود 10 پوشه‌ی قهوه ای رنگ آ4 مربوط به سال 1964 برخوردم. اطلاعات آنها؟ بیلی برمنر در 15 دقیقه‌ی ابتدایی بازی چند پاس داده؟ چند تکل؟.... او چنین آماری مربوط به هر 11 بازیکن خودش در هر بازی را داشته... بله حتی بازیکنان خودش.... "

با این وجود حتی کسی مثل کاپیتان برمنر تندخو هم جرات انتقاد ندارد:

" من به همه‌ی توضیحات دان درباره‌ی پرونده‌ها گوش نمیکردم، البته شکایت هم نمیکردم اما فقط به پرونده‌ی رقبایمان در اروپا توجه داشتم. "

 

در سال 1974 و با نشستن روی روی نیمکت تیم ملی انگلستان به جای سر الف رمزی، خبری از بازیکنان وفادار نیست. گروهی از ستاره‌های قهرمان جهان، لندنی ها، منچستریها و... در تیم ملی آنقدرها هم به پرونده‌ها اعتقادی ندارند و حصاری میان خود و روی نمی‌بینند. 

الن بال از جدی ترین مخالفان است. ستاره‌ی قهرمان جهان، در ابتدا توسط روی به عنوان کاپیتان انتخاب می‌شود اما بعدتر از تیم کنار گذاشته می‌شود. دانکن روی میگوید:

"ما می‌دانستیم که الن بال، پشت پرونده‌ها، جدول کلمات متقاطع حل می‌کند!" 

از سوی دیگر کوین کیگان از حامیان پر و پا قرص پرونده‌ها ست:

"اطلاعات انها درباره‌ی تیمهای ملی غالبا ناشناخته عالی بود. در واقع 75درصد بازیکنان با آنها موافق بودند اما  متاسفانه رسانه‌ها سراغ آن 25 درصد اقلیت رفتند و کار برای روی سخت شد"

گذشت زمان، دوربین‌ها را بالا و بالاتر می‌برد و قضاوت را آسان‌تر. حالا و پس از نیم قرن از روزگار مربیگری دان روی، نه تنها پرونده‌ها که هر کدام از فایلها، کتاب‌ها و هزاران ساعت ویدیو که توسط بزرگترین مربیان بزگ دنیا به کار می‌رود، تجلیلی از بزرگی و بینش پیشروی دان روی است. و از سوی دیگر سوال اینجاست که اگر وسواس داشتن پرونده‌های بیشتر و بیشتر نبود، دان روی در لیدز به عناوین بزرگی که شایسته ی آن بود و در تیم ملی انگلستان به جایگاهی تاریخی نمی‌رسید؟  سوالهای رازآلود و شاید پرونده‌ای برای پادشاه پرونده‌ها، دان روی...