دو هفته‌ی دیگر، توپ جدید لیگ برتر در استادیوم ترف مور و در بازی برنلی، برابر من سیتی بار دیگر به گردش در می‌آید...

..... 

برای اولین بار در 5 سال گذشته، فصل جدید فوتبال، بدون چیزهایی عجیب و غریب آغاز می‌شود؛ بدون پاندمی، بدون جام جهانی زمستانی و بدون وقفه‌های طولانی ملال‌آور در روزهای نفس‌گیر...

فصل جدید، شبیه خاطرات شیرین گذشته به یک تورنمنت تمام عیار - یورو ‌ 2024 در سرزمین ژرمنها منتهی خواهد شد من سیتی پس از هژمونی بی چون و چرای فصل قبل، حالا رقبای مسلح  را در بالای جدول می‌بیند. و در میان هیاهوی بی پایان مالکان و حکومت‌ها و مربیان و ستارگان بین المللی و....

هنوز هم می‌توان از خانه‌های  آجری اطراف استادیوم کوچک لوتون تاون، سر و صدای پر شور فوتبال را شنید... به فصل 2023/24 خوش آمدید... و به آوردگاهی برای تماشای 23 چیز که باید در این فصل منتظرشان باشیم... 

 

راستی شما در انتظار چه چیزی هستید؟ 

1- عطش من سیتی

در تاریخ 135 ساله‌ی لیگ فوتبال در انگلستان، هیچ تیمی نتوانسته 4 بار پیاپی قهرمان شود.

هادرزفیلد در سالهای 1924، 25 و 26، درست یکصد سال قبل برای نخستین بار مسیر سه قهرمانی پیاپی لیگ را گشود. یک دهه بعد آرسنال با مرد بزرگی به نام هربرت چاپمن در سالهای 1933، 34 و 35 به این افتخار رسید. در دهه‌ی هشتاد، لیورپول استیلای خود را با هت تریک قهرمانی در سال 82 تا 84 ادامه داد و در نهایت  سر الکس فرگوسن برای نمایش کلاس کاری متفاوت خود دو بار این کار را در سال‌های 1999 تا 2001 و 2007 تا 2009 انجام داد. در سال 2010 با برد روز آخر چلسی برابر ویگان،  فرگی جام چهارم پیاپی را از دست داد و بعد از عصر فرگی، برای اولین بار پپ گواردیولا در این فصل به سوی رکوردی تاریخی هجوم خواهد آورد. 

عناوین پشت سر هم، سه گانه‌ی تاریخی، بازسازی مداوم ترکیب، پشتوانه‌ی قدرتمند یک دولت ثروتمند و در راس همه، مردی به نام پپ گواردیولا، نشانه‌هایی از ورق زدن برگ قطور دیگری از تاریخ  را در شرق شهر منچستر عیان ساخته. منچسترسیتی، اکنون بهترین تیم اروپاست، تا پیش از آغاز سال جدید، به دنبال شکار سه جام باقی مانده‌ی دیگر ، کامیونیتی شیلد، سوپرکاپ اروپا و جام جهانی باشگاههاست  و پس از آن در برهه‌ای از فصل که مورد علاقه‌ی آنهاست، در 15، 20 بازی پایانی برای چهارمین قهرمانی پیاپی خواهد جنگید.

قدرت شگفت انگیز استمرار، چیزی که فصل قبل و پس از برد 3-1 برابر آرسنال رخ نمود، مهمترین اسلحه‌ی گواردیولا ست. لحظه‌ای که احتمالا ماندگارترین قاب فصل قبل ثبت شد و هالند با گشودن موهایش در استادیوم امارات به معنای واقعی رهایی دست یافت....  هالند که در امری عادی در مقیاس انفرادی خود و در آماری شگفت آور برای ما، 52 گل در 53 بازی زد اما هنوز هم به دنبال چیزهای تازه ای می‌گردد. گل نزدن در 22 بازی که بخش عمده‌ی آنها در پایان فصل بود، علیرغم نقش تاکتیکی کامل و بی نقص، برای او یک چالش تازه خواهد بود.... متاسفانه برای سایر تیمها و خوشبختانه برای طرفداران من سیتی، هنوز هم انگیزه‌ها برای یک قهرمانی دیگر بی شمارند

2- دسامبر تمام عیار

آغاز فصل سرما، متعلق به لیگ برتر است. بازی انگلیسی.  وقتی  قطرات برف و باران از روی تیر دروازه پس از یک شوت سرکش، در آسمان پخش می‌شوند. امتداد طولانی بخار از دهان بازیکنان، شبیه یک قطار در میان برف و سرما ورزشگاه هویدا می‌شود. توپ زرد رنگ به چرخش در می‌آید. تصویربرداران به دنبال قاب ریزش ممتد برف در برابر نورافکن ورزشگاه می‌گردند.... و تماشاگرانی که با کلاه و شنل پاپانوئل به تیم خود را تشویق می‌کنند. خیالتان راحت. امسال نه خبری از محدودیت‌های کرونایی ست و نه تماشای بازی پرتغال و مراکش در قطر! لیگ برتر، در دسامبر با هیجان قدیمی دنبال خواهد شد.

3- همه چیز در دست پیتر دروری

"این گل، متعلق به تمام بردفوردشایر است!"

با خداحافظی مارتین تایلر در 77 سالگی، حالا پیتر دروری گزارشگر اول اسکای است. مردی که شیفته‌ی بیان جملات طولانیست. سرودن حماسه ها و بازیهای معرکه با کلمات. مطمئن باشید دروری، هیچگاه هنگام یک گل، حتی در بازی لوتون و برنلی، و جشن مردم بردفوردشایر شما را ناامید نخواهد کرد!

4- آنژ در لندن

 

سالها از تماشای ماجرای یک آنژ دیگر در بی بی سی می‌گذرد. سریالی تلویزیونی از bbc در دهه‌ی 80 با محوریت دختری معتاد الکل به نام آنژ واتس. داستان ازدواج آنژ  با دن واتس ملقب به دن کثیف و ماجراهایی میان آن دو نفر.... داستان قبلی آنژ در bbc متعلق به دورانی است که هنوز فینال اف ای کاپ تنها فوتبال زنده‌ی باشگاهی از تلویزیون انگلستان بود و البته تاتنهام هم گاهی می‌توانست به آن راه یابد!

​​

آن روزها گذشته و حالا داستان تازه‌ای در لندن با نقش اول آنژ پوستکاوغلو نوشته خواهد شد. داستان اولین مربی استرالیایی تاریخ فوتبال انگلیس و مردی شبیه گفرهای سنتی فوتبال انگلستان در آغاز راه خود،  با مشکلات بزرگی روبروست: مسلما پوستکاوغلو به راحتی سلتیک پارک نمی‌تواند در اسپرز هم به فراغ بال تیم خود را بسازد. موانع، از وضعیت نامشخص هری کین تا اعتراضات هواداران به مالک باشگاه دنیل لوی، کار سرمربی را سخت خواهد کرد.

پوستکاوغلو پس از روزهای درخشان در لیگ استرالیا و تیم ملی، به اسکاتلند می‌آید. اشتیاق بی پایان برای برد. 5 جام در 2 سال برای سلتیک. ساخت تیمهایی که قبلا اتکای بیش از حد به یک ستاره داشتند.  و سپس ورود به تاتنهام در آغاز فصل جدید. با طرفدارانی که پس از دوران پوچتینو خشمگین و خشمگین تر شدند. دیگر به جامها نزدیک هم نشدند، سهمیه اروپایی را از دست دادند و در فصل قبل در دربی شمال لندن هم برابر آرسنال بازنده مطلق بودند. ورود پوستکاوغلو در چنین فضایی همه چیز را به رازی ناگشوده برای طرفداران فوتبال تبدیل کرده. آیا انژه می‌تواند چیزی از داستان‌های دهه 80 را زنده کند؟

5- کنده شدن نیش زنبور؟ 

برنتفورد فصل قبل، یکی از آن "تیم دوم طرفداران" درست و حسابی و تمام عیار بود. تیمی که جانانه دفاع می‌کرد، خوب گل میزد و در هر دو بازی رفت و برگشت من سیتی بزرگ را زمین‌گیر کرد. برای تکرار فصل قبل، لزوما توماس فرانک به مرد اول خود احتیاج دارد و از قضا ایوان تونی به دلیل محرومیت هشت ماهه‌ی  ناشی از شرطبندی نیمه ابتدایی فصل را به طور کامل از دست خواهد داد.... محرومیت مهاجمی تراز اول که در طول فصل قبل بیست گل را به تیم خود هدیه داد. تاریخ نشان داده چنین محرومیت‌های قیمت گزافی خواهند داشت. این را از سر الکس فرگوسن و تقدیم کردن جام قهرمانی لیگ برتر به بلکبرن به خاطر محرومیت اریک کانتونا بپرسید...

6- دوباره میسن مانت

فقط چهارده ماه پیش بود که میسن مانت به عنوان بازیکن سال چلسی انتخاب شد. سپس یک طلسم شوم آغاز شد. شاید پس از هدر دادن پنالتی در فینال اف ای کاپ برابر لیورپول. مانت پس از زدن 13 گل در طول آن فصل، پایان تلخی داشت. آغاز فصل جدیو در تیم توخل روزهای خوبی  برای مانت نیست. سپس ورود پاتر و امید به درخشش یک ستاره‌ی جدید انگلیسی تحت نظر یک مربی خوش آتیه انگلیسی... رویا اما خیلی زود به کابوس تبدیل شد. هم برای پاتر و هم مانت. مانت در جهانی جای خود را به جردن هندرسون داد. در فوریه فقط 16  دقیقه برای چلسی به میدان رفت و زیر نظر فرانک لمپارد، کسی که قرار بود وارث او در بریج باشد، به حوالی منطقه‌ی سقوط لیگ برتر هم سرکی کشید. 

سرانجام پیشنهاد 55 میلیون پاوندی من یونایتد از راه می‌رسد. یک تغییر به موقع. یک چرخش پر امید. یک خط هافبک همه چیز تمام از در برابر اریک تن هاگ با برونو، کازمیرو، اریکسون و مانت. لباس شماره  8 انگلستان در آستانه‌ی یورو 2024 به تو چشم دوخته میسن...

7- جشن‌های مویزی

پس از جان کندنهای پیاپی هر ساله، پس از محو شدن روزهای خوش گودیسن پارک در سفر شوم به الدترافورد و پس از دست و پا زدن در گرداب حباب‌های وستهم، سرانجام فصل قبل آوای پرشکوه چکش‌ها در شرق لندن طنین انداز شد. تصاویر دکلان رایس در کنار سر بابی مور قرار گرفت بار دیگر رنگ شرابی با جامی نقره‌ای طرفداران را به وجد آورد. وستهم در فصل جدید رایس را از دست داده اما یک بودجه‌ی خوب برای خرید بازیکن دارد و هنوز هم می‌تواند به سفرهای اروپایی خود ادامه دهد. با دیوید مویز...

8- آیا نفرین من سیتی در منچستر واقعی است؟ 

ابتدا استاکپورت. سپس بولتون، بری، ویگان، مکسفیلد و بعد راچدایل. تیمهای کوچک شهر منچستر و حومه‌ی آن در حال بلعیده شدن هستند و در یک دهه‌ی اخیر به شکلی طلسم گونه هر سال یکی از آنها با بحران مالی مواجه بوده. بله درست در دورانی که من سیتی، سال به سال فربه تر شده و شبیه ماشین جنگی تمام عیاری پیش می‌رود. آیا آن سه گانه پایان این نفرین خواهد بود یا... به هر حال بهتر است صاحبان سالفورد (تیم دیگری از منچستر) حواسشان به تیم خود باشد! 

9- چند صفر بیشتر در قرارداد بیگ سم

لیدزی ها در فصل قبل دیر جنبیدند.  برای تماشای تیمی که امسال برای 4، 5 بازی دستمزدی چند صد هزار پاوندی به سم الاردایز پرداخت کند باید تا ماه آوریل صبر کنیم. یک چالش با ترکیب 5-4-1، یک لبخند از مرد فربه و بالا و پایین پریدن بیگ سم کنار زمین!

10- یک توپچی به نام دکلان

برای یافتن موردی مشابه، باید به  52 سال قبل بازگردید. به دوران قهرمانی آرسنال با برتی می در لیگ و اف ای کاپ در سال 1971 و رکوردشکنی در بازار نقل و انتقالات. وقتی الن بال، شاهزاده گودیسن پارک و صاحب مدال جام جهانی 66 با 220،000 پاوند و شکستن رکورد قیمت یک بازیکن انگلیسی به هایبری آمد. بال پس از آن در 198 بازی برای آرسنال به میدان رفت، بازوبند کاپیتانی را به باز بست و به یکی از افسانه‌های باشگاه تبدیل شد.... پس از نیم قرن، ورود دکلان رایس با شکستن رکورد انتقال 100 میلیون پاوندی جک گریلیش از من سیتی، بیانیه‌ی مهم آرسنالی ها برای ادامه‌ی رقابت قهرمانی در فصل جدید است. رایس در 24 سالگی در آستانه‌ی یک اوجگیری عالی قرار دارد، با وستهم قهرمان اروپا شده و با آمارهایی مثل 64 قطع توپ در لیگ برتر نوید ورود چیزهایی جدیدی به استادیوم امارات را می‌دهد.

حضور کای هاورتز در کنار رایس، جذابیت دیگری در خط هافبک آرسنال است. در حالیکه کاپیتان اودگارد هم در مسیر تکاملی خود قدم تازه ای برداشته و تمام اینها نوید جذابیتی مضاعف چه در بازگشت لیگ قهرمانان به استادیوم آرسنال و چه در کورس قهرمانی لیگ برتر است

11- تماشاگران به برامال لین می‌آیند. و گلها

20 گل در 38 بازی فصل 2020/21 آمار افتضاح و کسل کننده‌ای بود که شفیلد یونایتد در فصل 2020/21 ثبت کرد. آماری که علت اصلی آن را با توجه به عملکرد هفته‌های اغازین، نه در زمین بازی که باید در سکوها جست. جایی که پیش از شروع پاندمی کرونا، شفیلد، شگفتی ساز و سفت و سخت و شاداب به مربیگری........ یقه‌ی غولها را می‌گرفت و تا رتبه‌ی هفتم جدول هم بالا آمد اما با وداع تماشاگران، برامال لین خالی برای آنها چیزی به جز نکبت سقوط و آمار پایین گلزنی نداشت.

حالا و پس از صعود به لیگ برتر با 73 گل در چمپیونشیپ، تماشاگران در برامال لین انتظار گلهای  بیشتری را می‌کشد... و شمشیری برنده تر

12- پادشاه پنج شنبه شبها

اونای امری، پنج‌شنبه شبها شبیه یک هیولا برمی‌خیزد. مثل یک خون آشام بی رحم به رقبایش می‌تازد و به هیچکس رحم نمی‌کند. در شبهای مربوط به لیگ اروپا...

امری 51 ساله، سه بار پیاپی از سال 2014 با سویا موفق به فتح لیگ اروپا شد. سپس با ویارئال در 2021. و با آرسنال توانست به یک فینال اروپایی برسد! حالا و پس از سال 2011 استون ویلا بار دیر به رقابت‌های اروپایی راه یافته و اونای امری در انتظار لیگ اروپاست. پس از عملکرد ضعیف ویلا در دو حضور اروپایی قبلی خود در قرن بیست و یکم، شکست برابر راپید وین و زسکا مسکو و هو شدن مارتین اونیل در ویلا پارک.

با امری اما بارقه‌هایی از درخشش اروپایی به میدلندز آمده.  ویلا در 25 بازی تحت مربیگری امری به 49 امتیاز رسید و با درخشش اولی اتکینز چشمها را خیره کرد. در فصل جدید یوری تیلمانس، به عنوان یک بازیساز خوب پشت سر اتکینز ترکیب ویلا را ارتقا خواهد داد و پائو تورز از ویارئال بار دیگر به مربی قدیمی خود پیوسته. با این حال نقطه قوت پنهان استون ویلا در این فصل جای دیگریست... پیوستن مونچی، دستیار قدیمی امری به کادر فنی باشگاه. کسی که با کمک او، امری دنی آلوز، ایوان راکیتیچ، سرجیو راموس و ژسوس ناواس را در لباس سویا به دنیای فوتبال معرفی کرد... ترکیب بدی برای پیشروی ترسناک خون آشام پنج شنبه شبها  نیست. کلاف و تیلور را که به یاد دارید؟

13- تاثیر مک الیستر بر خط هافبک لیورپول.. و نه یک قهرمان جهان!

لیورپول یک بازیکن قهرمان جهان را به خدمت گرفته... لیست قهرمانان جهان در آنفیلد با نام پپ رینا و ایان کالاهان و راجر هانت مزین شده اما درباره‌ی خرید یک بازیکن قهرمان جهان؟ آخرین مورد برنارد دیومیده در ژوئن 2000 است. بازیکنی که در سه سال فقط 5 بار به میدان رفت! خوشبختانه ژرارد هولیه به سرعت بیخیال عنوان "قهرمان جهان" شد و سراغ کهنه سرباز اسکاتلندی، گری مک الیستر رفت. بازیکنی که تاثیرات او و فرم درخشانش یکی از پایه‌های سه گانه‌ی جام یوفا، حذفی و لیگ کاپ شد. پس از 20 سال، بار دیگر یک مک الیستر به آنفیلد پای گذاشته.

جایی که خط هافبک به وضوح با پا به سن گذاشته ی هندرسون و فابینیو در فصل قبل صدای همه را در آورد و زمزمه پیوستن جود بلینگام در اطراف آن شنیده شد... دتمار هامان، همبازی آن دوران گری مک الیستر درباره‌ی الکسیس مک الیستر می‌گوید :

"خط هافبک ما، به کسی نیاز داشت که برای تیم بجنگد. نیروی محرک تیم باشد و موتور تیم را با جانفشانی روشن کند"

بازی در کنار بازیکنی مثل فابینیو به مک الیستر اجازه می‌دهد آزادانه در زمین بین دو محوطه‌ی جریمه پرسه بزند. همچنین پیوستن سوبوسلای گام بعدی کلاپ در ترمیم خط هافبک خواهد بود. به خریدهای قبلی از لایپزیگ که بنگریم اوضاع در خط هافبک خوب به نظر می‌رسد و گام بعدی، تعیین تکلیف جانشینان صلاح و مانه به طور قطعی است... از واستان به خط هافبک آنفیلد باشد. به یک مکذالیستر جدید... و نه لزوما یک قهرمان جهان! 

14- لوپتگی با نداریهای وولوز می‌سازد؟

از ابتدا شبیه یک ازدواج ناموفق به نظر می‌رسید. لوپتگی، یک بار در سال 2016 هدایت وولوز را رد کرد. سپس در تابستان سال قبل و بعدتر پذیرفتن شغل دشوار در استادیوم مولینو و بار دیگر تهدید به ترک باشگاه در پایان فصل قبل. سرانجام لوپتگی در استادیوم مولنیو میماند. حتی با خروج روبن نوس و ادامه‌ی مشکلات... به هر حال ازدواج نامانوس ادامه یافته و امسال هم لوپتگی روی نیمکت وولوز خواهد نشست. وقت زندگی کردن فرا رسیده...

15- حماسه‌های گودیسن...

این آخرین فصل بازی اورتون در گودیسن پارک است. با توجه برنامه ریزی ساخت استادیوم جایگزین، احتمالا کارها از فصل 2024/25 آغاز خواهد شد. با این حال نگرانی بزرگتر در نیمه‌ی آبی مرسی ساید، بیش از باقی ماندن در گودیسن پارک بقا در لیگ برتر است.

چالش همیشگی چند فصل اخیر، از دوران کارلو آنچلوتی و رافا بنیتز قهرمان اروپا تا فرانک لمپارد و دانکن فرگوسن و شان دایش روی نیمکت تیم. اورتون رکورد درخشان تاریخی در سقوط نکردن از لیگ دارد...  اما اگر دیگر گودیسن پارکی در کار نباشد؟ باید این را به مدیران گفت. دوستانی که زبان فارسی ما را خیلی خوب متوجه می‌شوند.

16- روی هاجسن و روی هاجسن و روی هاجسن...

در ماه می 2021، پیرمرد انگلیسی در مرکز زمین سلهرست پارک میکروفن را در دست گرفت و با بیان جمله‌ی

"دلم برای فوتبال تنگ خواهد شد..."

اشک همراه با تحسین طرفداران طرفداران را جاری ساخت. اگرچی دلتنگی روی پیر برای فوتبال و دلتنگی طرفداران برای او فقط یک سال طول کشید. یک سال بعد روی هاجسون، به عنوان مربی واتفورد به سلهرست پارک بازگشت و سرانجام در آن فصل تیم او سقوط کرد اما آن هم پایان کار هاجسن نبود. روی هاجسن در سال 2023 به بار دیگر در میان رقصندگان سرخ و آبی و آن عقاب روی دست تماشاگران به سلهرست پارک بازگشت و در آگوست 76 سالگی اش را جشن خواهد گرفت قدیمی ترین و احتمالا تنها gaffer قدیمی فوتبال انگلستان...

17- مگپایز در اروپا

آخرین بازی اروپایی نیوکاسل در اروپا، بازی با تیمی به نام آنژی ماخاچ قلعه روسیه است. باشگاهی که دیگر وجود ندارد و کشوری که دیگر عضو یوفا نیست.... اما خاطرات مگپایز و لشکر تون از مسابقات اروپایی چیزی بیش از اینهاست. خاطراتی از جنس زیبایی و نوستالژی های مطلق دهه‌ی 90 و آغاز قرن جدید. آن ستاره‌ی آبجوی براون آلی روی لباس سیاه و سفید، نورافکنهای روشن سنت جیمزز پارک و ارتش قدرتمند تون.

اولین و روشن‌ترین خاطرات به رقابت با بارسلونا در سال 97 باز می‌گردد. یک هتتریک تاریخی از تینو اسپریلای کلمبیایی، داستان جشن گرفتن با دختران در یک مزرعه، عصبانیت سرمربی تیم کنی دالگلیش و....

سپس و 5 سالی این بار با سر بابی رابسن آنها به لیگ قهرمانان رسیدند. این بار با شکست دیناموکیف، گل دیرهنگام کریگ بلیمی برابر فاینورد و برد برابر یوونتوس.... چیزی که آنها بردند؟ بازی در دور بعدی گروهی و حذف در گروهی که بارسلونا انتقام پنج سال قبل را گرفت... سال بعد نیوکاسل در پلی آف مغلوب پارتیزان بلگراد به مربیگری لوتار متیوس شد. و پس از آن هرگز به لیگ قهرمانان نرسید...

امسال، طرفداران لشکر تون تاریخهای بسیار مهم و خاطره انگیز و پرهیجان پیش رو خواهند داشت. پیش از آغاز بازیها در سپتامبر، آنها در انتظار قرعه کشی دور گروهی هستند. غیبت طولانی و ایستادن در سید چهار، بازی برابر بایرن، رئال مادرید و شاید رقابتی دوباره با بارسلونا را دور از ذهن نخواهد کرد. با این حال طرفداران، مشتاقانه از هر چیز همراه با ادی هاو جوان استقبال خواهند کرد. سفرهای چند هزار کیلومتری از شرق تا غرب و از پایتخت‌های بزرگ، مادرید و پاریس تا مونیخ و میلان و شهرهای صاحب فوتبال....

18- به دستش بیار جیمز

پسری که در بین لباس گشاد لیدز در 21 سال قبل گم شده بود، حالا با اندامی قدرتمند و ماهیچه‌هایی در هم پیچیده به سوی رکورد بیشترین بازی در لیگ برتر تلاش خواهد کرد. جیمز میلنر پس از دورانی حیرت انگیز و طولانی، پس از سفرهای پرافتخار در باشگاه‌های شمالی و میدلندز، بازی برای من سیتی و لیورپول، نیوکاسل و لیدز و ویلا و... حالا در 37 سالگی به  سواحل جنوبی و برایتن آمده. جایی که می‌تواند در صورت حضور در 34 بازی به رکورد بیشتر بازی در لیگ برتر  از همبازی سابق خود در ویلا، گرت بری برسد... برو دنبالش جیمز...

19- معمای جدید تاد، پُچ...

کسی به درستی متوجه استراتژی تاد بولی در 12 ماه نخست مالکیت چلسی شد؟ چهار مربی، نابودی گراهام پاتر، بودجه‌ای هنگفت برای بازیکنانی که هنوز چیز تازه‌ای به باشگاه نیاورده‌اند، خداحافظی با نیمی از بازیکنان قهرمان اروپا در همین دو سال قبل و... چیزهایی که حتی تمسخر هواداران اورتون را هم به همراه داشت! با این حال و پس از هزینه‌های مضحک برای خرید بازیکنانی مثل کوکوریا و فوفانا، پس از تلاش برای خرید مودریک و انزو به عنوان بازیکنان پشت مهاجم نوک، بدون آنکه یک مهاجم نوک برای تیم خریداری شود، در تابستان امسال به نظر می‌رسد چیزهایی ررو به بهبود است: خرید انکونکو از لایپزیگ با فقط 52 میلیون پاوند نه فقط در دوران بولی که حتی در قواره عصر آبراموویچ هم یک شاهکار به شمار می‌رود.

سپس پاکسازی تیم آغاز می‌شود. تیمی که قرار نیست در هیچ تورنمنت اروپایی به میدان برود، نیازی به حضور همزمان مودریک، انزو، هاورتز، ماونت و... ندارد. از آخرین باری که چلسی فصل را بدون حضور در مسابقات اروپایی آغاز کرد، 6 سال می‌گذرد؛ وقتی آنها در فصل 2015/16 با اخراج مورینیو به رتبه‌ی نازل دهم رسیدند و فصل 2016/17 را با کونته بدون حضور در هیچ رقابت اروپایی آغاز کردند. فصلی که چلسی با امتیاز باورنکردنی 93، 43 امتیاز بیشتر از فصل قبلی خود توانست مقتدرانه لیگ برتر را به استمفوردبریج بازگرداندند... البته... بیایید از آسمانها به زمین بیاییم، ماموریت اصلی پوچتینو، ابتدا ساخت تیم کاملا جدید و بازتعریف هویت خدشه دار شده‌ی باشگاه پس از دوران رومن آبراموویچ است... یکی اینها را به گوش تاد بولی هم برساند!

20- 130 خرید جدید در فارست

هزینه‌ی 200 میلیون پاوندی ناتینگهام فارست در مقیاس این دوران عدد بزرگی به شمار نمی‌رود (کافیست به سطور بالا و تیمهای دیگر نگاهی کنید) اما آنچه شگفت انگیز است خرید ‌30 بازیکن در طول یک فصل توسط آنهاست! درست است که یک تیم تازه‌وارد، برای بقا باید کارهای بیشتری از عصر برایان کلاف انجام دهد اما خریدهایی که به تنهایی یک ترکیب با عمق زیاد را تشکیل می‌دهند برای همه غیر منتظره است. به هر حال فارست با این استراتژی فصل قبل در لیگ برتر باقی ماند و در چند بازی از جمله بازی برابر آرسنال، سرنوشت لیگ را هم رقم زد اما اگر آنها بخواهند برای بهبود رتبه‌ی شانزدهم فصل قبل دست به کار شوند، با روش خود احتمالا به خریدهای بیشتر و بیشتری دست خواهند زد... بیشتر از 30 بازیکن؟

21- برایتن، تیم دوم ما...

دورتموند، نیوکاسل (مسلما نه تیم این دوران) ، بابر لورکوزن، والنسیا، لاکرونیا... تیم دوم طرفداران، ویژگی‌های خود را دارد‌؛ تیمی که بر خلاف الگوهای متعارف، بدون سرمایه گذاری یک مالک ثروتمند و یک اتاق مملو از جامهای زرین، به واسطه‌ی یک  مدیریت تیزهوشان و یک مربی خلاق شور را به استادیوم و شهر خود می‌آورد. تیمی که بازیکنان ناشناخته‌ای آن در چند سال قبل، با سختکوشی یک مجموعه‌ی معرکه را می‌سازند و در بازی برابر غولها تسلیم نمی‌شوند. چنین ویژگی‌هایی در دوران هجوم پول و سرمایه و صندوقهای سرمایه‌گذاری از یک سو و سقوط دردناک تیمهایی چون لیدز و لستر از سوی دیگر به سختی یافت می‌شود. آنقدر سخت که برای پیدا کردن باید تا کرانه‌های جنوبی بریتانیا با مرغان دریایی همراه شود. جایی که امسال برای اولین بار در تاریخ 122 ساله‌ی باشگاه مسابقات اروپایی در آن برگزار خواهد شد.

استادیوم آمکس، روبرتو دزربی و پسرانش،روبرتو سانچز با شمایل بهترین دروازه‌بانان لاتینی دهه‌ی 90، چیلاورت، کامپوس و هیگوییتا. لوئیس دانم در هیبت رهبر بلند قامت خط دفاع. ولی مارش و پاسکال گروس همیشه خطرناک در میانه‌ی میدان. استوپینیای سختکوش  اکوادوری و میتوما هنرمند ژاپنی محمود داهود تازه وارد برای پر کردن جای الکسیس مک الیستر و پیرمردهایی  دوست داشتنی رکوردشکن که روزی با لباس تیم ملی انگلستان به میدان رفته‌اند؛ آدام لالانا، دنی ولیک و جیمز میلنر... پرچمهای آبی و سفید و کلاه‌های مرغ دریایی خود را آماده کنید. برای پروازی همراه با برایتن اند هاو البیون...

22- کمپانی

"می دانم مدافع هستم یا قبلا بودم، اما عاشق گلزنی هستم و شدیدا مایلم تیم های من از هر فرصتی برای گلزنی استفاده کنند.‌ به اندازه کافی توانایی ارائه فوتبال خوب در این تیم برای انجام اهداف من وجود دارد"

وینسنت کمپانی

در روز خداحافظی شان وسط زمین چمن سبز رنگ،  اشک می‌ریزیم. می‌دانیم دوره‌ای از زندگیمان سپری شده، قهرمانی از قهرمانان ما دیگر به توپ ضربه نخواهد زد و کتاب داستانهایی که به چشم خود دیده‌ایم به افسانه‌هایی برای نسل تبدیل خواهد شد. بازگشت آنها با کت و شلوار و گرمکن به نیمکت مربیگری و صندلی‌های کارشناسی اما طعم دیگری دارد. لذت دوباره چشم دوختن به یک ستاره. با غرور تعریف کردن خاطرات آن لحظات تاریخی در زمین برای جوان‌ترها... بله، من آن شوت وینسنت کمپانی را به دروازه‌ی چلسی با چشم خود دیدم.... 

آخرین تصویر ما از برنلی در لیگ برتر، تیمی است بر پایه‌ی سیستم 4-4-2 سنتی شان دایش، با مهاجمان بلند قامت که مامور دریافت و گل کردن ارسالها بودند و مدافعان که بازی مستقیم پس از دفع توپ وظیفه شان بود. تیمی یویویی بین لیگ برتر و چمپیونشیپ که با گلهای زیاد توسط من سیتی بدرقه میشد... در تیم کمپانی اما مطمئن باشید چیزهای زیادی تغییر کرده. یک مربی پرشور، عاشق سخنرانی و نطقهای جذاب و آتشین، شیفته‌ی یورش به دروازه‌ی رقبا و قفل نکردن بازی. با بازیکنانی که کم و بیش، اگر کمی بیشتر خوره ی فوتبال در سطح جوانان نوجوانان باشیم، نام نیتان تلا، جاش کالن، تیلر هارو د بلیس، اناس زار ری و جردن بیر به گوشمان خروده. ارکان اصلی صعود برنلی از چمپیونشیپ و قهرمانی با وینسنت کمپانی... برای تماشای آنها نیازی نیست تا روز شنبه صبر کنید: بازی افتتاحیه لیگ برتر در ترف مور برگزار شد. کمپانی برابر مربی سابق خود پپ و برنلی برابر منچسترسیتی! 

23- زندگی در لوتون زیباست

یک کتابچه‌ی مفصل 300 صفحه‌ای، حاصل نشستن مردان و زنان در دفاتر خود مصمم است تا زیبایی‌های یک استادیوم خانگی کوچک را نابود کند. از الزام تمام تیمها به میزان مشخصی از نور در ورزشگاه، تا سانتی مترهای وضع شده برای تابلوهای تبلیغاتی الکترونیکی، ورودیهای غول آسا.... حتی با وجود تمام اینها هم توان از زیبایی آن ورزشگاه کوچک لذت برد. ورزشگاهی در دل خانه‌های شهر. در کنار باغچه‌های و حیاطها و پشت بامها... ورزشگاهی که هنوز نام 118 ساله‌ی خود، کنیل ورت را از دست درازی نام کشورهای اطراف خلیج فارس و کمپانی‌های آمریکایی و.... حفظ کرده

کنیل‌ورث دارای پنج  جایگاه است؛ جایگاه پشت یکی از دروازه‌ها که هواداران تیم میزبان پشت آن مستقر هستند. جایگاه اوک اِند که پشت دروازه مقابل است و هواداران میزبان و میهمان همزمان در آن مستقر می‌شوند. جایگاه اصلی که صندلی‌‌هایش چوبی هستند. جایگاه دیوید پریس که درست در کنار جایگاه اصلی واقع شده و به دلیل مشرف بودن ورزشگاه به خیابان «هیترز» شکلی مورب و غیرمعمول دارد و در نهایت جایگاه بابرز که از نظر کیفی هنوز خیلی با معیارهای لیگ برتر به خصوص برای استقرار دوربین‌های تلویزیونی فاصله دارد.

فرصت زیادی باقی نیست، به زودی لوتون تاون هم در دو راهی نابودی و سقوط دوباره به دسته‌های پایین تر شبیه لیدز و دربی کانتی و دهها تیم خاطره ساز دیگر، یا سپردن خود به یک مالک متمول خارجی و تغییراتی بزرگ در هویت و سنت‌های باشگاه مجبور به انتخاب خواهد شد... پس تا قبل از این از تماشای ارلینگ هالند و محمد صلاح در کنیلورث لذت ببرید. روی بام خانه‌تان....