Snow is falling, snow is falling on the ground, In the forest, in the forest there's no sound, داره برف میباره؛ برف میباره رو زمین تو این جنگل؛ تو این جنگل هیچ صدایی به گوش نمیرسه A shallow grave is where we lie, The boys and men who died, یه قبر کم‌عمق، جاییه که ما زندگی میکنیم ما پسرا و مردایی که مرده‌ایم  

(این آلبوم کلا به جنگ و تاثیرات مخربش اشاره داره. و در این قسمت راوی داره به کسایی که تو خط مقدم کشته میشن اشاره میکنه. منظور از قبر در این شعر، درواقع دفن شدن زیر برفه. یعنی برف شده قبرشون. تو سرما کشته شدن و زیر برف جون دادن مدفون شدن)

And snow is falling on the ground, And we are calling to be found; و همچنان برف داره میباره و ما فریاد میزنیم تا بلکه پیدا شیم And the seasons, and the seasons come and go, In the springtime birds will sing and flowers grow, و فصل‌ها؛ و فصل‌ها میانو میرن وقتِ بهار، پرنده‌ها آواز میخوننو گل‌ها شکوفه میزنن At summer's end, the autumn breeze, Will whisper through the trees, در آخرِ تابستون، پاییز نفس میکشه و در لابه‌لای درختا زمزمه میکنه And leaves are falling on the ground, And we are calling to be found; و برگا دارن به زمین میفتن و ما همچنان صدا میزنیم تا پیدا شیم And in our homes, so many tears, They don't know where we have gone, و تو خونه‌هامون، کلی اشک جاریه (عزیزانمون) نمیدونن ما کجا رفتیم And snow is falling on the ground, And we are calling to be found, We are calling to be found... و برف داره میباره رو زمین و ما همچنان فریاد میزنیم تا بلکه پیدا شیم صدا میزنیم تا پیدامون کنن...  

(تو جنگ کشته شدیم، زیر برف مدفون شدیم، تو بهارو تابستون گل اطرافمون روییده، تو پاییز برگ ریخته رومون و دوباره زمستون شده و باز هم برف از نو مدفونمون میکنه. و خانواده هامون نمیدونن چه بلایی سرمون اومده و ما کجاییم.

همچنان از اون زیر صداشون میزنیم...)