بیدارم میشم و شبارو به زور میخابم

حوصله‌ی مطلقا هیچ کاریو ندارم

عصبیم و می‌خوام همرو قتل و عام کنم

صداها و آدمها رو مخمن

آهنگا تکرارین 

آینده مبهمه و گذشته کامل پاک نشده

دهنم باز نمیشه حرف بزنم و یکسره تو خودمم

رویاهام سیاهن و مغزم توانایی مثبت بافی رو نداره

ی خواب طولانی می‌خوام که دیگه ازش بیدار نشم

تموم....