تا که بودیم نبودیم کسی... کشت ما را غم بی هم نفسی! تا که رفتیم همه یار شدند ! خفته ایم و هم بیدار شدند! قدر آیینه بدانیم چو هست... نه در آن وقت که افتاد و شکست!