منچسترسیتی و سویا به ترتیب به عنوان قهرمان لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا با یکدیگر مبارزه کردند. این دیدار سوپرکاپ که در یونان برگزار شد، با نتیجه 1-1 به اتمام رسید و در ضربات پنالتی با نتیجه 5-4 به نفع منچسترسیتی به اتمام رسید. دیداری که در نیمه دوم هیجان‌انگیزتر و پویاتر دنبال شد و به همین بهانه نگاهی داریم به آنالیز تاکتیکی این دیدار:

جابجایی؛ عنصری کلیدی برای منچسترسیتی!

منچسترسیتی که به نظر می‌رسید با توجه به حضور جان استونز بر روی نیمکت، با سیستم 1-3-2-4 به زمین خواهد رفت. در حالت شماتیک به نظر می‌رسید که این اتفاق افتاده است ولی در بازی به این شکل نبود. از طرفی سویا نیز با سیستم همیشگی 1-3-2-4 وارد زمین شده بود.

مانوئل آکانجی به عنوان یک هافبک-مدافع ظاهر شد و به عنوان زوج رودری حاضر می‌شد و گواردیول به همراه آکه و واکر سه مدافع منچسترسیتی بودند. بدین شکل آزادی عمل بیشتری به متئو کواچیچ به عنوان یک رابط میان دفاع و حمله داده می‌شود.

یوشکو گواردیول که به تازگی و با قراردادی که او را به عنوان گرانقیمت‌ترین مدافع تاریخ نامیده است، به سمت چپ خط دفاع می‌رفت تا ناتان آکه و کایل واکر به عنوان دو مدافع مرکزی اصلی قرار بگیرند. گواردیول به دلیل دوندگی بالای خود، باید در هنگام بازگشت توپ یا از دست دادن توپ به سرعت به عقب برمی‌گشت و به خط دفاعی خود کمک می‌کرد.

عنصر دوندگی آندلسی‌ها را زنده نگه می‌داشت!

سویا سعی داشت با دوندگی بالای خود خستگی را در خط دفاع و هافبک منچسترسیتی به وجود بیاورد. اتفاقی که بسیار برای شاگردان مندیلیبار بسیار موثر بود. این تیم قصد داشت تا با دوندگی بازیکنان خود بازیکنان منچسترسیتی را علی‌الخصوص در میانه زمین تحت فشار قرار دهد. به عنوان مثال در صحنه زیر کول پالمر به عقب می‌آید تا پرس بازیکنان سویا را بشکند. سه بازیکن سویا به سمت او حرکت می‌کنند تا توپ را در موقعیتی خطرناک بدست بیاورند. هر چند این بازیکن جوان توپ را به خوبی از منطقه خطر دور می‌کند.

همچنین در هنگام به ثمر رسیدن گل سویا در این مسابقه، 7 بازیکن در نزدیک محوطه سیتیزن‌ها قرار دارند و این نشان از دوندگی بالای شاگردان مندیلیبار است.

از نگاه تاکتیکی دو تیم چه عملکردی را داشتند؟

متئو کواچیچ به عنوان یک هافبک هولدر نقشی کلیدی در پخش کردن توپ و خارج کردن آبی‌پوشان از زیر پرس سویا داشت. در صحنه زیر کواچیچ وقتی سیتی را تحت فشار می‌بیند به عقب می‌آید و ادرسون با پاسی بلند، گواردیول را هدف می‌گیرد و ضربه سر این بازیکن به کواچیچ می‌رسد. حالا فضا به خوبی برای این هافبک کروات باز است!

همچنین این بازیکن با حرکت در عمق سعی می‌کرد مهاجمان را صاحب توپ کند. در عکس زیر ارلینگ هالند به صورت موازی با کواچیچ حرکت می‌کند و هافبک کروات او را صاحب توپ می‌کند.

در هنگامی که سیتی توانایی بازیسازی از وسط زمین را نداشت به کناره‌ها می‌رفت و سعی می‌کرد با استفاده از کناره‌ها صاحب موقعیت شوند. به عنوان مثال جک گریلیش در صحنه زیر ضربه‌ای را به سمت دروازه یاسین بونو می‌زند که با واکنش سنگربان مراکشی این موقعیت به کرنر می‌رود.

همچنین متئو کواچیچ نیز وقتی نمی‌توانست صاحب فضایی خالی در میانه زمین شود، به کناره‌ها می‌رفت و به کمک وینگر انگلیسی سیتی یعنی جک گریلیش می‌رفت. این هافبک این کار را در نیمه دوم در سمت راست بیشتر انجام می‌داد.

سویا پیش از زدن گل سعی کرد با سیستم 4-3-3 بازی کند که نتیجه هم گرفت! خوان جوردن به عقب می‌رفت و آکونیا به حمله و ناواس به هافبک ملحق می‌شد. تورس، ان‌نصیری و اریک لاملا دیگر مهاجمان سویا بودند و اوکامپوس و راکیتیچ در میانه زمین حاضر بودند. 

اولیور تورس به عقب آمد و یاسین بونو با پاس خود توپ را از میان بازیکنان منچسترسیتی که قصد داشتند سویا را تحت فشار خود قرار دهند، عبور داد و با سپردن توپ توسط تورس به اوکامپوس آن‌ها صاحب فضای بسیار خوبی شدند.

پس از گل سویا چه چیزی در سبک بازی قرمزپوشان تغییر کرد؟

پس از گل یوسف ان‌نصیری، سویا کامل تیم خود را عقب کشید و فضای بین بازیکن خودی را به حداقل رساندند تا اجازه عبور توپ را به بازیکنان منچسترسیتی ندهند.

همچنین در هنگام بازگشت توپ به عقب، تنها یوسف ان‌نصیری به جلو حرکت می‌کرد و سویا با 10 بازیکن نزدیک به محوطه خود قرار گرفت.

در نیمه دوم آیا تیم‌ها تغییراتی ایجاد کردند؟

در نیمه دوم منچسترسیتی بیشتر از نیمه اول از کایل واکر در امور تهاجمی استفاده کرد. همین کافی بود تا سویایی که در نیمه دوم جلوتر بازی می‌کرد دائماً فضای پشت او را هدف بگیرد. در اوایل نیمه دوم سویا صاحب ضدحمله شد و حرکت لوکاس اوکامپوس دقیقا با جای گذاشتن کایل واکر همراه شد و در ادامه نیز این بازیکن توپ را به یوسف ان‌نصیری سپرد و این بازیکن قدر این توپ را ندانست. چرا که ادرسون با مهاری زیبا سیتیزن‌ها را در این بازی نگه داشت!

از طرفی نیز فودن به سمت چپ می‌رفت و کول پالمر با حرکات خود به میانه زمین آمده بود. در صحنه زیر کاملا نحوه جایگیری این دو بازیکن مشخص است.

تک گل منچسترسیتی در این مسابقه نیز نشان می‌دهد که وینگر راست انگلیسی یعنی کول پالمر کاملاً در نیمه دوم به میانه زمین آمده بود تا بیشتر به منچسترسیتی کمک کند. این گل حاصل تلاش منچسترسیتی در ارسال پاس‌های بلند بود.

نتیجه گیری

منچسترسیتی بی‌شک به بازیکنی مثل کوین دی‌بروین وابسته است و نبود این بازیکن به شدت به روند بازیسازی سیتیزن‌ها آسیب زده است. آن‌ها باید هر چه سریع‌تر به سراغ جذب بازیکنی همانند لوکاس پاکتا برود. سویا نیز با ارائه یک بازی تماشایی و ضدفوتبال نشان داد که به خوبی هر تیمی را می‌تواند خنثی و متوقف کند. این بازی به طور کامل نشان‌دهنده هوش دو مربی دو تیم یعنی خوزه لوئیس مندیلیبار و پپ گواردیولا بود و هر دو تیم به خوبی توانستند تیم خود را در روند بازی نگه دارند.