یک باخت به موقع ؛ تحلیل بازی منچستر تات یک رو بعد ( تن هاخ و طلسم منحوس خودش جلوی تاتنهام که از اژاکس همراهش است و نابودی ی دومینو وار تمان برنامه های دفاعی منچستر در اخر تابستان تو سط لرد هری مگوایر ) شاید اگر برنامه ها درست پیش می رفت و دیشب امرابط جفت کاسمیرو بود برد قطعی بود . حداقل حتی حضور فرد در کنار کاسمیرو بازهم ورق هافبک را به سمت منچستر می گرداند . اما منچستر روی معادلات دومینو وار فروش فرد و مگوایر و فن دبیک و خرید امرابط ، فرد را فروخت و الان که لرد مگوایر زیرش زده بدجور در چاله ی بی هافبک دفاعی تخریب چی یارگیر افتاده ! 

قبل از تحریر : دیروز ما عملا بی مهاجم بودیم ولی باز به خودمان باختیم نه به تاتنهامی که بعد هری کین ، اشکارا در پست مهاجم نوک فلج است . ما باز هم از ترکیب اولیه های تن هاخ ضربه خوردیم . چرا تن هاخ باید همیشه و در تمان بازیها نیمه های اول را فدا کند ؟ تاتنهام تحت شرایطی تا ۳ روز دیگر هم حمله می کردند احتمالا گل نمی زدند . توپ را نیمه ی اول داشتند اما منچستر با همین خط حمله ی نصف و نیمه اس حداقل ۲ گل می توانست بهشان بزند . اما ما موقعیت های صد در صدمان را خراب کردیم ( برونو و گارنا در نیمه ی اول ) در بدترین زمان ممکنه در ابتدای نیمه دوم روی یک اشتباه پاس گل به یکی از ضعیف ترین بازیکنانشان دادیم ( سار ) و بعد ضربات انتونی و کاسمیرو پشت هم به بدترین نقاط تیرک دروازه خورد و رشفورد هم یک تک به تک دیگر خراب کرد و اخرین ضربه ،گل بخودی ی لیساندرو بود .

با اینکه باخت به تاتنهام هرگز خوشایند نیست ولی باختن در همین اول فصل بهتر از وادادن کامل در نیمه ی دوم فصل است . منچستر اشکارا در هافبک مشکل دارد و مشکل گلزنی اش هم با رو شدن دست رشفورد برا حریفان اساسی تر شده و هویلند هم چاره ساز نیست . ما عملا الان بدون مهاجم نوک ایم و درست است که منچستر بدشانس هم بوده اما به خودمان باختیم . اما تاتنهامی که دیروز دیدیدم برد ولی اوضاعش رو بهبودی نمی رود . تیم هایی مثل تاتنهام همیشه اول فصل ها عالی اند اما بعد ؟ منچستر دیروز و بخصوص از دقیقه ی ۲۰ به بعد به مراتب از بازی ی قبل با وولور بهتر بود . اما ضعف هایی جدی هنوز ازاردهنده اند .جمع بندی کلی : ۱ ) تیم به مراتب از بازی اول بهتر بود . اما تیمی که ایکس جی نزدیک ۲ دارد و ۴ موقعیت صد در صد ان به ترتیب توسط. برونو( مثل همیشه ) انتونی ( در عین بدشانسی و با کات داخل به تیرک در حالی که تازه تیم گل خورده بود و جریان بازی کاملا عوض می شد ) کاسمیرو ( باز هم بدشانسی و دفع توپ توسط دروازه بان و با زخوردن به تیرک ) و در نهایت رشفورد . اگر این موقعیت ها را هالند داشت از ۴ تا ۳ گل حداقل می زد . تفاوت خیلی ست ۲. هری مگوایر احتمالا توسط تن هاخ خرد خواهد شد ولی ضربه ای انکار ناپذیر به تابستان نقل و انتقالاتی ی منچستر وارد کرده است . منچستر اشکارا در گلزنی و تمام کنندگی هنوز مشکل دارد اما مشکلی که از هم مهم تر است وجود یک هافبک تخریبی کنار کاسمیرو ست . منچستر تمام گام های لازم را بعد از توافق مگوایر با وستهام برداشته بود : توافق و خرید امرابط ، اقدام برای خرید پاوار، فروش فرد ، توافق برای فروش فن دبیک و قسخ قرارداد اریک بایی . اما این دومینو به یکباره از هم پاشید . هری مگوایر اعلام کرد می خواهد بماند و برای جایگاهش بجنگد . اما چه جایگاهی ؟ تن هاخ حاضر است با جانی ایوانز ۳۵ ساله ماه به ماه تمدید قرارداد کند ولی دیگر حتی مگوایر را روی نیمکت هم نگذارد . البته که مگوایر بیش از دو سال است که یک ‌pain in the ass اساسی انگلیسی ست که انگار ذره ای جو تیمی که در ان بازی می کند برایش مهم نیست . در وسط فحش و ناسزاهای هواداران و در میان هشتگ ها و بنرهای کسانی که می خواستند او حتی سال قبل برود و منچستر اول فصل روی دور باخت و حواشی رونالدو بود ، هری مگوایر و دوست دخترش بصورت رسمی نامزد کردند ! او انگار کلا در یک جهان موازی زندگی می کند . البته که او تابحال پشتش به ساوت گیت در تیم ملی پر بوده . فلسفه ی بازاری اش هم این است : مظلوم نمایی ، دستمزد نجومی گرفتن و حتی پاداش کامل گرفتن ( برای گل بخودی هایی که به ما زد و همراه با دخیا از دوجام محروممان کرد ) و اشتباه پشت اشتباه و باز هم دعوت به یکی از بهترین تیم های انگلیس تاریخ و زوج استونز شدن در تیم ملی . این اقدام او سوالات بی شماری در باب عملکرد ساوت گیت پیش می اورد . از یک طرف انها یک مدافع ضعیف و بی روحیه می بینند که پر باشگاهش توپ منجر به گل لو می دهد و زیر فحش و ناسزای هواداران است ، کاپیتانی از او گرفته شده و فقط مانده رسما مربی به او بگوید گورش را گم کند ( که کاش تن هاخ می کرد ) و از طرفی مگوایری که ساوت گیت رسما وتو وار بازی اش می دهد . تمام بازیکنان الان تیم ملی انگلیس ستاره ها و فوق ستاره های تیم هایشان در سراسر اروپایند غیر از مگوایر که حتی نیمکت نشین هم نیست ! ۳ . تیمی که گل نزند گل می خورد حتی اگر جلویش تاتنهام فلج باشد . تاتنهام دیروز در بسیاری از دقایق در ضد حمله خط هافبک منچستر را شکافت اما انها اشکارا از نبود هری کین رنج می برند . ۴ . جالب بود که مربی تاتنهام ( که اسمش احتمالا به ده شکل قابل تلفظ است ) بعد گل اول زدن رو به وقت کشی و با کوچکترین برخوردی چند دقیقه روی زمین افتادن و ضد حمله اورد . مشخص است که تجربیات گرانبهایی مربی از کار در اسیا کسب کرده . سالها بود این سبک فوتبال را ندیده بودم ۵ . تن هاخ هنوز بعد از یک سال یاد نگرفته که ترکیب اولیه هم مهم است . او اشکارا در ترکیب اول چیدن یا مشکل دارد یا تظاهر می کند که مشکل دارد . چون در ۹۰ درصد بازی ها حتی جلوی تیمهای ته جدولی اقای مربی عشق تجربه های جدید و سورپرایز کردن دارد . خب این کارها تا بازی ۵ م از طرف ما هواداران تحمل می شود اما بعدش . واقعا اقای تن هاخ اگر شرایط برایتان مهیا نیست استعفایتان را بنویسید و بروید . شما مربی ی خوبی هستید و حتی من ، که از سخت گیرترین های ادم های عالم ام ، شما را تا حدی قبول دارم . ۶ . منچستر به شدت به یک هافبک تخریبی کنار کاسمیرو نیاز دارد و بهترین کزینه ی موجود در بازار امرابط است . عده ای اسم گراونبرخ را می اورند که خود شاگرد تن هاخ در اژاکس بوده . اما او دوای درد منچستر نیست . در تحلیل چند روز پیش منچستر ایونینگ ، سامویل لاکهرست به یکی از مصاحبه های قدیمی تن هاخ در هلند ارجاع داده بود : شاید خیلی ها فکر کنند که امرابط و کروانبرخ هم پستند در حالی که این طور نیست . سفیان بخش زشت

 

فوتبال یعنی تخریب و جلوگیری از حمله ی حریف را عالی انجام می دهد در حالی که رایان ( کراونبرخ ) بایدجلوترش باشد و بخش زیبای یک هافبک فوتبال را نمایش دهد یعنی بازیسازی و گرفتن توپ از امرابط و پخش ان در کل زمین . به عبارتی انها مکمل هم اند و یکی نیستند ! منچستر برای هافبک دفاعی تخریب چی ای مثل امرابط فارغ از بحث های مالی اقدام کند . این اقدامی ست که ثبات را هم به دفاع و هم هافبک برمی گرداند و تازه تیم می تواند با خیالی راحت تر به فکر مشکل گلزنی باشد .