بولیوی کشور عجیبی است. خیلی خیلی عجیب... کشوری که هیچ مرز آبی‌ای ندارد ولی یک نیروی دریایی قدرتمند دارد. کشوری که همسایگان زیادی دارد ولی دوستان زیادی ندارد ،  خب اصلاً من این‌ها را برای چه گفتم؟ امروز می‌خواهیم به بولیوی سفر کنیم.  خب فرض کنید بعد از بازدید از کوه‌های آند خسته شده‌اید و یک کاسه غذا در دستتان است و دارید آن را می‌خورید... 

 غذای معروف بولیوی این‌جاست . سیب زمینی و سس ... این را می توان از دست فروش ها خرید .

 

 

 

 

اینجا لاپاز است.  اینجا سر و صدا خیلی است. آنقدر که شما در اینجا علاوه بر زبان محلی هم آلمانی می‌شنوید. هم فرانسه و هم ایتالیایی، این از عجایب اینجاست. شهری که کاملاً مخالف لقبش _ بانوی آرام ما _ است. فی الواقع تنها چیزی که اینجا نمی‌شود پیدا کرد آرامی و آرامش است. بگذریم؛ اینجا ۳۶۵۰ متر بالاتر از سطح دریاست و این یعنی تعداد زیادی از گردشگرانی که به اینجا می‌آیند با تنگی نفس رو به رو می‌شوند. مخصوصاً آن‌هایی که سوار بر تلکابین شده‌اند.

 

تلکابین در لاپاز یک وسیله حمل و نقل است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اما این برای اهالی اینجا طبیعی است. آنقدر‌ها طبیعی که می‌توانند هم زمان یک گونی ۲۰ کیلویی سیب زمینی را بر روی کولشان بگذارند. این شهر تاریخچه‌ای طولانی دارد. تاریخچه‌ای که از همان زمانی که در سال ۱۵۴۸ یکی از شورشیان یعنی آلونسو ده مندوزا در محل اقامت بومیان آمریکایی تصمیم به ساخت شهری گرفت و اسم آن را چوگوئیاگو به معنی بانوی آرام ما گذاشت شروع شده است و تا به امروز ادامه دارد. اما جاذبه مهم آن تلکابین نیست. یک « دربی » است! دیداری بین دو تیم بولیوار و استرانگست... دربی ای در یک لیگ ۱۶ تیمی... لیگی که در آن همیشه فوتبال ۹۰ دقیقه ای نیست !

 

لیگ بولیوی جایی است برای اتفاقات عجیب ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بولیوار ، پر افتخار و با قدمت  فوتبال در آمریکای جنوبی با همه دنیا متفاوت است و بولیوی از همه جای آمریکا متفاوت‌تر است تیمی که می‌تواند آرژانتین را شکست دهد! پشت کوهی‌ها... عجیب است اما واقعیت دارد. لقب تیم ملی بولیوی این است. البته که در فرهنگ آن‌ها این جمله کنایه از عقی افتادگی نیست. اصطلاحی برای کنایه به کوه‌های آند... 

 

 

دربی بولیوی با بقیه متفاوت است”. هر دربی پیچیدگی‌های خاص خود را دارد اما در زمینه فوتبال آمریکای لاتین، او حق دارد چنین ادعایی درباره لاپاز داشته باشد. این دربی بزرگ‌ترین بازی فوتبال بولیوی است که در آن، دو باشگاه با تاریخچه طولانی و موفق باهم رقابت می‌کنند. باشگاه بولیوار با ۲۹ عنوان قهرمانی ملی، قدرت اول است. این باشگاه به نام “سیمون بولیوار” نامگذاری شده و تنها باشگاه بولیوی است که به نیمه‌ن‌هایی “کوپا لیبرتادورس” راه یافته است. رقیب آن‌ها “استرانگست” (Strongest) نام دارد. نام انگلیسی آن‌ها اشاره به مسافران رنگ پریده‌ای دارد که این بازی را به “رشته کوه‌های آند” آوردند. “ال تیگره”(لقب استرانگست) جام‌های کمتری نسبت به رقیب خود دارد اما تاریخچه‌اش بسیار غرورآفرین است. آن‌ها قدیمی‌ترین باشگاه بولیوی هستند. آن‌ها کسانی بودند که استادیوم “هرناندو سیلز” را که در حال حاضر هر دو تیم در آن بازی می‌کنند، افتتاح کردند. این استادیوم خانگی هیچ یک از دو باشگاه نیست اما ظرفیت ۴۲۰۰۰ نفری آن هیچ‌وقت برای تماشاگرانی که می‌خواهند این دربی را تماشا کنند، کافی نیست. اصلأ کافی نیست !

 

 

ورزشگاه با آسمان خراش ها محاصره شده ولی در بخش بالایی سکوها رشته کوه های آند به چشم می خورد.

 

 

 

 

 

 

 

در روز دربی سکو‌هایی که در اختیار «لا ویه خا اسکوئلا» ( یکی از باشگاه‌های هواداری بولیوار ) است به رنگ آبی آسمانی می‌شود. بیرون و داخل ورزشگاه نیز فرقی ندارد، خواندید که دوستان، ظرفیت ۴۲۰۰۰ نفری اصلاً برای این تماشاگران مشتاق فوتبال کافی نیست. 

 

 

آسمان خراش های اطراف ورزشگاه ؛ جایی برای تماشای فوتبال بدون خرید بلیت 

 

 

« رودریگو پارا سالیناس » یک هوادار متعصب بولیوار است. هواداری که بیشتر از ۳۰۰ پیراهن بولیوار را جمع کرده است. او می‌گوید:  ، اکنون بیشتر از یک جشن است. متفاوت است. لاپاز شهری است که به عنوان مرکز اقتصادی و سیاسی بولیوی شناخته می‌شود. مردم از تمام مناطق کشور حضور دارند. ما در آرامش زندگی می‌کنیم. سطح تحمل بالاست زیرا همه می‌دانند که طرفداران هر دو باشگاه لزوماً در لاپاز متولد نشده‌اند... 

 

 

 

 

تنها چیزی که شاید فوتبالی ها از بولیوار می دانند. تلاش برای جذب بکام!

و اما رقیب استرانگست یک قهرمان است، آن‌ها در فوتبال ۱۵ قهرمانی دارند ولی دلیل محبوبیت آن‌ها قهرمانی ها نیست . بلکه چیز دیگری است. 

 

رناتو ساینز که سابقه بازی در ژول ریمه ۱۹۳۰ را داشت در روز‌هایی که کاپیتان تیم به دست پاراگوئه‌ای‌ها اسیر بود برای تیم می‌جنگید. جنگی بزرگ، جنگی برای این که باشگاه منحل نشود. تا استرانگست سال‌ها بعد بازیکنانی را به تیم ملی بولیوی معرفی کند . ساینز یک قهرمان است ؛ بگذارید اینطور بگویم :« ساینز نمونه خاصی از یک قهرمان است.»

استرانگست و بازیکنانش در جنگ چاکو خیلی به بولیوی کمک کردند.

 

 

 

 

 

 

 

 

از رناتو زیاد تصویر به جا نمانده است .‌‌ تصویر پایین یکی از معدود تصاویر اوست . به هر حال ، او قهرمان پنهان است.

 

 

 

رنالتو ساینز ؛ نمونه خاصی از یک قهرمان ...

 

لوگوی باشگاه بارها تغییر کرده است . اما آنها هیچ وقت زرد و سیاه را از یاد نبرده اند .

 

به هر حال اینجا چه مردم فقیر باشند چه غنی، پیر باشند یا جوان، مرد باشند یا زن، همه خوشحال هستند. خوشحال را با یک باریکه لبخند روی صورت می‌توان تشخیص داد. و لذت‌هایی مانند خوردن یک کاسه چوب ده‌مانی در سرمای زمستان.