مسافر شهر غمی غریبی مثل خودمی تو صورتت پر از غمه غصه داری یه عالمه دوست داری درد و دل کنی

دلت گرفته از همه غریبه توی غربت نگی چی شد محبت بگی میگن دیوونه است حرفاش چه بچه گونه است

تقصیر آدما نیست این همه درد دوا نیست آب و نون و نفس کجا اومدی تو قفس تو هم مثل همه ما ها

سر دو راهی موندی و دل رو به دریاها زدی گفتی غریبی بهتره واسه همه در به درا این دیگه راه آخره تو شک و توی تردید چشمات کجا رو می دید

کاری از اتحادیه طرفداران سیاوش قمیشی