چارلی چاپلین ، با نام «سر چارلز اسپنسر چاپلین » زاده ۱۶ آوریل ۱۸۸۹ - درگذشته ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷ کمدین ، تهیه کننده، نویسنده، هنرپیشه، کارگردان ، و آهنگساز بریتانیایی که به طور گسترده ای فعالیت می کند. او به عنوان بزرگترین هنرمندان طنز پردازان سینما و یکی از مهم ترین چهره های تاریخ سینما شناخته می شود . و همچنین چارلی چاپلین توانست در دوران فعالیت هنری و حرفه ای اش سه بار جایزه اسکار را دریافت کند. او در نقش خود بسیار ظریف و واقعی وارد می شد و همه را به خنده وا می داشت.
چاپلین در زمینه سینما ۵۳ سال فعالیت کرد که شروع فعالیتهای وی از سالن ویکتوریا انگلستان به عنوان پسربچهای آغاز شد و تا سن ۷۸ سالگی ادامه یافت. وی در سال ۱۹۱۹ همراه با تعدادی از دوستان سینمایی خود اتحادیه سینماگران را تاسیس کرد.
چاپلین یکی از محبوب ترین و بزرگترین هنرمندان قرن بیستم میلادی و تاریخ سینما است.

| درشهری که همه در آن می لنگد به کسی که درست راه میرود میخندند. |
| وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما نشان میدهد ،شما هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید. |
| ازدواج مثل بازار رفتن است تا پول و احتیاج و اراده نداری بازار نرو. |
| زندگی می تواند فوق العاده باشد اگر مردم تو را تنها بگذارند |
| ما بیشتر از زندگی ماشینی، به انسانیت نیاز داریم بيشتر از باهوشی و زیرکی به مهربانی و ملایمت نیاز داریم بدون این ویژگی ها زندگی خشن خواهد بود و همه چیز از دست خواهد رفت |
| خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم میتوانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم؟ |
| بزرگ ترين الماس جهان آفتاب است،که خوشبختانه بر گردن همه مي درخشد. |
| این یکی از تضادهای زندگی ما است ،که آدم همیشه کار اشتباه را در بهترین زمان ممکن انجام دهیم. |
| اگر مدام نگاهت به زمین باشد هرگز رنگین کمان نخواهی دید. |
| نقاش کامل آنست که از هیچ برای خود سوژه بسازد. |
| شکست خوردن ناراحتی ندارد.آدم باید شجاع باشد تا بتواند از خودش یک احمق بسازد! |
| دنیا آنقدر وسیع است که برای همه مخلوقات جا هست. به جای آن که جای کسی را بگیرید، تلاش کنید جای واقعی خودتان را بیابید. |
|
آدم هایی که روح بزرگی دارند…
عقده های کمتری دارند!
شعور بیشتری دارند و قلب مهربان تری…
برای همین نباید از آنها ترسید، آدم های کوچک و حقیر با عقده های بزرگ و ترسناکترند!
چون از صدمه زدن به دیگران ترسی ندارند...
|
| اگر شاد بودی آهسته بخند تا غم بیدار نشود و اگر غمگین بودی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود. |
| شاید زندگی آن جشنی نباشد که تو آرزویش را داشتی،اما حالا که به آن دعوت شده ای، تا میتوانی زیبا برقص. |
| حتی تظاهر به شادی نیز برای دیگران شادی بخش است. |
| انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد. |
| آموخته ام… با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه، دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه. |
| اگر فقط لبخند بزنی متوجه می شوی که زندگی هنوز هم ارزشمند است |
| آموخته ام… که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد ، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی |
| اگر می خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید. |
| خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند… |
| فیلمسازان باید به این نکته نیز بیاندیشند که فیلم هایشان را در روز رستاخیز با حضور خودشان نمایش خواهند داد… |
| هیتلر و چارلی چاپلین تقریبا هم سن بودند هیتلر فقط چهار روز از چارلی چاپلین کوچکتر بود:
این سرنوشت ما دو تا بود که یکی دنیا را به خنده بندازه و دیگری به گریه و اگر سرنوشت می خواست کاملا بر عکس می شد. |
| برای خنده واقعی باید بتوانید درد خود را تحمل کنید و آن را به بازی بگیرید. |
| زندگی نمایشی است که امکان تمرین کردن ندارد پس پیش از آنکه پرده را بکشند و نمایش بدون تشویق دیگران خاتمه یابد
آواز بخوان، گریه کن، قهقهه بزن! |
| هر کسی می تواند مردم را بگریاند، اما فقط یک نابغه می تواند آن ها را بخنداند |
| بهترین دوست من آینه است، او هرگز با گریه من نمی خندد... |
| من عاشق قدم زدن زیر باران هستم.
چرا که هیچ کس نمی تواند زیر باران اشکهایم را ببیند. |
| زندگی می تواند آزاد و زیبا باشد ولی ما راه را گم کرده ایم. |
| در این دنیای مملو از شر، هیچ چیز همیشگی نیست
حتی رنج های ما! |
| زندگی از نزدیک تراژدی و از دور یک کمدی است. |
| زندگی نمایشی است که امکان تمرین کردن ندارد پس پیش از آنکه پرده را بکشند و نمایش بدون تشویق دیگران خاتمه یابد
آواز بخوان، گریه کن، قهقهه بزن! |
| یک سیب افتاد و جهان از قانون جاذبه با خبر شد ، ولی میلیون ها جسد افتاد ولی بشر معنی انسانیت را درک نکرد! |
| من اگر پیامبر بودم ، رسالتم شادمانی بود ، بشارتم آزادی و معجزه ام خنداندن کودکان…
نه از جهنمی میترساندم و نه به بهشتی وعده میدادم ، تنها میآموختم اندیشیدن و انسان بودن را… |
| آخرین روز زندگی ما روزی است که نمیخندیم... |
| اشتباهم این بود هر جا رنجیدم
خندیدم
فکر کردند درد ندارد
ضربه ها را محکم تر زدند... |
| تنها میخوام یک چیز باقی بمونم
میخوام فقط و فقط یک دلقک باقی بمونم، نه هیچ چیز دیگه این دلقک بودن من رو حتی از سیاستمداران بالاتر می بره. |
«کتاب صوتی سرگذشت من اثر چارلی چاپلین» را در YouTube تماشا کنید. https://youtu.be/axbzMMPASNE
● برای دیدن همه ی پست های من اینجا کلیک کنید.