سزار یکی از پادشاهان بزرگان بود که حکومت او از ایتالیا اغاز میشد و شامل  برخی از کشورهای اسیایی و افریقا و اروپا را در بر میگرفت ، داستان به زمانی بر میگردد که دو گروه فریسیان و صدوقیان  خواستند ، برای عیسی دامی پهن کنند ، تا به وسیله ان عیسی مسیح را اعدام کنند ، تا بدین وسیله  از شهرت و مقام و اثری گذاری او در شهرها و کشورها مقابله کنند.  د گروه فریسیان و صدوقیان نوعی یهودی و کشیش و آخوند بودند که عمدتا در معبد بودند و نقش های سیاسی و اجتماعی و مذهبی را هم عهده دار بودند. ↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩↩

 

یک روز این دو گروه پس از مشورت با هم میگویند ، به عیسی مسیح بگویم ، آیا ما باید مالیات به این حکومت رم بپردازیم ؟  اگر عیسی مسیح گفت خیر ! پس بهانه ای داریم او را اعدام کنیم زیر او مردم را به مخالفت و شورش هدایت کرده است.و اگر هم بله میگفت ، در این صورت عیسی مسیح  بد جلوه میشد و بد نام میشد .پاسخ "بله" او را در مقابل یهودیان میهن پرست بدنام  می کند، و علاوه بر این، کفر محسوب می شود - زیرا یهودیان خود را ملت منتخب خدا می دانستند.

??????????????????????????????????????????

در جمعی از عیسی مسیح این سوال را پرسیدند ،سپس عیسی مسیح گفت ؛

؟ یک دینار به من نشان بده: تصویر و کتیبه چه کسی روی آن است؟ جواب دادند: سزارین. به آنها گفت: پس آنچه برای سزار است را به خود سزار بدهید، اما آنچه را که خداست به خدا بدهید. و یهودیان نتوانستند او را در برابر مردم در کلامش بگیرند و چون از پاسخ او شگفت زده شده بودند، ساکت شدند.