مهرداد دوم یا اشک نهم، نهمین شاهنشاه اشکانی است .به او لقب بزرگ را به دلیل مقتدر بودن در همه امور حکومت تا نظامی و نظم و سازمان دادن به تمام امور ایران و برقرار کردن اقتدار مطلق پادشاهی بعد از دوره هرج و مرج بعد از مرگ فرهاد دوم به او داده‌اند. وی هنگامی به شاهی رسید که ایران از هر سو آماج تهاجم اقوام مختلف شده بود و در درون کشور نیز مخالفان از هر سو برای به‌ دست آوردن قدرت به مقام پادشاه حمله می‌کردند. مهرداد با دلاوری و درایت تمام نواحی اشغال شده را پس گرفت و مرزهای ایران را در شرق تا کوه‌های هیمالیا و در غرب تا میان رودان رساند.

در زمان پادشاهی او دولت اشکانی به یکی از بزرگترین قدرت‌های زمان خود تبدیل شد. این شاه یکی از شاهان بزرگ اشکانی است و در زمان او ایران بر سکاها و مردمان صحراگرد که از طرف شمال فشار بر ممالک ایران می‌نمودند فائق آمد و مهرداد چنان شکست سختی به آنها داد که دیگر تا مدت‌ها متعرض ایران نشدند و نیز از زمان این شاه ایران در مرحله‌ی جدیدی داخل شد. توضیح آنکه دولت عالمگیر روم تمام عالم غرب را تسخیر کرده به سرحدات ایران نزدیک گردید و اوضاع جدیدی در آسیای غربی پیش آمد. در زمان پادشاهی او ایران و روم هم‌مرز شدند. خلاصه اوضاع در چند کلمه این است: از یک طرف دولت جمهوری روم (بعدها امپراتوری روم) تسخیر ایران و هند را برای تکمیل جهانداری خود لازم می‌دید و از طرف دیگر ایران که به طرف غرب بسط و توسعه می‌ یافت با این حریف قوی و زبردست که عالم را عاجز کرده‌ بود قهرا مواجه می‌شد. در نتیجه این پیشامدهای تاریخی ایران و روم در مدت چند قرن با هم بر سر تقسیم عالم در مبارزه و جنگ بودند و کشمکش اشکانیان با رومی‌ها با فاصله‌هایی در سه قرن دوام یافت و پس از انقراض آنها هم سلسله این جنگ‌ها نگسست؛ چه ساسانیان نیز چنان‌که بیاید در مدت چهار قرن با رومی‌ها و یونانی‌ها در زد و خورد بودند.

وی همچنین به اوضاع داخلی ایران نظم و سازمان داد و اقتصاد شکوفایی را پایه‌ ریزی کرد و فقر در کشور از بین رفت. طول دوره حکمرانی مهرداد بزرگ را یکی از عصرهای زرین و پرشکوه تاریخ ایران می‌خوانند. مهرداد دوم از شاهان اشکانی بود که مانند شاهان هخامنشی خود را شاه شاهان خواند.

جنگ ها: 

مهرداد پس از نشستن بر تخت شاهی، نخست بابل را از تازیان پس گرفت و سپس لشکر به ارمنستان کشید. وی در سال ۱۱۳ پیش از میلاد سراسر میان‌رودان را به دست آورد و آنگاه رو به شرق نهاد.

پیش از رسیدن مهرداد به شاهی، در حدود سال ۱۳۳ پ. م در شرق، سکاها به مرزهای ایران و بلخ تاختند، دولت بلخ را نابود کردند و دولت‌های کوچک یونانی را تا نزدیک هندوستان از میان بردند. آنها به داخل ایران نیز هجوم آوردند و پارت و گرگان را لگدکوب اسبان خود کردند. گروهی از آنان به سیستان و باختر رفت و حکومتی سکایی پدیدآوردند و از این پس سرزمین زرنگ سکستان نامیده شد. حتی اردوان یکم شاه ایران که پدر مهرداد دوم بود نیز در نبردی با آنان کشته شد. مهرداد با نبردی سهمگین سکاها را چنان شکست داد که دیگر مدت‌ها متعرض ایران نشدند. او پارت و هرات را آزاد کرد و دولت سکایی سیستان را وابسته به دولت اشکانی کرد. وی همچنین مرو و بخش‌هایی از فرارود را نیز تصرف کرد. او همچنین در نبردی که در شمال عربستان کنونی انجام شد، چادرنشینان تازی را که قصد وارد شدن به قلمرو حکومت اشکانی را داشتند، شکست سختی داد و آنها را تا مرکز بیابان عربستان عقب راند.

مهرداد دوم به آدیابنه، گوردین و اسروئن حمله و این شهرها را فتح کرد و مرزهای غربی قلمرو اشکانی را به فرات تغییر داد. در آنجا اشکانیان برای اولین بار با رومیان روبرو شدند. در سال 96 قبل از میلاد میتریدات دوم یکی از مقامات خود به نام اوروباز را به عنوان فرستاده ای نزد سولا فرستاد. با افزایش قدرت و نفوذ رومیان، اشکانیان به دنبال روابط دوستانه با رومیان بودند و بنابراین می خواستند به توافقی برسند که احترام متقابل بین دو قدرت را تضمین کند. مذاکراتی دنبال شد که در آن سولا ظاهراً دست برتر را به دست آورد که اوروباز و اشکانیان را مانند التماس کنندگان جلوه داد. اوروباز به همین علت بعداً اعدام شد.

 

 

سرزمین های غربی و رومیان: 

به دلیل اهمیت سرزمین‌های غربی ایران و میان‌رودان، مهرداد در سال ۹۴ پ.م. به سرزمین‌های شمالی میان دجله و فرات تاخت و پس از کسب پیروزی‌هایی در این منطقه، رود فرات را به عنوان مرز غربی ایران تعیین کرد. وی همچنین در امور ارمنستان که دارای اهمیت بسیاری بود دخالت کرد. در سال ۹۶ پ.م. حکومت جمهوری روم در راستای سیاست جهانگشایانه خود به کرانه غربی رود فرات رسیدند و مصمم بودند که ایران و هند را به قلمرو خود ضمیمه کنند. فرمانده قوای روم شخصی به نام لوکیوس کورنلیوس سولا بود. مهرداد به خاطر گرفتاری‌های زیادی که در آن زمان برای اشکانیان پیش آمده بود، صلاح دید که با رومیان وارد جنگ نشود، لذا به آنان پیشنهاد صلح کرد. این پیمان بسته شد، ولی نماینده حکومت اشکانی به دلیل تحقیری که سولا بر او روا داشته بود، در بازگشت اعدام شد.

رسیدگی به امور داخلی: 

پس از پیروزی‌هایی که ذکر آن رفت، مهرداد فرصت یافت تا به امور داخلی کشور بپردازد. او نخستین کس از خاندان اشکانی است که خود را شاهنشاه خواند و ادعا کرد که خاندان اشکانی از نسل اردشیر دوم هخامنشی است. این کار او اقدامی آگاهانه بود تا اشکانیان را ادامه دهنده هویت ایرانی نشان دهد و همین‌طور این کار حکومت اشکانیان را در پرتو ارتباط یافتن با هخامنشیان بر حق جلوه داد. مهرداد دوم به فرهنگ، آداب و سنن ایرانی بسیار پای بند بود. وی با تلاشی خستگی ناپذیر بر آن شد تا فرهنگ ایرانی را از مظاهر فرهنگ یونانی هلنی پاک کند. در عرصه بازرگانی و سر و سامان دادن به اقتصاد کشور، مهرداد اقدامات بسیاری کرد و در روزگار او بود که راه بازرگانی ایران به چین که در تاریخ به راه ابریشم معروف است، گشوده شد. از این پس مبادلات کالا میان چین، هند و برخی سرزمین‌های دیگر موجب شکوفایی اقتصاد کشور گردید.

فرجام مهرداد دوم اشکانی: 

در پایان زندگی مهرداد دوم در شرق و غرب قلمرو اشکانیان تهاجماتی صورت گرفت. تیگران (Tigranes) شاه ارمنستان از مرگ مهرداد بهره جست و بخش شمالی میان رودان را تصرف کرد. در این زمان گودرز که در زمان مهرداد دوم در بابل قیام کرده بود، برای مدت کوتاهی به شاهنشاهی رسید. ارُد گودرز را از حکومت انداخت و پس از دوره کوتاهی سیناتروک بر جای او به شاهنشاهی نشست. آخرین سال‌های حکومت مهرداد دوم در دوره‌ای اتفاق افتاد که از نظر علمی به عنوان «عصر تاریک پارتیان» نامیده شد، که به دوره‌ای سه دهه در تاریخ امپراتوری اشکانی اشاره دارد که از مرگ (یا سال‌های آخر) مهرداد دوم شروع می‌شود. به دلیل فقدان اطلاعات روشن در مورد وقایع این دوره در امپراتوری، به جز یک سلسله سلطنت، ظاهرا به طور مشترک، از آن به عنوان "عصر تاریک" یاد می شود. تنها با آغاز سلطنت ارد دوم در حدود ۵۷ قبل از میلاد، که سلسله فرمانروایان اشکانی را می توان دوباره به طور قابل اعتمادی ردیابی کرد. سکه‌ها، نقش برجسته‌ها و یادداشت‌های نجومی بابلی، گودرز را پسر و وارث مهرداد دوم می‌دانند. بر اساس یک نقش برجسته به شدت آسیب دیده در بیستون، گودرز به عنوان "ساتراپ ساتراپ ها" در زمان پدرش خدمت کرده است.پس از مرگ مهرداد دوم در سال ۹۱ قبل از میلاد، گودرز در بابل به عنوان پادشاه معرفی شد.  

توجه:برای اینکه پست طولانی نشه مجبور شدم بعضی چیزا از جمله اتفاقات بین تیگران و مهرداد دوم رد حذف کنم. 

❤ممنون که خواندی❤