خاطره تاریخی حج اصغر عزیز از رضا بیگ ایمان وردی البته لطف کنید قبلش خاطره شنیدنی حج اصغر از بهروز وثوقی را مطالعه کنید

https://www.tarafdari.com/node/2262929

این لینک هم شعر حج اصغر عزیز در وصف سلطان کریس ببینید

https://www.tarafdari.com/node/2270713 حج اصغر مرد بزرگ تاریخ کشورمان و یونان فن متعصب دیار زاینده رود تعریف می کرد بیگ ایمان وردی برای بازی در فیلم ولگرد قهرمان به اصفهان اومده بود این فیلم سال ۱۳۴۲ شمسی اکران شد داشتم در خیابان مجسمه(خیابان انقلاب فعلی) راه می رفتم توجهم به یک مرد جلب شد که کلاه نقابی گذاشته بود و نیمی از صورتش را زیر کلاه مخفی کرده بود و چند نفر هم کنارش بودند بلادرنگ فهمیدم رضا بیگ ایمان وردی هست جلو رفتم خودم را معرفی کردم گفتم مسئول آپارات سینماهای اصفهان هستم بیگ ایمان وردی تا فهمید در سینما کار می کنم کلی تحویلم گرفت اون چند نفر هم که کنارش بودند کتک خورهای فیلم ولگرد قهرمان بودند (شاید منظور حج اصغر از واژه کتک خورهای فیلم همان سیاهی لشگرهای فیلمها هست که ایشان با این لفظ آنها را خطاب کرده البته باید در دیدار بعدی از ایشان بپرسم) رضا بیگ ایمان وردی اول آدرس محل اقامت خودشان در هتل شاه عباسی اصفهان را بهم داد بعد آدرس دفتر خودش و بازیگران همکارش در تهران را بهم داد گفت تهران اومدی حتما بهم سر بزن دفترشان در خیابان منوچهری خیابان ارباب جمشید بود بعد حج اصغر می گفت بعد این دیدار به هتل شاه عباسی رفتم و بیگ را ملاقات کردم به بیگ گفتم میشه بیایی سینما با هم صحبت کنیم بیگ گفت متاسفانه نمی تونم بیام چون مردم با دیدن من هجوم میارن و جمعیت هُوار میشه(تعبیر هُوار که حج اصغر عزیز به کار برده در گفتگوی عامیانه اصفهانی ها به معنی هجوم ناگهانی جمعیت و خطرهای بعد آن هست که این تدبیر بیگ قابل تحسین است) حج اصغر می گفت بعد مدتی رفتم تهران خیابان ارباب جمشید حوالی ساعت یک بعد از ظهر بود وارد دفتر شدم بیگ حسابی تحویلم گرفت و از من پذیرایی کردند بعد مدتی دیدم سرکوب و مرجان وارد دفتر شدند مرجان کلاه بوقی بزرگی روی سرش بود و برای اینکه خیلی در ملا عام شناخته نشه عینک دودی بزرگی گذاشته بود مرجان با من دست داد و تا فهمید اصفهانی هستم بی نهایت خوشحال شد حج اصغر می گفت مرجان حسابی خنده رو بود نزدیکهای ساعت دو بعد از ظهر شد بیگ گفت امشب بمون تا به اقامتگاه خودمون ببرمت و اونجا مهمان ما باشی حج اصغر به بیگ میگه متاسفانه باید ساعت سه با آژانس مسافرتی لوان تور به اصفهان برم بیگ تلفن حج اصغر را می گیره تا در سفر بعدی که به اصفهان اومد باهاش ملاقات کنه که این اتفاق نیافتاد و ظاهرا بیگ دیگه اصفهان نیومد حج اصغر می گفت بسیار ناراحت شدم دیگه نتونستم بیگ را ببینم و بعد اینکه انقلاب شد کلی از اموال بیگ مصادره شد و بیست و پنج سال بعد انقلاب هم بیگ به خاطر سرطان ریه فوت شد(در عکسهایی که خودم در گوگل از بیگ دیدم متاسفانه ایشان سیگار می کشیده و به احتمال بسیار زیاد فقط به سیگار بسنده نمی کرده که سرطان ریه گرفته)

در پایان دعوت می کنم این لینک هم ببینید

https://www.tarafdari.com/node/2284955

?????