مهستان نخستین مجلس رسمی ایران است که به دستور مهرداد یکم تاسیس شد.

اختیارات نامحدود ژوستن، دیگر مورخ نامدار رومی، حدود اختیارات مجلس مهستان را نامعقول ارزیابی کرده است. وی یکی از دلایل تضعیف و نهایتاً فروپاشی اشکانیان را اختیارات نامحدود این مجلس و تندروی‌های اشراف و نجبا دانسته است. پادشاه در انتخاب اعضای مجلس بزرگان، تنها حق نظارت داشته و نتیجه انتخابات و صحت آن ‌را تایید می‌کرده و اعیان، اشراف و نجبا بوده اند که اعضای این مجلس را انتخاب می‌کرده اند. این ترتیب و شیوه اداره، نزدیک به ۵ قرن در حکومت اشکانیان بر مجلس مهستان حکمفرما بود و اعضای آن همچنان از بزرگان و اشراف پارتی انتخاب می‌شد.  
اختیارات نامحدود: ژوستن مورخ نامدار رومی حدود اختیارات مجلس مهستان را نامعقول ارزیابی کرده است. وی یکی از دلایل تضعیف و نهایتا فروپاشی اشکانیان را اختیارات نامحدود این مجلس و تندروی‌های اشراف و نجبا دانسته است. پادشاه در انتخاب اعضای مجلس بزرگان تنها حق نظارت داشته و نتیجه انتخابات و صحت آن ‌را تایید می‌کرده و اعیان اشراف و نجبا بوده اند که اعضای این مجلس را انتخاب می‌کرده اند. این ترتیب و شیوه اداره، نزدیک به ۵ قرن در حکومت اشکانیان بر مجلس مهستان حکمفرما بود و اعضای آن همچنان از بزرگان و اشراف پارتی انتخاب می شد.  
تاریخی‌ترین تصمیم مهستان: اکثر مورخان ایرانی و غیر ایرانی از تاثیر بی‌چون و چرای مجلس مهستان بر تصمیمات حکومتی اشکانیان نوشته‌اند در این حال مورخان رومی هم این مجلس را با سنای روم مقایسه کرده‌اند.  یکی از تاریخی‌ترین تصمیمات مهستان، برکناری مهرداد سوم از سلطنت به دلیل آنچه بی‌رحمی و اعمال خشونت و انتخاب اُرد برای جانشینی وی در منابع تاریخی ذکر شده است.  
حسن پیرنیا در تاریخ ایران باستان نوشته است: شاهان اشکانی حکومت مطلقه نداشته اند بلکه مجلس مشورتی بوده که امور مهمه در آنجا حل و عقد می‌شده. مجلس مشورت تشکیل می‌یافته از شاهزادگان اشکانی که به حد رشد رسیده بودند یا از رؤسای هفت خانواده که از نجبای درجه اول بودند گاهی این دو مجلس با هم ترکیب می‌یافت و روحانیون درجه اول نیز به آن منضم می شدند. در این صورت این مجلس را مغستان می‌نامیدند. مجلس شاهزادگان و نجبا را مورخین رومی (سنا) نامیده اند. اختیارات این مجلس خیلی زیاد بود در صورتیکه مجلس مغستان چندان نفوذی نداشت.
پروفسور آرتور کریستنسن در این باره نوشته است: یوستینوس این مجلس شورا را سنا خوانده است و ما می‌دانیم که سرداران و حکام از میان اعضای این مجالس انتخاب می‌شده اند. بنابراین حکومت و سرداری شغل موروث نبوده است. اعضای سنا خود را خویشاوندان شاهنشاه می‌خوانده اند و همه از خاندان سلطنت یا از افراد شش دودمان ممتاز دیگر بودند… همچنین قرائنی در دست است که انجمن دیگری هم در کار بوده که آنرا مجمع دانایان و مغان می‌توان نامید. سلاطین اشکانی رأی آنان را در امور محل اعتنا قرار می‌دادند … لکن چنین می‌نماید که نفوذ (انجمن مغان) چندان قوتی نداشته و هرگز شنیده نشده است که مجمع دانایان و مغان در سرنوشت سلطنت اشکانی تأثیری کرده باشند. قدرت آن فقط مشورتی بوده است برخلاف مجلس سنا که در کشور قوه حقیقی محسوب می شده است.