حضور در استمفوردبریج حالا برای هر مربی ای مانند حضور در جهنم است.

 

 

 

زمانی که تادبولی در سال ۲۰۱۹ به بلومبرگ جمله‌ای گفت که هیچ کس فکر نمی‌کرد آینده چلسی را متحول کند.  وقتی در حال بزرگ شدن بودم، پک من (Pac-Man) و دانکی کونگ (بازی‌های ویدیویی) رایج بودند. من چیزی درباره منچستریونایتد، چلسی و تاتنهام نمی‌دانستم. من چیزی درباره این باشگاه‌ها نمی‌دانستم. بچه‌ها این روز‌ها کاملاً از این که چه چیزی بهترین است، آگاه هستند و لیگ برتر بهترین است. ” قبل از هر چیز بیایید صحبتی از سیمون جانسون را برای شما نقل کنم: «تبدیل شدن بولی به فردی سرشناس نیز روند قابل توجهی را طی کرده است. او تأیید کرده که بهترین دانشجو در دانشگاه ویلئام‌اند ماری که دومین دانشگاه قدیمی در آمریکا پس از هاروارد به حساب می‌آید، نبوده و همچنین مطمئن نیست که چطور وارد کار تجاری شده است. توصیه‌هایی از استیو سورکین، معلم هندسه سابقش در مدرسه لاندون در مِریلند، باعث شد که او از انگلیس درخواست پذیرش کند و همین اتفاق فرصتی را برای کار در سیتی‌بانک لندن همزمان با تحصیل در دانشکده اقتصاد لندن برای او فراهم کرد. این جرقه آغاز دوران حرفه‌ای او بود، بنابراین جای تعجب نیست که او علاقه خاصی به انگلیس و پایتخت این کشور دارد. کسانی که با بولی دیدار داشته‌اند، او را فردی باهوش اما در عین حال خویشتن‌دار، منطقی و زیرک می‌دانند. برای مثال به این مورد توجه کنید که اولین سرمایه‌گذاری‌ای که الدریج در زمینه تکنولوژی کرد، روی شرکتی به نام Replay Technologies بود. این کار شامل قرار دادن ۹ دوربین دور زمین ورزشگاه خانگی داجرز برای دادن زاویه دید ۳۶۰ درجه به بیننده‌ها بود. شرکت بولی بعدتر این را به اینتل فروخت و حالا تمامی ورزش‌های آمریکا از آن در پخش بازی‌ها استفاده می‌کنند. »  در دانشکده لندن بود که او روی دیگری از روحیه رقابتی را نشان داد. او یکی از اعضای تیم کشتی بود که در سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ قهرمان تورنمنت ایالتی شد و امکانات و ساختمان‌های آنجا حالا به نام او هستند.  خب این‌ها را برای چه گفتم؟  اصلاً بیایید با شما چند نکته را در میان بگذارم. ما داریم راجع به لیگی حرف می‌زنیم که سالی نشده که در آن خروج اف اس جی از لیورپول ترند توییتر نشود‌. این موضوع وقتی جنبه عجیب‌تری پیدا می‌کند که بدانیم که لیورپول در تمام سال‌های گذشته، منهای پارسال عملکرد خوب و قابل قبولی داشته است. اما آن‌ها همیشه به نقل و انتقالات گله دارند. آخرینش هم همین امسال، چرا کایسدو به آنفیلد نیامد؟ چرا کونه نیامد؟ و چرا‌های دیگری که جوابش را البته یورگ اشماتکه باید بدهد. خب، زیاد درگیر لیورپول شدیم، به مبحث خودمان برگردیم.  چلسی با اختلاف در این تابستان و تابستان قبل بزرگترین خرید‌کننده بوده و در سیاره پشه‌های توئیتری، اینطور تلقی می‌شود که آن‌ها نقل و انتقالات را برده‌اند؛ جایی که حجم فعالیت همواره نشان دهنده موفقیت است. ولی سرنوشت آن‌هایی که پیش‌تر نقل و انتقالات را برده‌اند این را نشان نمی‌دهد. بیایید مثالی بزنیم، اورتون در سال ۲۰۱۷ را به خاطر دارید؟ این است که ما را ملزم می‌کند پیش از اینکه به تمجید از خرید‌های جدید بپردازیم، کمی صبر کنیم. به تابستان قبل فکر کنید.

 

مثلاً زمانی که کایسدو خریده شد همه این را یک برد نقل و انتقالاتی برای چلسی قلمداد می‌کردند. اما کایسدو خوب نبود، اصلاً خوب نبود... بیایید به عقب برگردیم. عقب‌تر از پاتر، توخل و لمپارد، به دوره خوزه مورینیو برگردیم. به خرید‌های آن مقطع چلسی دقت کنید. اوبی می‌کل، کاستا و فریرا... خرید‌هایی که به معنای واقعی کلمه برای چلسی بازیکن بودند.

اصلأ بیایید به سیاست‌های اشتباه تاد بولی نگاه کنیم. به عنوان مثال چلسی از خرید بازیکن بالای ۲۵ سال خودداری کرد. این بدان معناست که جیمز مدیسون ۲۶ ساله، که شروع بسیار خوبی در تاتنهام داشته است نمی‌تواند در استمفوردبریج مورد توجه قرار گیرد.  مدیسون تا الان در ۴ بازی ۲ گل و ۲ پاس گل داده است... در واقع سیاست‌های تادبولی زمین تا آسمان با سیاست‌های رومن آبراموویچ فرق دارد. در واقع تنها برای پشه‌های توییتری است که تادبولی می‌تواند مدیر محبوبی باشد. آن‌ها فکر می‌کنند او بازیکن می‌خرد، پس مدیر خوبی است. سؤالی که باید از تاد بولی و شرکای او در چلسی پرسید این است که حاصل این خرج‌ها چه شد؟ حضور در نیمه دوم جدول؟

 

در آن مقطع مدیریت چلسی بر عهده رومن آبراموویچ بود.

 

 

راجع به این پشه‌های توییتری این را هم به شما بگویم که 

آن‌ها همان کسانی هستند که در سال ۲۰۲۰ تایمز درباره آن‌ها نوشت: 

« آن‌ها عکسی از برندن راجرز را کنار فرانک لمپارد قرار داده‌اند و پیام این عکس این است که چلسی با خرید‌های بسیاری که انجام داده، روند درستی را در پیش گرفته است. » در میانه فصل اما لمپارد اخراج شد، و چلسی با توخل به قهرمانی در اروپا رسید. همین نشان می‌دهد که اگر ما یک تیم فوتبال را به مانند یک تسبیح در نظر بگیریم مربی نخ تسبیح تیم است. بیایید نگاهی به مثلاً پروژه جوان گرایی تاد بولی بیندازیم. گابریل اسلولینا، فوفانا، آندری سانتوش و کارنی چوکوامکا، استعداد‌های جوانی بوده‌اند که جذبشان، مجموعاً ۵۱. ۵۹ میلیون یورو هزینه در بر داشته است. و این در حالیست که به جای مثلاً جوان گرایی می‌شد بازیکنی مثل جیمز مدیسون خرید. نمی‌دانم... شاید بهترین جمله به تاد بولی این جمله ویلئام فیتر باشد

 

:«ثروت از انرژی و‌ایده نشئت می‌گیرد. »...