قرار بود جام جهانی 1950 در کشور برزیل انجام شود و هندوها به برزیل سفر کنند اما پس از برآورد هزینه، مسئولان ورزش کشور هند از اعزام بازیکنان فوتبال این کشور به برزیل منصرف شدند چرا که عملا پولی در بساط نبود. بازیکنان هند نه پولی برای خرید بلیت سفر به برزیل داشتند و نه حتی برای خرید کفش و پیراهن ورزشی. این حادثه تلخ، کشورشان را به ورطه غم و اندوه فرو برد.

 

 

فاصله‌ی میان تیم حشمت خان مهاجرانی با نخستین حریف خود در راه مسابقات مقدماتی جام جهانی 1978 آنقدر زیاد است که ایران، با وجود سه مصدوم و نمایشی پرانتقاد در یک زمین فوتبال آماتوری، به آسانی و با 3 گل نسخه‌ی حریف را می‌پیچید... در دی ماه 1355... ژانویه‌ی 1977... در اولین حضور کشوری به نام عربستان سعودی در مقدناتی جام جهانی معتبر... در همان روزهایی که ملک فیصل ملک فیصل بن عبدالعزیز، پادشاه پیشرو سعودی و مرد سال مجله‌ی تایم، قراردادی 50 میلیون دلاری با جیمی هیل انگلیسی، مربی سابق کاونتری و مجری بی بی سی امضا می‌کند.... قراردادی برای رشد و توسعه‌ی فوتبال در عربستان. قراردادی که یک دهه بعد و با ظهور نسلی جدید بازیکنان ارزش سرمایه‌گذاری در آن عیان می‌شود. قراردادی که نیمه‌ی دوم دهه‌ی 80 در فوتبال آسیا را متعلق به سعودی‌ها می‌کند و البته ماجد عبدالله. ساخت استادیومی جدید با نام ملک فهد در ریاض، دعوت از انگلستان بابی رابسن برای بازی دوستانه، میزبانی تورنمنتی به نام ملک فهد که بعدها با نام جام کنفدراسیون‌ها شناخته می‌شود و....

 

با آغاز دهه‌ی 90، شاهین سبزرنگ لانه‌اش را جایی در نوک کوه بنا می‌کند. رویایی در آنسوی اقیانوس. رقبایی بزرگ و پسرانی تازه نفس، محمد الدعایه، محمد الخلاوی، احمد المدنی، خالدالموالید، سامی الجابر و .... بیایید به سرعت پرواز آن شاهین سبزرنگ چشم بدوزیم: روز 29 جولای 1994، واشنگتن دی سی، استادیوم رابرت کندی و عبور سعیدالعویران از مدافعان سرخپوش بلژیکی. این داستان پرواز شاهین سبزرنگ در سرزمین عقابهاست. داستان عربستان سعودی در جام جهانی 1994 امریکا... این فوتبال واقعی در عربستان است، نه فوتبالی که ما می شناسیم، همین فوتبال است که باعث می شود، بچه های پابرهنه در هر کوچه ای با ۴ تکه سنگ و یک توپ بازی کنند. این فوتبال واقعیست. نه خرج ملیون ها دلار پول، این دروغ است که سیاست در فوتبال تاثیر ندارد. و به همین خاطر است که با گل عویران هزاران نفر به تپش قلب می رسند. بگذریم،...

وقتی اتریش و سوئیس به طور مشترک میزبان جام ملتهای اروپا در سال ۲۰۰۸ شدند اولین چیزی که به فکر نویسندگان قدیمی افتاد ماجرای اتریش و آلمان بود. کشوری که یک روز از دید هیتلر حیاط خلوت آلمان نام گرفته بود و با خاک یکسان شده و از دید حزب فاشیسم به تلی از خاکستر تبدیل شده بود اکنون یک کشور مستقل نیمه ثروتمند در حال‌ توسعه و میزبان جام ملتهای اروپا لقب داشت.

هیتلر وقتی وین را با خاک یکسان کرد فقط از کلیسای جامع شهر و چرخ و فلک بزرگ شهربازی وین شگفت زده شده بود و غیر از این دو همه چیز را ویران کرد. حالا تیم ملی فوتبال آلمان که البته وارد اندیشه هیتلر نبوده و نیست قرار بود وارد خاک اتریش شود. مردم اتریش هنوز دلخوشی از آلمان ندارند و در هر تک بازی آلمان چنان در استادیوم علیه آنها شعار می‌دادند که روی بازی بازیکنان تیم ملی فوتبال آلمان نیز اثر گذاشتند. فوتبال برای آنها بود. نه برای شیوخ، پلاتینی، بلاتر و هر مافیای فوتبال؛ و هر کسی که به اسم فوتبال پول در بیاورد. کروس زمانی گفت

معلوم است که مقامات فیفا خیلی تلاش می‌کنند تا شفافیت مالی داشته باشند، اما مافیای فوتبال در ساختمان فیفا سکونت ندارد و تصمیمات مهم در محل دیگری اتخاذ می‌شود.

در آن زمان همه فکرهای مختلفی می کردند. اما سرانجام به این نتیجه رسیدند. اما آن زمان خیلی دیر بود، نیک میلر می گوید

در سال 2011 وقتی سپ بلاتر دنیا را با اعلام این خبر که جام جهانی  سال آینده در قطر برگزار خواهد شد، شوکه کرد، تیم ملی آنها در جایگاه صد و سیزدهم رده‌بندی فیفا قرار داشت و به عنوان رقیبی مضحک، ضعیف و باعث شرمندگی دیده می‌شد.

اما حضور در نیمه‌نهایی جام طلایی در تابستان امسال به این تیم کمک کرد که بالاترین جایگاه تاریخش در رده‌بندی فیفا را با قرار گرفتن در رتبه چهل و دوم به دست آورد. آنها حالا بالاتر از اسکاتلند، ایرلند، ایرلند شمالی، نروژ با ارلینگ هالند، غنا، ساحل عاج و مصر قرار دارند.

فکر اینکه بزرگترین فستیوال فیفا در کشوری با شهرت قطر برگزار می‌شود، در بهترین حالت ناخوشایند و در بدترین حالت از نظر اخلاقی تنفربرانگیز است.اما خوش‌تان بیاید یا نه، قطر می‌تواند افراد زیادی را در نووامبر سال آینده میلادی در زمین شگفت‌زده کند.

امروز ما می‌گوییم فوتبال برای ماست. نه غرق در ثروت‌ها، نه بلاتر و شیوخ..‌