داستان چلسی دوران پوچتینو رابطه ایست که هر روز ورود یک آدم جدید آن را پیچیده، پیچیده و پیچیده تر می‌کند. هنوز کسی از نقش تیاگو سیلوا در خط دفاعی خبر ندارد، انزو فرناندز و کانر گالاگر فقط سایه ای از ترکیب بهترین هافبک‌های یک دهه اخیر لیگ برتر در بریج را دارند، استرلینگ، تنها موتور پیشران تیم است که البته ثبات "رهبر یک تیم برنده" را نمی‌توان در ساقهای هنرمند او یافت و جکسن در خط حمله هنوز حتی شمایلی از دیدیه دروگبا، دیگو کاستا یا.... را به نمایش نگذاشته. بازیهای آغازین، خصوصا با تیم‌های پایین تر جدول، همیشه رویای یک برد خوب و سکویی برای پرتاب در چنین شرایطی است. و در مورد خاص بورنموث، رویای چیدن گیلاس برای بهتر و بهتر شدن رابطه‌ی مربی و باشگاه..... چیزی که هشت سال قبل ژوزه مورینیو در ماه دسامبر و در شرایطی شاید شبیه این روزگار چلسی، در بازی با بورنموث به دنبال آن می‌گشت.... چلسی- بورنموث فصل 2015/16

از همان ابتدا مشخص بود که پیوند دوباره‌ی ژوزه و چلسی، خاطرات خوش آن روزهای ابتدایی را ندارد... در تابستان، خبری از خرید حلقه‌ی ازدواج و طلا و نقره و زمرد در بریج نیست. پاییز، ابری تر از همیشه پیش می‌رود. با این حال دسامبر پرهیاهوی جزیره بارقه‌های از امید را برای زوج قدیمی به همراه دارد. چهار بازی با ناریچ، ساندرلند، واتفورد احتمالا آسان‌ترین بازی از نظر طرفداران برابر بورنموث. رقیبی که قرار است چلسی برای اولین بار در تاریخ لیگ برتر به مصاف آن برود. میهمانانی که سفر به استمفوردبریج برایشان یک رویاست، یک مربی جوان با صورتی گل انداخته که شمایل گفر هایی انگلیسی در دسته‌های پایین را دارد، بازیکنانی ناشناس و خریدهایی که برای بقا به تیم آمده‌اند. چلسی، بازی برابر بورنموث را در رتبه‌ی نازل چهاردهم جدول آغاز میکند. با ترکیبی از بازیکنان بزرگ که بیش از حد از هم گسیخته به نظر می‌رسد. با فابرگاس و پدرو بارساییهای سابق. با ویلیان و اسکار برزیلی. با متیچ در قلب میدان. به نظر نمی‌آید ستارگان، هر چند در روزهای بحرانی، برابر بورنموث به مشکلی بخورند. برابر ادی هاو در روزهای جوانی.... بورنموثیها اما نفس چلسی را در زمین می‌گیرند.... پسران جوان. و پیرمردهای سنتی دسته‌های پایین لیگ برتر، هری ارتر یک مرد میانی انگلیسی تمام عیار و مت ریچی که بعدتر راه خود در تاین ساید جاش کینگ نروژی که پیش از هالند رویای یک ماشین گلزنی نروژی را در لیگ برتر در سر داشت. پسران هاو، 80 دقیقه برابر تیم مورینیو دوام می‌آورند. و سپس یک تعویض رویایی... گلن ماری، از آن مهاجمان نمونه‌ی بریتانیایی. قدبلند، فربه و با اصطلاحا tap-in های معرکه. تک ضرباتی کشنده.... 88 ثانیه برای ماری کافیست تا نفس چلسی را بگیرد... تا گشودن دروازه‌ی کورتوا و هل دادن ژوزه به پرتگاه سقوط. چلسی با شکست برابر بورنموث دسامبر را آغاز می‌کند، ماهی که در میانه‌ی آن مورینیو اخراج می‌شود و تا پایان فصل، گاس هیدینک فقط می‌تواند چلسی را از مهلکه نیمه‌ی دوم جدول نجات دهد. چهار ماه بعد، بار دیگر چلسی به مصاف بورنموث میرود... اینبار سفر به خانه‌ی گیلاسها در فصل بهار. در روزهایی بهتر. روزی که هازارد با دو گل درخشان خود پدرو و ویلیان حریف را گلباران می‌کند. چهار بازی مانده تا پایان فصل آخرین برد چلسی در فصل 2015/16 بدست می‌آید و تیم مهیای روزهایی بهتر می‌شود. روزهایی در فصل بعد با آنتونیو کونته و قهرمانی در لیگ برتراست. ترکیب از هم گسیخته مثل دانه‌های تسبیح به هم متصل می‌شود، هازارد، کورتوا، ویلیان متیچ و ستارگان قدیمی در ترکیبی عالی با دیگو کاستا و کانته ی تازه وارد و رقبا را از پیش رو بر می‌دارند. بله، گاهی کمی صبر کردن رابطه ها را بهتر و بهتر خواهد کرد. و همچنین چیدن گیلاسها را. داستان به این راحتی نیست. ما نمی دانیم که در برابر گربه سیاه چه اتفاقی می افتاد. بازگشت؟ ناکامی؟ شگفتی یا... چلسی بورنموث به مانند یک تسبیح است. چلسی نخ و بورنموث دانه های آن ها هستند. از هم پاشیدن با تنها یک تیم هم ممکن است. هیچ کس چلسی ضعیف نمی خواهد. یا بورنموث مدعی سقوط، در این بازی دنبال چه می گردیم؟ هازارد Star؟ گلزنی بادیاشیل یا چه؟ بازی همیشه پر از شگفتی بوده است.  مثل یک مسیر ناشناخته، چلسی سفید پوش؟ درخشش گلگر و بادیاشیل؟ ظهور یک ستاره؟ یا شاید هم به قول محمد محمد خانی: 

۱۵ امتیاز تا فتح جزیره...

البته الان موضوع ۱۵ امتیاز نیست. اصلاً فتح جزیره هم نیست. اصلاً الان فتح جزیره برای همه‌ی تیم ها یک آرزو شده است. همه به جز سیتی و گواردیولا،  ما از این بازی نه گل زنی هازارد را می خواهیم و نه سانتر جردن آیب و ضربه سر چارلی دنیلز و برد ۴-۰ بورنموث ما تیم هایی زیبا می خواهیم مثل همان تیم های ساری سیگار به لب و ادی هاو... الان دیگر هازارد گل نمی زند. هاو هم لب خط نیست. و ساری دارد با عقاب ها پرواز می کند. در پایان باید از یکی از اهل قلم ترین کاربران طرفداری یعنی حمید خان شهریاری نیز تشکر کنم. بدون کمک ها و نوشته های او این پست نوشته نمی شد.