چلسی و بورنموث دو تیمی بودند که در هفته 5 لیگ برتر انگلیس به مصاف هم رفتند. این دو از شرایط جالبی در جدول برخوردار نیستند. دیداری که در نهایت نیز با نتیجه 0-0 به اتمام رسید تا به هر دو تیم تنها 1 امتیاز برسد و این 1 امتیازی دردی از هیچ‌یک دوا نمی‌کند. نگاهی داریم به نکات این مسابقه:

ترکیب دو تیم

چلسی برای اولین بار از سیستم کاملاً 4 دفاعه استفاده کرد. حضور میخایلو مودریک نیز در سمت چپ نشان می‌دهد که این تیم بیشتر به سرعت در این مسابقه وابسته است و انزو فرناندز نیز با حضور در پست شماره 10، آزادی عمل را در زمین در دست خواهد داشت. وقتی به 4 نفر بخش تهاجمی بورنموث نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که عنصر دوندگی و سرعت مهم‌تری نکته‌ای است که در بین بازیکنان موج می‌زند.

نقش‌های کلیدی در میانه زمین با Inverted Full-Back

چلسی برای بازیسازی بهتر تلاش کرد تا از فولبک‌های خود در جلوی بخش دفاعی استفاده کند. یعنی سیستم 3-3-2-2 همان چیزی بود که برای بازیسازی تیم چلسی نیاز داشت. سه بازیکنی که پشت سر خط حمله چلسی حاضر می‌شوند، لزلی اوگوچوکو، انزو فرناندز و کانر گالاگر هستند. این سه بازیکن با حمایتی که توسط مالو گاستو و لوی کولویل شکل می‌گیرد، حرکتی آزادانه در منطقه 14 زمین دارند و به این تیم در خط حمله کمک بسیار زیادی می‌کنند. گاستو بازیکنی بود که بیشتر برای حفظ مالکیت چلسی با کمربند میانی بورنموث درگیر می‌شد.

گالاگر در برخی موارد به خط حمله متصل می‌شد و نفر چهارم در بخش جلویی تیم بود. بدین شکل انزو فرناندز کمی جلوتر از لزلی اوگوچوکو قرار می‌گرفت تا بتواند از توپ‌های برگشتی در پشت محوطه جریمه استفاده کند.

در نهایت نیز کانر گالاگر بازیکنی بود که سعی داشت تا با رفتن به سمت راست، رحیم استرلینگ را به مرکز خط حمله متمایل کند و به نوعی این هافبک انگلیسی، جای خالی مالو گاستو را که در مرکز زمین حضور دارد پر کند. حرکات عرضی گالاگر توانست خلأ را در دفاع بورنموث پیدا کند اما ضربه عجیب و غریب استرلینگ فرصت گلزنی را از خود و تیم چلسی گرفت.

دو تیم چگونه قصد ایجاد حمله برروی دروازه یکدیگر را داشتند؟

بورنموث که در عمق احتمال گل شدن توپ‌های خود را به رقمی نزدیک به 0 می‌دید، تصمیم گرفت که توپ‌ها را به کناره‌ها ببرد تا شانس خود را از آنجا بسنجد. نکته جالب حضور فیلیپ بیلینگ در محوطه جریمه بود تا دروازه حریف را باز کند.

چلسی اما سعی بر استفاده از توپ‌های مستقیم داشت. بازیکنانی همچون لوی کولویل و مالو گاستو قصد بر استفاده از پاس خط شکن داشتند. حرکت نیکولاس جکسون از کناره‌ها و اضافه شدن وینگر‌های چلسی باعث می‌شد تا با پاس تک‌ضرب این تیم در موقعیت بسیار خوبی برای گلزنی قرار بگیرند.

در نیمه دوم چه تغییراتی در بازی دو تیم شکل گرفت؟

تیم میزبان یعنی بورنموث در نیمه دوم سعی کرد تا فضایی خالی در میان چینش خطی بازیکنان چلسی پیدا کند و از پاس مستقیم برای خلق این موقعیت‌ها استفاده کند. این تیم با این امر موقعیت‌هایی را خلق کرد اما در بحث گلزنی جالب عمل نکرد.

چلسی نیز سعی کرد پرس خود را از بالاتر شکل دهد و با استفاده از این موضوع، انزو فرناندز را به خط حمله برد تا کانر گالاگر جای خالی این هافبک آرژانتینی را در پست 10 پر کند. چلسی سعی داشت تا با استفاده از پرسینگ بالا، بازیکنان بیشتری را در خط حمله در اختیار داشته باشد و پس از بازپس‌گیری توپ، به سرعت به دروازه حریف هجوم بیاورد.

نتیجه گیری

چلسی بازی بسیار پویایی را از خود به نمایش گذاشت و در خلق موقعیت نیز بسیار موفق عمل کرد. این تیم در بحث تمام‌کنندگی مشکل اساسی دارد و استفاده از بازیکنانی که توانایی جالبی در ضربات آخر ندارند، برای پیوستن به خط حمله از اشتباهات عجیب سرمربی آرژانتینی چلسی می‌باشد. بورنموث نیز به رهبری آندونی ایرائولا ضعف‌های بسیار واضحی در خط دفاعی دارد و هر چند با استفاده از خط حمله خود و بازی شجاعانه سعی بر پوشش این معضل دارد.