طرفداری | تقریباً دو سال از اخراج اوله گونار سولسشر از منچستریونایتد می‌گذرد. اسطوره قرمزها شش ماه پس از شکست در فینال لیگ اروپا مقابل ویارئال در ضربات پنالتی، به دلیل کسب نتایج ضعیف از این باشگاه اخراج شد. او تاکنون به طور کامل در مورد تجربیات خود در اولدترافورد صحبت نکرده است. اندی میتن از وب‌سایت اتلتیک مصاحبه مفصلی با سولسشر ترتیب داده و درباره دوران حضور او در منچستریونایتد با او گفتگو کرده است. او در مکالمه یک ساعته خود برای بازگشت به فوتبال حرفه‌ای ابراز آمادگی می‌کند. سولسشر روز چهارشنبه نقش جدید خود به عنوان ناظر فنی یوفا را آغاز و تاکید می‌کند که به بازگشت دوباره به مربیگری می‌اندیشد. در ادامه بخش‌هایی از مصاحبه اوله گونار سولسشر را با هم می‌خوانیم.

من هفته‌ای چهار بار مربیگری می‌کنم و سه تیم داریم. به بچه ها کمک می‌کنم که از فوتبال لذت ببرند اما وقتی بازی‌ها را چه حضوری و چه از تلویزیون می‌بینید، دلتان برای فوتبال حرفه‌ای تنگ می‌شود. نقش من در یوفا به معنای تماشای مسابقات لیگ قهرمانان به صورت حضوری است. اینگونه می‌توانم تیم‌ها را از نگاهی متفاوت از مربیگری تماشا کنم: بازی آنها را تحلیل کنم و ببینم که دو تیم چگونه تلاش می‌کنند به یکدیگر ضربه بزنند. پس از آن به سواحل شرقی ایالات متحده می‌روم تا وین رونی و دیوید بکهام را ببینم، چند بازی را تماشا کنم و ببینم اوضاع از چه قرار است.

بله، پیشنهاداتی داشته‌ام. اخیراً، دو باشگاه از عربستان سعودی با ما تماس گرفته‌اند. بهترین همکار و ایجنتم این پیشنهادات را بررسی می‌کند. اگر شما در منچستریونایتد مربیگری کرده باشید، معیارهای خود را برای کار کردن خواهید داشت. شاید چالش متفاوتی که در آن باید فرهنگ جدیدی تجربه کنم و زبان جدیدی یاد بگیرم، مناسب باشد. DNA و هویت باشگاهی که می‌خواهم در آن کار کنم، مهم است. شاید تصمیم اشتباهی گرفتم که مثلاً به کاردیف رفتم، چرا که در آنجا هویت و سبک بازی متفاوت بود.

خوب، یک چیزی کم است: عنوان قهرمانی. یک پنالتی می‌توانست سرنوشت را تغییر دهد (شکست در ضربات پنالتی مقابل ویارئال در فینال لیگ اروپا) و به دوران من در آنجا طور دیگری نگاه شود. جام‌ها مهم هستند، اما پایه ریزی برای عملکرد خوب نیز مهم بود. ما موفق شدیم این کار را برای مدت طولانی و به طور مداوم انجام دهیم. در نهایت، به اندازه کافی خوب نبود، اما کاری که به من سپرده شد این بود که طرفداران باز دیگر لبخند بزنند. ما در سپتامبر 2021 در صدر جدول لیگ قرار داشتیم، کریستیانو رونالدو به لیگ برتر آمد و رافائل واران و جیدون سانچو نیز به باشگاه پیوستند. و با به خدمت گرفتن این بازیکنان عملکرد خوبی داشتیم. تنها باید گام بعدی را برای به چالش کشیدن لیگ برتر برمیداشتیم و، متأسفانه، اوضاع خوب پیش نرفت.

رد کردن این تصمیم بسیار سخت بود و احساس می‌کردم باید چنین تصمیمی بگیریم، اما اشتباه شد. زمانی که او قرارداد امضا کرد احساس خوبی داشت و هواداران در آن بازی مقابل نیوکاسل (بعد از اینکه رونالدو دو گل در برد 4-1 به ثمر رساند) شادمان بودند. او هنوز یکی از بهترین گلزنان جهان بود و بازیکن قدرتمندی به نظر می‌رسید. دوره سختی بود: با منچسترسیتی، لیورپول و تاتنهام، و لستر خارج از خانه بازی داشتیم و پس از آن با چلسی و آرسنال، به علاوه بازی های لیگ قهرمانان. همه چیز بر علیه ما پیش رفت. همه چیز از بازی با استون ویلا در خانه (شکست 1-0) و از دست دادن پنالتی دیرهنگام آغاز شد. ما تاتنهام را 3-0 در خارج از خانه شکست دادیم، اما پس از آن دو بازی را باختیم.

هیچ کس چیزی به من نگفت، اما در نیمه دوم مقابل واتفورد (شکست 4-1 در نوامبر 2021) می‌دانستم. ما شبیه به تیم منچستریونایتد نبودیم. بازیکنان برای یکدیگر نمی‌دویدند. در نیمه به بازیکنان گفتم احتمالا این آخرین باری است که با هم کار می‌کنیم. صبح روز بعد پیامکی از اد وودوارد دریافت کردم که گفت باید من را در دفترش در کارینگتون ببیند. پس از 18 سال حضور در باشگاه و تمام آن لحظات خوب و بد، خیلی سخت بود. 

نمی‌خواستم با هوادارانی که با من خیلی خوب رفتار می‌کردند خداحافظی نکنم، هوادارانی که احساس می‌کردند خانواده هستند. انجام ویدیو کار درستی به نظر می رسید.

عصبانی نه، ناامید بودم. نتوانستم آنطور که آرزو داشتم کار خود را انجام دهم. قرار بود به مدت شش ماه این کار را انجام دهم و از آن لذت می‌بردم، به خصوص پیروزی برابر پاری سن ژرمن. بردهای خارج از خانه مقابل منچسترسیتی، شکست دادن سیتی در خانه با گلزنی اسکات مک تومینای در آخرین دقیقه بازی. هرگز ندیده بودم که اولدترافورد اینطور منفجر شود. هواداران سال‌ها پشت تیم ماندند.

سیتی و لیورپول بهترین تیم‌های تاریخ خود را داشتند. می‌دانم که این حرف جسورانه‌ای است، چرا که لیورپول در دهه 80 بسیار خوب بود، اما آنها زیر نظر یورگن کلوپ تیم فوق‌العاده‌ای بودند.

در آخرین فصل من، در خانه با لیورپول بازی کردیم. احساس می‌کردم بازیکنان برای آن بازی آماده هستند، درست مثل زمانی که ما به خانه سیتی رفتیم و پیروز شدیم. می‌توانستیم عقب بنشینیم و ضد حمله بزنیم، اما تصمیم من این بود که تهاجمی‌تر بازی کنیم. 5-0 باختیم. بازی 50 / 50 بود، کم و بیش مالکیت توپ و موقعیت‌های گلزنی برابری داشتیم، با این حال ما 4-0 عقب بودیم. من تصمیم اشتباهی گرفتم و این بدترین تصمیم من به عنوان سرمربی یونایتد بود. روبرتو فیرمینو بیشترین مشکلات را برای من ایجاد کرد. شکست 6-1 در خانه مقابل اسپرز متفاوت بود و اخراج بازیکن ما تاثیر زیادی روی بازی داشت.

نه، اما سخت است، به خصوص برای مربیانی که با یکی از بهترین مربیان تاریخ مقایسه می‌شوند. توقعات بسیار زیاد است، اما نمی‌توانیم در گذشته زندگی کنیم. آن زمان آرسنال و چلسی رقیب ما بودند اما اکنون، اکثر تیم‌ها پول دارند یا حتی اگر نداشته باشند، نیازی به فروش ندارند. در آن زمان، وین رونی و کریستیانو که بهترین بازیکنان جوان بودند را به خدمت گرفتیم. اکنون یونایتد نمی‌تواند به سادگی ایوان فرگوسن را بخرد. ما نتوانستیم بازیکنانی را که نام بردم برای باشگاه بخریم.

ارلینگ هالند، قبل از اولین بازی خود در سالزبورگ. دکلان رایس که به اندازه تابستان امسال هزینه نداشت. ما در مورد مویسس کایسدو نیز صحبت کردیم، اما در آن زمان احساس کردیم که نیاز به بازیکنانی داریم که آماده بازی برای تیم اصلی باشند. ما به شدت جود بلینگام را می‌خواستیم اما برای انتخاب دورتموند احترام قائلم و احتمالا گزینه معقولی بود. من هر روز هفته با هری کین قرارداد امضا می‌کردم و احساس من این بود که او می‌خواهد به باشگاه بیاید. اما باشگاه با محدودیت‌های مالی ناشی از کووید روبرو بود و بودجه چندانی نداشت.

باشگاهی که او در نوامبر 2021 به دست گرفت با سپتامبر 2021 متفاوت بود. نظرم را در مورد تمام بازیکنان به او گفتم. اوضاع خراب شده بود، گروه از هم پاشیده بود و این منچستریونایتد نیست. برخی از بازیکنان احساس می‌کردند که باید بیشتر بازی کنند و این برای جو رختکن سودمند نبود. زمانی که من بازی نمی‌کردم سعی می‌کردم با تلاش زیاد خود را به مربی ثابت کنم اما بازیکنان این دوره اینگونه نیستند. ایجنت و خانواده آنها به آنها فشار می‌آورند و می‌گویند تو بهتر از بازیکنان دیگر هستی. این بیماری فوتبال مدرن است. تا پایان فصل ۲۱-۲۰۲ گروه خوبی داشتیم. در سال 2020 به نیمه نهایی جام حذفی و در سال 2021 به فینال لیگ اروپا رسیدیم.

 احساس کردیم برای حمله خوب باید خوب دفاع کنی. همیشه می‌خواستیم حریف خود را حتی در آنفیلد یا اتحاد حتی با مصدومیت‌های زیاد تحت فشار قرار دهیم و معمولا خوب کار می‌کردیم. ما زیاد به خاطر حملات و دفاع سازماندهی شده‌مان به رسمیت شناخته نمی‌شدیم، اما مربیان دیگر از رویکردهای تاکتیکی ما با توپ و بدون توپ تعریف می‌کردند.

برونو فرناندز وارد شد و تیم را دگرگون کرد. هری مگوایر نیز با ورود خود دفاع ما را ارتقا داد. مایه شرمساری است که او این همه مورد توهین قرار می‌گیرد. برای او متاسفم، اما او یک قوی است و امیدوارم که شرایط برای او تغییر کند.

نه، نه واقعا. برخی به اندازه تصور خودشان خوب نبودند. نام نمی برم، اما وقتی بعضی از آنها شانس کاپیتان شدن را رد کردند، بسیار ناامید شدم. همچنین وقتی بعضی می‌گفتند که نمی‌خواهند بازی کنند یا با تیم تمرین نمی‌کنند چرا که می‌خواهند باشگاه را ترک کنند، ناامید شدم. بعد از خروج من مطالبی در مورد نحوه برخورد من با برخی بازیکنان در رسانه‌ها منتشر شد که کاملا دروغ بود، من با اکثر آنها رابطه قوی و صادقانه‌ای داشتم.

وقتی می‌بینی که اریک تن هاخ در خارج از زمین با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کند، با او همدردی می‌کنی؟

می‌دانم که به او چه می‌گذرد. این شغلی رویایی اما دشوار است. شما با انسان‌ها و با تمام مشکلاتشان سر و کار دارید و این مانند یک بازی کامپیوتری نیست.

در صحبت‌هایی که با آنها داشتم، صادق و صریح بودند. باید صبر می‌کردم و از نظر ذهنی قوی می‌بودم. آنها اکنون از مربی جدید حمایت کرده‌اند.

به غیر از بازی خارج از خانه مقابل واتفورد، هیچ چیز منفی به خاطر نمی‌آورم. بعد از آن بازی با خودم فکر می‌کردم که واقعا حمایت همه هواداران را ندارم. برونو هم آنجا بود، اما می‌دانستم که کارم تمام شده است. 4-1 نتیجه افتضاحی به نظر می‌رسید اما تا دقیقه 90 بازی 2-1 دنبال می‌شد که پس از آن دو گل دیگر دریافت کردیم. من احساس هواداران را درک می‌کنم، 4-1، 4-1 است.

بله، می خواستم با او قرارداد ببندم. منچستریونایتد هرگز بازیکنی را که سرمربی نمی‌خواهد به خدمت نخواهد گرفت. متاسفانه باوضاع برای او خوب پیش نرفت. او فوق‌العاده با استعداد است و ما هنوز بهترین بازی‌های او را ندیده‌ایم. امیدوارم این کار را انجام دهد، اما او ترجیح می‌دهد در پست وینگر چپ ، جایی که مارکوس بازی می‌کند، به میدان برود.

برخی از بازیکنان می‌خواستند باشگاه را ترک کنند. خستگی نیز وجود داشت و خواسته‌های زیاد ما باعث آسیب دیدگی بازیکنان شد. در پایان همان فصل اول بادکنک ما ترکید اما در دو فصل کامل حضور من در لیگ برتر، سوم و دوم شدیم.

بیایید امیدوار باشیم اریک موفق باشد و اگر چرخه‌ای وجود داشته باشد، آن را بشکند. یک نفر قرار است این کار را انجام دهد. وقتی مربیان بزرگ باشگاه را ترک می‌کنند، کار برای مربیان بعدی دشوار می‌شود.