نبرد های در جنگ جهانی دوم بود که در بیابان های مراکش،الجزایر،تونس،لیبی و مصر اتفاق افتاد.

این نبرد ها ۱۰ ژوئن ۱۹۴۰ شروع و ۱۳ مه ۱۹۴۳ با پیروزی متفقین پایان یافت. 

آلمان نازی و ایتالیا به همراه دولت ویشی در مقابل آمریکا، 

بریتانیا،استرالیا،کانادا،یونان،هند،چکسلواکی،زلاندنو،آفریقای جنوبی،لهستان و فرانسه آزاد می جنگیدند. 

نیروهای محور با هدف دسترسی به نفت خاورمیانه و همچنین با تصرف کانال فوق‌العاده استراتژیک سوئز می‌توانستند خطوط تدارکاتی بریتانیا به آسیا و آفریقا و بالعکس را نابود کنند نبرد صحرا را آغاز کردند.

این نبرد تلفات بسیاری داشت. 

کل تلفات نیروهای محور شامل ۹۵۰۰۰۰ تلفات، ۸۰۰۰ هواپیما نابود یا تسخیر شده، ۶۲۰۰ توپ نابود یا تسخیر شده ۲۵۰۰ تانک نابود یا تسخیر شده بود.

و تلفات متفقین به این صورت بود

فرانسه آزاد ۱۶۰۰۰ کشته، مجروح یا اسیر

بریتانیا: ۳۳۰۰۰ کشته مجروح یا اسیر

آمریکا: ۲۷۱۵ کشته، ۸۹۷۸ مجروح ۶۵۲۸ مفقود بود.

پیروزی متفقین در آفریقای شمالی موجب نابودی ۹۰۰ هزار نفر از سربازان آلمان و ایتالیا شد جبهه دیگری را علیه محور گشود و امکان حمله به سیسیل و خاک اصلی ایتالیا در تابستان ۱۹۴۳ را به وجود آورد و تهدید محور علیه میدان‌های نفتی خاورمیانه و خطوط تدارکاتی بریتانیا به آسیا و آفریقا را بر طرف کرد. این سلسله نبردها طی جنگ جهانی دوم از اهمیتی خاص برخوردار بود.

نبرد آفریقای شمالی سه مرحله داشت: نبرد صحرای غرب که شامل غرب مصر و شرق لیبی بود، عملیات مشعل شامل الجزایر و مراکش بود و نبرد تونس. طی کل نبرد صحرا آلمانی‌ها و ایتالیایی‌ها متحمل ۶۲۰ هزار تلفات شدند در حالی که کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیایی ۲۲۰ هزار نفر از افراد خود را از دست دادند.

توجه:نام دیگر نبرد صحرا نبرد آفریقای شمالی است. 

وضعیت کشورهای شمال آفریقا:

در ۱۹۴۰ هر یک از پنج کشور در امتداد ساحل آفریقای شمالی شامل مصر، لیبی، تونس، الجزایر و مراکش مستعمره یا نیمه مستعمره یک قدرت اروپایی بودند. در ۱۹۱۴ بریتانیا مصر را رسما کشور تحت الحمایه خود کرد. بریتانیا به رغم دادن استقلال ظاهری به مصر تحت حکومت سلطان فواد اول در ۱۹۲۲ کنترل سیاست خارجی و دفاع نظامی مصر را همچنان در اختیار داشت. بریتانیا همچنین سواحل کانال سوئز را به اشغال خود درآورد. تسلط بریتانیا بر مصر تحت پیمان ۱۹۳۶ بریتانیا - مصر از نو تثبیت شد. در ۱۹۱۱ ایتالیا استان‌های سیرنایکا تریپولیتانیا و فزان را از قلمرو ترک‌ها خارج کرد و در سال ۱۹۳۴ این مستعمره متحد را لیبی نامید. در ۱۸۸۱ فرانسه به‌طور رسمی کشور تونس را تحت الحمایه خود کرد حکمران تونسی تحت نظارت یک ژنرال فرانسوی ساکن تونس بود. مراکش که تحت حکومت یک سلطان بود طبق پیمان فیض در ۱۹۱۲ تحت حمایت فرانسه درآمد و مانند تونس یک ژنرال فرانسوی بر سلطان و دستگاه اداری او نظارت داشت. فرانسه فتح الجزایر را در سال ۱۸۳۰ آغاز کرد. تا سال ۱۹۴۰  الجزایر به‌طور رسمی قسمتی از فرانسه شده بود و یک فرماندار کل مستقیما بر آن حکومت می‌کرد. با سقوط فرانسه و ایجاد حکومت ویشی در ۱۹۴۰ مستعمره‌های فرانسه در آفریقای شمالی تحت کنترل ویشی قرار گرفت.

روباه صحرا که بود؟ 

اروین یوهانس یوگن رومل معروف ترین ژنرال جنگ جهانی دوم بود که به روباه صحرا شهرت داشت. 

او با پیروزی هایی که در نبرد صحرا طی سال های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۳ به دست آورد به یک افسانه تبدیل شد. 

وی که پس از شکست سخت نیروهای موسیلینی در برابر سربازان پرشمار بریتانیایی با نفرات کمی از سربازان نازی توسط هیتلر عازم شمال آفریقا شد  توانست طرابلس را به سرعت فتح کرده و به بنغازی برسد.

در ۲۴ مارس ۱۹۴۱ رومل حمله‌ ای ترتیب داد و با دور زدن توبروک در ۱۴ آوریل به مرز مصر رسید. در آنجا نیروهای بریتانیایی متخاصم و متحدان آلمانی-ایتالیایی تا نوامبر ۱۹۴۱ در بن‌بست قرار گرفتند.

ارتش هشتم بریتانیا که شامل سربازانی از انگلیس استرالیا، هند، آفریقای جنوبی، نیوزلند و فرانسه آزاد بود با بهره‌گیری از تغییر مسیر منابع مادی و انسانی از آفریقای شمالی به جبهه شرق در اروپا در تابستان و پاییز طی عملیات معروف به جنگجوی صلیبی به مواضع رومل حمله کرد. بریتانیایی‌ها بعد از شکست‌های زودهنگام ارتش‌های محور را به لیبی عقب راندند پادگان واقع در طبرق را آزاد کردند و رومل را مجبور کردند تا در ۶ ژانویه ۱۹۴۲ به العقیله عقب‌ نشینی کند.

توانایی آلمانی‌ها در انتقال منابع به آفریقای شمالی بعد از تثبیت کردن جبهه شرقی در ژانویه ۱۹۴۲ و تغییر مسیر منابع بریتانیا برای مقابله با تهدید نیروهای ژاپنی در اقیانوس آرام به رومل این امکان را داد تا حمله دیگری را در ۲۱ ژانویه آغاز کند. طی دو هفته سربازان محور به الغزاله در غرب توبروک رسیدند. در ماه مه ۱۹۴۲ سربازان آلمانی-ایتالیایی دست به حمله دیگری به نام ونیزیا زدند و توانستند توبروک را محاصره و نیروهای متفقین را به مرز مصر عقب برانند. در ۲۱ ژوئن توبروک سقوط کرد و نیروهای رومل بریتانیایی ها را تا مصر دنبال کردند. هیتلر برای قدردانی از او به وی درجه فیلد مارشالی داد.

فیلد مارشال اروین رومل تنها رهبر نظامی در جنگ جهانی دوم بود که نه تنها مورد ستایش افراد زیر امرش بود بلکه شدیدا مورد ستایش دشمنانش نیز بود وینستون چرچیل از او به عنوان ژنرالی بزرگ چنین یاد کرد: تحرک و جرئت او در شمال آفریقا فجایع هولناکی را بر ما وارد کرد.

لیدل هارت از او به عنوان یک نابغه نظامی یاد کرد که در شمال آفریقا به عنوان قهرمانی برای سربازان ارتش بریتانیا که با او می‌ جنگیدند درآمده بود. او اضافه می‌کند در طول قرن‌ها تاریخ جنگ در مقایسه با وی تنها ناپلئون بناپارت چنین تاثیری بر روی او داشته‌ است.

لقب روباه صحرا که به او داده بودند نه به خاطر تحقیر  بلکه در ستایش زیرکی سرعت عمل و قدرت تصمیم‌گیری آنی او بود. گزارش‌ها و شرح شجاعت های حماسی رومل در جنگیدن جهانی شده بود.

 

با وجود عقب‌نشینی‌های تاکتیکی که او گاهی انجام می داد او ارتش هشتم متفقین را مداوم به سوی شرق عقب می راند. شهرت او چنان به اوج رسید که یک فرمانده بریتانیایی لازم دید به تا به سربازانش گوشزد نماید که: رومل نه جادوگر است و نه یک سوپر من. در نبوغ نظامی و استثنایی بودن رومل همین بس که ژنرال مونتگومری فرمانده ارتش هشتم متفقین در مورد او گفته بود:بزرگترین افتخار دوران نظامی بودنم این است که هم‌ رزم من مارشال رومل بود.

در ژوئیه ۱۹۴۲ بریتانیایی ها نیروهای محور را در العلمین متوقف کردند. به رغم موفقیت بریتانیایی‌ها در متوقف کردن رومل نخست‌وزیر بریتانیا وینستون چرچیل فرماندهان نظامی ارشد خود در خاورمیانه را تغییر داد و ژنرال سر هارولد الکساندر را به عنوان فرمانده کل نیروهای بریتانیایی در خاورمیانه و سرتیپ سر برنارد ال مونتگومری را به عنوان فرمانده ارتش هشتم منصوب کرد.

در ۳۰ اوت ۱۹۴۲ محور آخرین حمله خود در صحرای غرب را انجام دادند. در ۳ سپتامبر بریتانیایی ها واحدهای محور را در نبرد علم الهلفا  درست در جنوب العالمین متوقف کردند. مونتگومری بعد از جمع‌ آوری سربازان و تجهیزات از جمله تانک‌ های جدید آمریکایی در ۲۳ اکتبر ۱۹۴۲ به نیروهای رومل در العالمین حمله کرد. ده روز بعد نیروهای محور مجبور به عقب‌نشینی شدند. نبرد العلمین جایی است مسیر جنگ جهانی دوم بر می‌گردد متفقین از نیرویی مدافع به نیرویی مهاجم تبدیل می شوند.

البته باید گفت رومل فقط به خاطر ضعف تدارکاتی شکست خورد و نه ضعف تاکتیتکی و فرماندهی.

رومل به امید حفظ نیروهای رزمنده خود برای نبرد در یک موقعیت استراتژیک بهتر به سرعت به لیبی عقب‌نشینی کرد و در ۲۳ ژانویه ۱۹۴۳ تریپولی پایتخت لیبی را ترک کرد و یک هفته بعد به مرز تونس رسید.

در مورد فرجام روباه صحرا حتما برید و بخونید و ببینید چه بر سر این مارشال مورد علاقه آدولف هیتلر آمد.

نبرد صحرای غربی

《گام اول》

نبرد در آفریقای شمالی هنگامی آغاز شد که در ۱۳ سپتامبر ۱۹۴۰ ارتش دهم ایتالیا به رهبری رودولفو گراتزیانی از پایگاه های خود در لیبی به نیروهای بریتانیایی در غرب مصر که‌ تعدادشان کمتر بود حمله کرد چرا که موسولینی به هیتلر قول داده بود که مصر را تسخیر کند. تشکیلات نامرتب فاشیست‌ ها و نبودن روحیه قوی نزد سربازان آن‌ ها بریتانیا را قادر ساخت که تا رسیدن قوای کمکی مقاومت نمایند.

ضد حمله موفقیت‌ آمیز بریتانیا در ۹ دسامبر ۱۹۴۰ به رهبری ژنرال سر آرچیبالد واول آغاز شد و به شکست نیروهای ایتالیا در ۲۲ ژانویه ۱۹۴۱ در توبروک واقع در شرق لیبی انجامید.

هیتلر به موسولینی پیشنهاد کمک در شمال آفریقا را نمود که با استقبال موسولینی مواجه گردید. در ۱۲ فوریه ۱۹۴۱ ژنرال آلمانی اروین رومل وارد لیبی شد تا فرماندهی سربازانی را که برای تقویت متحدین ایتالیایی آلمان فرستاده شده بودند بر عهده گیرد. واحدهای آلمانی به سرعت گسترش یافته و به شکل یک سپاه درآمدند و به سپاه آلمان در آفریقا شهرت داشتند.

عملیات مشعل 

《گام دوم》

عملیات مشعل نبرد نظامی در الجزایر و مراکش در ۸ نوامبر ۱۹۴۲ شروع و در ۱۱ نوامبر ۱۹۴۲ به پایان رسید.

نیروهای آمریکایی و بریتانیایی به فرماندهی ژنرال آمریکایی دوایت دی آیزنهاور در این نبرد شرکت کردند. سه گروه ضربت در سواحل نزدیک کازابلانکا واقع در کرانه اقیانوس اطلس در مراکش در حوالی اوران در غرب الجزایر و همچنین نزدیک شهر الجزیره فرود آمدند.

به رغم مقاومت اولیه نیروهای فرانسوی دولت ویشی کودتایی که توسط نیروی مقاومت فرانسه در شهر الجزیره در ۸ نوامبر صورت گرفت عملیات سپاه نوزدهم فرانسه را قبل از فرود متفقین خنثی کرد. ژنرال مارک کلارک معاون آیزنهاور توانست دریاسالار ژان فرانسوا دارلان نماینده ارشد دولت ویشی در آفریقای شمالی و ژنرال آلفونس ژوین فرمانده نیروهای مسلح فرانسوی دولت ویشی در آفریقای شمالی را متقاعد کند تا به نیروهای فرانسوی دستور دهند تا در ۱۰–۱۱ نوامبر مقاومت مسلحانه خود را در اوران و مراکش متوقف کنند و در ازای این همکاری دارلان زمانی که نیروهای فرانسوی به متفقین در آفریقای شمالی ملحق شدند به عنوان حاکم غیرنظامی فرانسوی آفریقای شمالی باقی‌ماند. البته این انتخاب با نارضایتی بریتانیا همراه بود چرا که دارلان فردی ضد بریتانیایی بود و آن‌ها وی را همدست نازی ها می دانستند.

ورود متفقین موجب اشغال مناطق غیر اشغالی فرانسه توسط آلمان و اعزام سریع سربازان آلمانی به تونس شد.

دریاسالار دارلان اعلام کرد چون مارشال پتن عملا زندانی آلمانی ها است او خود شخصا مسئولیت دولت فرانسه را به عهده می‌گیرد.

دولت ویشی فرانسه برای جلوگیری از تصرف ناوگان مديترانه ای خود توسط نازی ها در ۲۷ نوامبر ۱۹۴۲ آن را در بندرگاه‌های تولون غرق کرد. تا پایان نوامبر متفقین از مرز تونس در شمال غربی گذشته بودند.

نبرد تونس 

《گام سوم》

نبرد تونس با ورود آبی خاکی متفقین به حوالی اسفاکس در شرق تونس در ژانویه ۱۹۴۳ و همچنین با حمله به مواضع نازی ها در گافسا در غرب تونس در ۱۷ مارس ۱۹۴۳ آغاز شد. در ۴ فوریه ۱۹۴۳ ارتش هشتم بریتانیا از مرز لیبی گذشت و وارد تونس شد.

ژنرال اروین رومل که از سوی نیروهای مشترک‌ المنافع بریتانیا و ایالات متحده تحت فشار بود و ارتباطش نیز با پایگاه‌های تدارکاتی خود قطع شده بود سعی داشت با عملیات تدافعی مانع پیشرفت متفقین شود.

در ۱۸ فوریه نیروهای نازی و ایتالیایی توانستند سپاه دوم ایالات متحده را در گذرگاه کاسرین شکست دهند اما نیروهای محور از نظر تعداد و تجهیزات بسیار کمتر بودند. متفقین آهسته اما پیوسته پیشروی کردند و نیروهای محور را در امتداد مرکزی شمال سواحل تونس محاصره کنند.

در ۷ ماه مه ۱۹۴۳ لشکر هفتم زرهی بریتانیا شهر تونس پایتخت کشور تونس را محاصره کرد و سپاه دوم ارتش ایالات متحده شهر بیزرت را که آخرین بندرگاه تحت اشغال محور بود تصرف کرد. شش روز بعد در ۱۳ ماه مه ۱۹۴۳ نیروهای محور در آفریقای شمالی پس از تحمل ۴۰۰۰۰ تلفات آن هم فقط در تونس تسلیم شدند ۲۶۷ هزار سرباز نازی و ایتالیایی به اسارت درآمدند.

نازی ها و ایتالیایی‌ها در طول کل نبرد آفریقای شمالی متحمل ۶۲۰ هزار تلفات شدند در حالی که کشورهای مشترک‌المنافع ۲۲۰ هزار نفر از افراد خود را از دست دادند. تعداد تلفات آمریکایی‌ها فقط بعد از جنگ در تونس به بیش از ۱۸۵۰۰ نفر رسید.

دلایل شکست نیرو های محور:

 ۱_ضعف شدید ارتش ایتالیا از نظر فرماندهی و نیروی انسانی که متحد قابل اتکایی برای آلمان نبود و آلمان باید خرابکاری‌های ایتالیا را هم جبران می‌کرد.

۲_ عدم توجه هیتلر به جبهه آفریقا و عدم ارسال تجهیزات و سوخت کافی به این جبهه.