بازی امشب برایتون و استون ویلا نشان داد که چرا در کمیک ها همیشه ضد قهرمان ها یک گام جلوترند.

حتی اگر دزربی تبدیل به یک مربی جوان و آینده‌دار شده... حتی اگر همه پیش‌بینی کنند که برایتون به‌آسانی بازی را می‌برد. حتی اگر همه بگویند برایتون می‌تواند امسال سوم شود و ده‌ها حتی دیگر که امشب در تحقیر شش گلهٔ برایتون برابر استون ویلا گم شد.

حدود یک دهه پیش، فوتبال مالکیت به سبک اسپانیایی چیزی که احتمالاً شما هنوز آن را به‌عنوان تیکی تاکا می‌شناسد به‌تدریج جای یک بازی پرهرج‌ومرج و تهاجمی‌تر را که در بالا ساخته شده بود، گرفت. همه در پرس بالا و انتقال سریع. پرسینگ تبدیل به سبکی شد، و با گسترش انجیل پرسینگ در مقیاس و پیچیدگی، مالکیت استریل در مناطق دفاعی به هدفی برای شکار تبدیل شد. برای تیم‌های صاحب توپ، هدف این بود که آن را با سرعت هر چه بیشتر و سازنده به زمین برسانند.

 

 

بازی دو تیم یک کپی ناشیانه از هم بود. با این فرق که اونای امری می‌دانست دزربی کیست و چگونه تیم‌های او موقعیت می‌سازند. حضور زانیولو و دیابی در ترکیب تبدیل به همان محرکی شد که استون ویلا نیاز داشت.

 

 یادتان هست که چرا هافبک‌های مقاوم در برابر پرس تبدیل به مد شدند؟ سیستم دزربی در بازی امشب نیز  بر اصل همین هافبک ‌ها و البتهنیمچه‌ای تیکی تاکا بود. پاس‌های کوتاه در میانهٔ زمین به امید رسیدن به دروازه رقیب. اما کاری که اونای امری با تیکی تاکای دزربی انجام داد نشان داد که این دنیا چقدر بر وفق مراد ضد قهرمان‌ها است. دزربی دو اشتباه داشت. اشتباه اول خودش بود تاکتیکش و چینشش. اشتباه دوم این بود که خواست در برابر تیمی که اونای امری سرمربی آن است مالکیت توپ را حفظ کند. اونای امری نیز کارش را بلد بود. او با فلج کردن خط میانی برایتون کاری کرد که امی مارتینز یک بازی راحت داشته باشد. البته به جز زمانی که فاتی محاسبات امری را به هم می‌ریخت...

 

 

 

 

 

                                                                                گلزنی آنسو فاتی

 

 

 

 

 

بازی 4 دفاعه ی تیم اونای امری باعث شد که خط حملهٔ برایتون فلج شود. اونای امری سعی داشت با هافبک پرتعداد خود در میانهٔ زمین نبض بازی را به دست بگیرد و بعد شروع به موقعیت‌سازی کند. اتفاقی که در آن موفق هم بود. گرفتن توپ پاس‌های رو به چلو و سرانجام گل‌زنی... اتفاقی که نشان داد تیم روبرتو دزربی به چه اندازه مقابل تیم هایی که میانی زمین را کنترل می‌کنند دچار مشکل می‌شود. اما نقطهٔ عطف بازی نیکولو زانیولویی بود که سمت چپ زمین استون ویلا زمین را در کنترل خود گرفته بود و به قول ما ایرانی‌ها نمی‌گذاشت مگس پر بزند. هم‌زمان که موسی دیابی سعی داشت برای دفاع برایتون مزاحمت ایجاد کند او توپ را به محوطهٔ جریمهٔ برایتون می‌رساند تا قاتل بی‌رحمی مانند واتکینز به توپ ضربه بزند.

 

 

 

 

 

نیکولو زانیولو از راست به چپ پاس می‌داد، مدافعین برایتون را به‌طرف خود می‌کشاند و با این حرکت هم‌زمان هم دفاع برایتون را به هم می‌ریخت هم می‌توانست آزادی عمل برای ادامه روند روبه‌جلوی تیمش را نیز داشته باشد.