|
تیم ملی والیبال ایران که در سالهای گذشته همواره از رشتههای غرورآفرین بوده در لیگ ملتها عملکردی فاجعه داشته است. در ارومیه مقابل ژاپن تحقیر شده است و حتی به تیم های معمولی (شما بخوانید ضعیف) هم میبازد. این شکستها بهقدری ادامهدار شده که سرانجام خود بهروز عطایی پس از شکست برابر جمهوری چک از سمت سرمربیگری تیم ملی والیبال انصراف میدهد. سؤالی که باید از آقای داورزنی پرسید این است که اگر بهجای بهروز عطایی یک مربی خارجی هدایت تیم ملی والیبال را به عهده داشت اجازه میدادید که بعد از فاجعهٔ لیگ ملتها روی نیمکت تیم ملی بنشیند؟
تیم ملی امید ایران نیز پس از حذف در مرحلهٔ اول مقدماتی المپیک به هانگژو میرود و در آنجا در شرایطی که امید زیادی به صعود به جمع چهار تیم پایانی داریم مغلوب هنگکنگ میشود تا ضمن اولین شکست تاریخ برابر این تیم از صعود به جمع چهار تیم برتر نیز باز بماند. شکست خوردن مقابل تیم درجهسومی مثل هنگکنگ که از گروه خود با صفر امتیاز بالا آمده با هیچ بهانهای توجیه نمیشود؛ نه بازگشت بازیکنان پرسپولیس از اردو را میتوان قبول کرد و نه کج بودن زمین را. از نظر ورزشی این نتیجه یک باخت محض همراه با سرافکندگی است. زمانی وزن این باخت سنگینتر میشود که درنظر بگیریم این تیم پس از حذف ناباورانه در مرحله مقدماتی دیدارهای انتخابی المپیک پاریس پای به این رقابتها گذاشت. فاجعه پشت فاجعه، آنهم مقابل تیمهایی که رقیب محسوب نمیشدند و آنهم در مراحل پایینی رقابتها. نتایج تیم امید یک ناکامی بزرگ برای فدراسیون فوتبال محسوب میشود و مهدی تاج باید پاسخگوی آن باشد. نتایجی که نشان میدهد انتخاب رضا عنایتی به عنوان سرمربی، یک انتخاب غلط برای تیم امید بوده و حالا باید فدراسیون پاسخگوی این نتایج و این انتخاب باشد؛ البته به شرطی که خود را ملزم به پاسخگویی بداند. اما آقای تاج حتی با خبرنگاران صحبت هم نمیکند! حالا اینجا هم بیایید و شیوهٔ آمادهسازی تیم امید ایران با هدایت رضا عنایتی و اظهارنظر امیر قلعهنویی را با کشوری مثل ازبکستان مقایسه کنید. باز هم میبینید که نرسیدن به المپیک و حذفشدن از بازیهای آسیایی حق تیم ملی امید ایران بوده است این تنها چند مورد از شکستهای ورزشی ایران در دو ماه گذشته است و اگر به عقب برگردیم نمونههای بیشتری از این شکستها میبینیم. اما تا حالا شده یکبار از خودمان بپرسیم چرا؟ کافی است به شیوهٔ آمادهسازی تیم ملی امید ایران نگاهی بیندازیم و آن را با تیم نهایی مانند ازبکستان و کرهٔ جنوبی مقایسه کنیم. اگر یک مقایسهٔ اجمالی کنیم میتوانیم بفهمیم شکست برابر عراق و هنگکنگ اصلاً هم غیرمنتظره نیست.
در چنین شرایطی پیروزی تیم ملی امید یک اتفاق عجیب است. یا مثلاً شیوهٔ آمادهسازی تیم ملی والیبال را با تیم هایی مثل ژاپن و قطر و چین مقایسه کنید. در چنین شرایطی است که بهزاد کاویانی روی صفحهٔ تلویزیون ظاهر شده و میگوید هیچ تیمی رقیب ژاپن نیست. اما تنها چند ماه بعد که تیم ملی والیبال مصر همین ژاپن را در خود ژاپن شکست میدهد دیگر بهزاد کاویانی را از زیر سنگ هم نمیشود پیدا کرد. در کشوری که مردمش طبق آمارهای جهانی در رتبهٔ صد و دهم نرخ شادی دنیا قرار دارند و اوضاع اقتصادی جامعه هر روز بدتر میشود پیروزی تیمهای ورزشی میتواند یکی از سوپاپهای تخلیهٔ این فشار باشد. فقط به شادی مردم ایران بعد از گل خداداد عزیزی به استرالیا فکر کنید، چند سال است که همچنین شادی ای ندیدیم؟ هنوز هم که هنوز است تیمهای ورزشی ایران بعد از گل داد عزیزی به استرالیا یک موفقیت بزرگ به دست نیاوردهاند تا مردم را به خیابانها بکشانند و هنوز هم وقتی میخواهیم به شادی دستهجمعی مردم ایران برای یک پیروزی ورزشی اشاره کنیم به حضور مردم در خیابانها بعد از گلزنی خداداد عزیزی به استرالیا اشاره میکنیم. همانطور که همه میدانید در شرایط امروز که وضعیت اقتصادی جامعه اسفبار است تنها همین پیروزیهای ورزشی است که میتواند حداقل برای لحظاتی مردم را شاد کند که البته با این شرایط امروز آن هم بهقولمعروف شده است قوزبالاقوز...
|

تیم ملی کشتی ایران نیز در مسابقات جهانی بلگراد پایینتر از حد انتظار ظاهر میشود و تیم ملی کشتی آزاد ایران که همواره در مسابقات جهانی جزو مدعیان بوده و پنج بار در سالهای ۱۹۶۱، ۱۹۶۵، ۱۹۹۸ ، ۲۰۰۲ و ۲۰۱۳ بر سکوی قهرمانی جهان ایستاده است. قافیه را در ورزشی که به تاریخ و فرهنگ ایرانیان گرهخورده به آمریکا میبازد. این در شرایطی است که ما سالها سردمدار دنیا در کشتی بودهایم. حالا بیایید و شیوهٔ آمادهسازی تیم کشتی ایران را با تیم هایی مانند ژاپن و گرجستان مقایسه کنید. در چنین شرایطی میفهمید که حتی دومی هم از سر تیم ایران زیاد بوده است.

