| پایان انتظار ۱۲ساله، دوباره بالاتر از منچسترسیتی؛ حالا وقت قدرتنمایی است... |
درحالیکه بازیکنان آرسنال پس از سوت پایان بازی در ورزشگاه امارات در زمین جشن میگرفتند، میکل آرتتا در حال گام برداشتن بود. نگاههای معطوف شده او، به پیراهنهای آبی آسمانی که در حال خروج از ورزشگاه بودند، دیدنی بود. میکل میدوید، مشتهایش را از فرط شادی به هوا میبرد، هواداران آرسنالی به میکل لقب «آقای یکشنبهشب» داده بودند. برای مدتی دوربین تلویزیون داخل زمین او را دنبال میکرد. طوری که انگار، آرتتا ستاره زمین بود. یا تصور بر این بود که هواداران از او میخواستند: میشه لطفاً لباس بافتنیتونو داشته باشم؟ سخت نیست که بفهمیم چرا. این یکی از آن بعدازظهرهایی بود که به نظر میرسید هر کاری که آرتتا انجام میداد، هر انتخاب شروعی یا هر تغییر وسط بازی، کارساز بود. از انتخاب جورجینیو بهعنوان هافبک وسط تا مدیریت غیبت بوکایو ساکا. اما برویم سراغ گیلاس روی کیک. برد ۱-۰ و پایان سلطه ۱۲ساله و شروعی تازه.

این گلی بود که در پایان حرکتی که شامل هر چهار بازیکن تعویضی آرتتا در نیمه دوم بود، به ثمر رسید، چیزی که شاید قبلاً در هیچ مسابقه فوتبالی سابقه نداشته است. ابتدا توماس پارتی یکی از پاسهای مستقیمتر یک بعدازظهر مورب را به سمت تومیاسو انتقال داد. سپس تومیاسو، توپ را به سمت کای هاورتز، نفر سوم، داد. هاورتز توپ را با آرامش به مسیر گابریل مارتینلی برگرداند. لحظه خوبی بود که تومیاسو به سمت چپ دوید، یا با زیرکی فضا را باز کرد تا صحنهای دیوانهوار خلق نماید. ضربه مارتینلی به ناتان آکه برخورد کرد و با تغییر مسیر توپ، موجی از سروصدا در اطراف و کل زمین پخش شد.

لحظهای دوستداشتنی برای امضای ثانویه آرتتا در پنجره تابستانی بود. هاورتز تنها 14 دقیقه در زمین بود اما شاید خونسردترین بازی خود را برای آرسنال تا کنون انجام داد. این همان بازیکنی است که همیشه حال و هوای یک شخصیت کوچک جین آستین را که اندکی سست و ناامید شده را با خود دارد، اما در روزهای بهترش این کار را با هوای اقتدار صادقانه انجام میدهد. اما نفر بعدی: دکلان رایس. هافبک 100 میلیونپوندی که در اوایل تابستان شبیه یک قمار به نظر میرسید، اما با یک بازی درست و حساب شده و قدرت رهبری بالا، تمام آن شک و شبه را از بین برد. دکلان رایس بهخاطر نقشش در شکست منچستریونایتد، غرق در تمجید شده بود. ولی خودتان میدانید، کسی که لقب گرانترین خرید لیگ برتر انگلیس را با خود یدک میکشد، مطمئناً انتظارات از او بسیار فراوان است. دکلان در بعدازظهر یکشنبه تمام مخالفان خود را به سکوت دعوت کرد. رایس عالی بود، در فضای باقیمانده از غیبت رودری رشد کرد، پاسهای واضحی داد، بیش از هر کس دیگری تکلها، توپها و توپها را دفع کرد. در زمین و داشتن انگیزه و شهامت برای حمل توپ نفر اول بود.

البته این برتری دکلان رایس، به دلیل بودن جورجینیو بود. جورجینیو یک هافبک کنترلی خوب است، اما از بسیاری جهات نوعی زاناکس تاکتیکی است. مکانی نرم، ایمن و دارای لبه مبهم برای استراحت دادن به توپ، منطقهای که هیچچیز خاصی ندارد. این همکاری در بازی با چنین ریسکهای بالایی بهخوبی کارکرد، بازیای که آرتتا تصمیم گرفت قبل از هر گونه تلاش واقعی برای بردن آن، نبازد. استادیوم امارات هنوز در شروع بازی غرق در گرمای شدید پاییزی بود، آفتاب کمرنگی از زیر لبه جایگاه پایین میآمد. سیتی باید بعد از 4 دقیقه به گل میرسید، اما رایس آنجا بود تا توپ را از خط خارج کند.

سیتی ناامیدکننده بود. ارلینگ هالند تا حد زیادی ناشناس بود که طبیعی هم است. گواردیولا همانند مکانیک نیروی هوایی سلطنتی بود. پپ روی نیمکت متفکر به نظر میرسید. این سیتی تازه بازسازی شده است. اما پپ وعده داده: منچسترسیتی قویتر از گذشته بر میگردد. سیتی در مسیر سومین شکست خود در چهار بازی به طور غیرعادی، مبهم به نظر میرسید. اما این برد یک گام روبهجلو، برای آرتتا و تیمش به نظر میرسد. حالا وقت سلطهگری جدید است...




