مطالعات تاریخی و جامعه شناسی نشون داده که گسترش نفرت در جوامع مختلف از الگوی یکسانی پیروی میکنه و به نتایج مشابهی منجر میشه

این الگو که در مدارس اغلب کشورهای دموکراتیک تدریس میشه و به شکل یک هرم 5 طبقه ترسیم میشه که در اون هر طبقه بر بستر طبقه پیشین که رواج بیشتری داشته ایجاد میشه

در مرحله اول برای گروه هدف یا اقلیت کلیشه سازی میشه یعنی تکثر و تنوع انسان‌ها نادیده گرفته میشه و صفات منفی به همه اعضای اون گروه خاص نسبت داده میشه

در این سطح، اعضای گروه هدف مقصر بسیاری از مشکلات عنوان میشن و بر تفاوت های اونها با افراد خودی تاکید میشه تا خط ذهنی بین خودی‌ها و غیرخودی‌ها ترسیم بشه.

در مرحله دوم از گروه غیرخودی انسان زدایی میشه به نحوی که با حیوانات پَست یکی میشن، درد و رنجشون بی‌اهمیت میشه، مورد توهین و تحقیر قرار می‌گیرن و با ایجاد ترس از جامعه جدا میشن!

تا این مرحله اغلب عمل غیرقانونی ای انجام نمیشه اما زمینه برای گروه‌های افراطی فراهم میشه. گروه‌هایی که اعمالشون مورد تایید اکثریت نیست اما ولی قدرت بگیرن دیگر قابل کنترل نیستن!

در مرحله سوم تبعیض های سیستماتیک اقتصادی، سیاسی، تحصیلی، قضایی، و... عملا زندگی اعضای گروه غیرخودی رو مختل میکنه.

در این شرایط تنها اعضایی از گروه غیرخودی در جامعه میزبان باقی می‌مونن که امکان جابجایی به مکان بهتری رو ندارن!

در مرحله چهارم غیرخودی‌ها با انواع و اقسام تهدید، استثمار، تعرض، تجاوز، خرابکاری، حمله و حتی قتل روبرو میشن

هرم نفرت در مرحله آخر به نسل کشی منتهی میشه!

فاجعه‌ای که مردم عادی مستقیما در اون نقش ندارن اما با سکوت و همراهیشون اون بستر رو فراهم کردن

وقتی بهمن خشونت افراطی‌ها شروع به ریزش کرد دیگر هیچکس جلودار اون نخواهد بود!

مسئله زمانی حادتر میشه که رژیم های استبدادی برای توجیه ناکارآمدی خودشون غیرخودی‌ها رو عامل همه مشکلات معرفی میکنن و دشمن جدیدی برای بقاء خودشون خلق میکنن!

وجود دشمن برای حکومت های تمامیت خواه یک موهبته چون از ترس امنیت، مردم رو در پشت حکومت‌ها متحد میکنه و ناکارمدی و استبداد رو هم توجیه میکنه

و در آخر سپاس از پیج اینستاگرام مغز و نغز  

?دونیت از اینجا?

?