جاده روز های غمیگن را با خیالت پیمودم
و گرمای خورشید روز های خوشی را با خیالت حس کردم
این بازمانده ی من است
تنهایی و سکوت
چنان تخریبم کرده ای که
فکر نمی کنم کسی بتواند آوار دلم را بردارد
من
من
من وجود ندارد از وقتی تو را دیدم همه تو شدم.
دیگر خسته ام.
.
تقدیم به کسی که هرگز نخواهد فهمید.


