طرفداری| برایتون راه درازی را تا رسیدن به جمع ١٧ تیم برتر پیموده است. این زمانی بود که تیم برای اولین بار تحت هدایت کریس هاتون، دفاع راست سابق تاتنهام، در فصل ١٨-٢٠١٧ وارد لیگ برتر شد. در طول شش فصل آن ها زیر نظر گراهام پاتر و اینک روبرتو دزربی، سرمربی ایتالیایی، در لیگ برتر با فوتبال پرخطر و جذاب، پیشرفت بسیاری را به رخ می کشند.
روبرتو دزربی؛ بهترین نفر در بهترین زمان
فوتبال و سیگار!فکر میکنم در زندگی واقعاً خوش شانس هستم، کسب و کارم، شور و عشق من است، و از کار کردن در چنین شرایطی به شدت لذت می برم. این روزها افرادی که در فوتبال و حول و حوش آن کار می کنند حقوق خوبی هم دارند، از این رو خودم را از تمامی جهات خیلی خوش شانس می بینم.

فوتبال یک سرگرمی، کار، اشتیاق، عطش و هوس است، زندگی من. مشکل زمانی است که هیچ بازی در جریان نباشد. دوست دارم وقتم را با دستیارم برای تماشای لیگ قهرمانان صرف کنم و در این فصل این برای ما یک افتخار است که در لیگ اروپا بازی می کنیم. اگر فوتبال را زندگی می کنید، بازی های وسط هفته اروپایی باعث غرور و لذت مضاعفی است. در عوض وقفه بازی ها به واسطه دیدارهای بین المللی بسیار سخت و آزاردهنده است.
برایتون تیمی نام آشنا بود، چون بازیهای زیادی در لیگ برتر تماشا می کردم. ما در لندن با تونی بلوم و پل باربر و دیوید ویر جلسه ای داشتیم و آن ها فلسفه، ایده و نقشه های خود را برای من توضیح دادند.نظرات و برنامه های آن ها به ایده های من بسیار نزدیک بودند. همیشه فکر می کردم باید بهترین مکان و درست ترین باشگاه را برای خودم انتخاب کنم، نه برای پول یا رقابت در لیگ های برتر اروپا، بلکه به خاطر ایده ها و سبک کار. کار با بازیکنان جوان در برایتون، از این بهتر نمی شد. در حال حاضر در دنیای رویایی به سر می برم.همه چیز در اوکراین به طرز بدی تمام شد، به طور حتم می دانید چرا! به خاطر جنگ. تصور می کنید زمانی که در اینجا شروع به کار کردم خیلی سخت بود؟ نه، اصلا. مربی خارجی در یک کشور جدید، تیمی جدید، بازیکنان جدید، همکاران جدید و هیئت مدیره ای با دیدگاهی مشترک. یک رویای بی نظیر و کامل. با سبک بازی، رابطه با بازیکنان، با تمامی مجموعه باشگاه. نتیجه آن زندگی را در برایتون خوشایند ساخت.

این دیوانگی محض است، نام من در کنار گواردیولا. فکر می کنم مربی خوبی هستم، اما صادقانه فکر نمی کنم قادر به تغییر چیزی باشم. به ایده هایم پایبندم، و تمام این ایده ها را به بازیکنانم منتقل می کنم و آن ها در پذیرش تمامی آن ها بسیار خوب عمل کرده اند. به اهمیت نقش مربی واقف هستم، چون بازیکن بودم و فوتبال بازی کردم، اما در نهایت بازیکنان مهمتر از مربیان هستند. شما ممکن است بهترین ایده ها را داشته باشید، اما اگر بازیکنان مناسبی برای پیاده کردن طرح ها و نقشه های خود نداشته باشید، عملی کردن تمامی ایده هایی که در ذهن دارید غیرممکن است.گواردیولا در سطح دیگری است. به نظر من، بهترین است. من قصد دارم ایده های خود را گسترش دهم. پیشرفت ما هنوز تمام نشده و هرگز تمام نخواهد شد!"
تونی بلوم؛ هوادار و مالک باشگاه
عادت کرده بودم برای مولتی میلیونرها کار کنم. ملاقات های متعدد، با مولتی میلیاردرها. اما اولین برداشت من از دیدار بلوم در مقایسه با همه آن ها کاملا متفاوت بود.او متفاوت بود.با قطار از شمال لندن به ویدین آمده بود. پالتو به تن داشت، کیفی روی دوش و با یک کلاه پایین کشیده برایتون که همه پیشانی او را پوشانده بود، وارد دفتر من شد. به راحتی میتوانست یکی از تماشاگرانی باشد که آماده نشستن روی سکوهای استادیوم هستند.
معمولاً سعی میکنم، عمدتا قبل از بازی، یا گاهی بعد از بازی، یا در زمین تمرین با او صحبت کنم. ما برای برقراری ارتباط مشکلی نداریم. زمانی که با روبرتو صحبت می کنم، بیشتر در مورد فوتبال است. او بسیار فوتبالی است. کاملاً عاشق آن است، یک معتاد فوتبال. دانش او از فوتبال و توقع او از تیم هایی که اداره می کند باورنکردنی است. پرشور است. البته با همه ایدههایی که دارم موافق نیست و من لزوماً با همه ایدههایی که او دارد موافق نیستم، اما این اهمیتی ندارد.داشتن دیدگاه های متفاوت عالی است، اما وقتی صحبت از فوتبال و بازیکنان و تیم و تاکتیک هایش می شود، مشخصا او صاحب اختیار کامل است. ما پاداش آن را میبینیم، ۱۲ ماه شگفتانگیز، وقتی میبینیم چگونه از بازیکنان به نحو احسن استفاده کرده، به شکلی که بسیاری از بازیگران به درجات بالاتری رسیده اند، و به گونهای بازی می کند که بسیاری از سرمربیان لیگ برتر در مورد آن صحبت میکنند و اذعان دارند آماده کردن تیمشان برای بازی مقابل برایتون تا چه حد دشوار است.
سعی میکنم زیاد نگران نباشم. فقط تا جایی که ممکن است برنامه ریزی می کنم. همیشه لیستی از سرمربیان دارم، شما هرگز نمی دانید چه کسی ممکن است در زمان نیاز در دسترس باشد. راستش نمی دانم چه زمانی روبرتو باشگاه ما را ترک می کند، اما مانند همه، او در نهایت روزی خواهد رفت. با روندی که در پیش گرفته ایم، خیالم راحت است که بهترین جانشین ممکن را در اختیار خواهیم گرفت.بدیهی است سخنم به معنی این نیست که بگوییم قرار است فردی مانند روبرتو را جذب کنیم، به خوبی روبرتو. نه، روبرتو در کاری که انجام می دهد و نحوه تشکیل و کنترل تیم نسبتاً منحصر به فرد است. و زمانی که روز موعود فرا برسد، پر کردن جای او به طور حتم سخت خواهد بود، اما با انتخاب خود، تا حد ممکن از ریسک و خطر پرهیز خواهیم کرد.
در ١٨ سالگی خیلی چیزهایی را که باید، به ما نشان داده است. پسرکی که هت تریک قابل اشاره ای در مقابل نیوکاسل داشت.
من در مورد ایوان فرگوسن بسیار هیجانزده هستم، مانند بسیاری از بازیکنان جوان ما که فوقالعاده خوب بازی میکنند، اجازه خواهم داد پتانسیل خود را تا حد ممکن نشان دهند. فرگوسن نیازی به من ندارد تا بیشتر به او فشار بیاورم. او یک مرد جوان مستعد است، خلق و خوی فوق العاده ای دارد. ما فقط به او فضا می دهیم به پیشرفت خود ادامه دهد، و ببینیم در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.
ما هر موقعیتی را جداگانه نگاه می کنیم. زمانی که گراهام رفت، شش نفر از دستیاران او نیز، ما را ترک کردند. هر معامله یک معامله جداگانه است. این امکان وجود دارد که طی دو یا سه سال آینده هیچ معامله ای با چلسی نداشته باشیم. بنابراین، برای من، این به هیچ وجه شخصی نیست. هر معامله، قبل از هر چیز باید بهترین عواید ممکنه را برای باشگاه ما داشته باشد. اگر باشگاه های دیگر به سرمربیان، کادر فنی و بازیکنان ما علاقه مند هستند، من ترجیح می دهم این طور باشد تا اینکه کسی به هیچ یک از بازیکنان یا کادر فنی ما نگاه نکند. بنابراین، ما در مسیر درستی هستیم. هر کاری از دستمان بر میآید انجام میدهیم تا بهترین بازیکنانمان را حفظ کنیم، اما میدانیم که همیشه این طور نخواهد بود.
به طور طبیعی هدف ما این است که این گونه به کار خود ادامه دهیم. نمی توانم چیزی را تضمین کنم، همه می دانیم در لیگ برتر، رقابت سخت است. هر سال، سه تیم سقوط میکنند، بنابراین شما میتوانید مانند برخی تیمها برای سه، چهار، پنج، ۱۰ سال در نیمه اول جدول قرار گیرید، اما این بدان معنا نیست که فصل بدی نداشته باشید و سقوط نکنید. کاری که ما سعی خواهیم کرد هر فصل انجام دهیم این است؛ تا جایی که می توانیم رقابت کنیم، نگاهی به سمت بالا داشته باشیم و بپذیریم که روزهای بد یا فصل های بد خواهیم داشت و باید امیدوار باشیم که وقتی این اتفاق می افتد، هنوز در میان ١٧ تیم جدول کار خود را خاتمه دهیم.
فکر نمیکنم کسی منتظر نقل و انتقالات پنجره تابستانی لیگ عربستان با این مبالغ باشد، لیگ برتر را با فاصله بهترین لیگ فوتبال جهان میدانم. نه فقط از نظر تیم ها و بازیکنان و تاریخ، بلکه هواداران و هر چیزی که آن ها به همراه می آورند. من این تغییر را در کوتاه مدت یا حتی بلند مدت نمی بینم. فراتر از آن، چه کسی می داند؟ همه چیز در جهان تغییر می کند، اما در حال حاضر می بینم که لیگ برتر آنقدر قوی است که نباید نگران بود.
مسئله طولانی مدت رابطه لیگ برتر با لیگ فوتبال انگلیس (EFL) در مواردی مانند توزیع درآمد در سراسر هرم فوتبال است.لیگ برتر در حال همکاری با لیگ فوتبال و اتحادیه فوتبال انگلیس مشغول یک معامله است و این برای سالها ادامه داشته است. این واقعیت وجود دارد که عدم اطمینان وجود دارد، من فکر نمیکنم برای دو طرف خوب باشد. امیدوارم و انتظار دارم به نتیجه ای در این مورد نزدیک شویم تا برای همه رضایت ایجاد کند.سازش در سراسر جهان مورد نیاز است. این سه نهاد، بدون اینکه سازمان خارجی یا دولت در آن دخالت داشته باشد، آن را حل خواهند کرد. هنوز راه زیادی برای رفتن وجود دارد. لیگ های پایین تر نقش بسیار مهمی برای فوتبال این کشور بازی می کنند. فکر می کنم اگر لیگ فوتبال شکوفا شود، حتی لیگ برتر رونق بیشتری خواهد گرفت. لیگ فوتبال درخشان است. و در حال حاضر شرایط سختی را پشت سر می گذارد. برای فوتبال حیاتی است تا نشان دهد، قادر است روی پای خود بایستد.
تنها افتخار برایتون:
فینال اِف اِی کاپ (جام حذفی) ١٩٨٣ برابر منچستریونایتد
زیباترین و تلخ ترین لحظه باشگاه
این بخشی از مطلب ١٠٠ سالگی ومبلی است. دو بخش از آن در این صفحات به علاقمندان تقدیم شد. این بخشی از آن مجموعه در دهه هشتاد است که حیفم آمد در اینجا ارائه نکنم.
در دیدار تکراری، کاپیتان مارول کلک برایتون را با دو گل خود کند و منچستریونایتد ٠-٤ به پیروزی رسید. مثل همیشه شانس دوباره ای نصیب برایتون نشد.
و اسمیت باید گل بزنه'And Smith must score..."
و اسمیت باید گل بزنه
از آن زمان تا به حال تعداد زیادی از کف رفتن شانس های متفاوت را دیده ایم. برخی در فینال های جام حذفی که بسیار بدتر از مال من بود. اما اهمیت شانس من لحظه آن بود. دقیقه ١٢٠، قهرمانی جام حذفی در آخرین دقیقه در وقت اضافه با ضربه آخر بازی، آن هم مقابل منچستریونایتد. من هرگز پیتر گزارشگر بازی را ندیدم، جمله او هم ماندگار شد! فقط آرزو می کنم ای کاش حق امتیاز آن عبارتو اسمیت باید گل بزنهبه من تعلق داشت، در طول این سال ها می توانستم چند پاندی به جیب بزنم.خوب به یاد دارم، در پایان نیمه اول به تابلوی نتایج نگاه کردم؛ برایتون ١ منچستریونایتد ٠. و زیر آن نام من به چشم می خورد. فکر می کردم، مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، من مُهر خود را کوبیده ام و هیچ کس نمی تواند آن را از من بگیرد!اما ظاهرا هیچ چیز طبق برنامه پیش نرفت! تنها در پایان بازی مجدد بود که دلتنگی و تاثرم آغاز شد.در پایان بازی اول تصور می کردیم هنوز یک بازی دیگر در راه است، اما زمانی که یونایتد پیروز شد، سرانجام فهمیدیم غرق شده ایم در حالی که ما می توانستیم جام را تصاحب کنیم.

توپ را زمینی و محکم زدم، بیلی به سمت من می آمد، فکر نمی کردم توپ را مهار کند. او به سمت اشتباه شیرجه رفت اما توپ در میان پاهایش گیر کرد. می دانم باید گل می زدم. مهم نیست مردم مدام بگویند من بدشانس بودم، یا بیلی سیو خوبی داشت یا هر چیز دیگری. باز هم احساس بدی دارم. همیشه احساس می کنم باید گل می زدم. همیشه علاقه زیادی به برایتون داشتم از این رو خاطره آن تا به امروز هم دردناک است. من بارها و بارها بابت از دست دادن آن شانس از هزاران نفر عذرخواهی کرده ام.حقیقت دارد که می گویند افراد ضعیف تر به ندرت فرصت دومی پیدا می کنند. به این خاطر هنوز هم فکر می کنم ای کاش می شد، جام حذفی را برای برایتون فتح کنم.
اسمیت این لحظه را تا مدت های مدید فراموش نخواهد كرد.



