روز جهانی کوهنوردی

جملاتی  زیبا از وی:

- من موافق مبارزه هستم، جایزه ای که که برای این سختی ها دریافت می شود، بسیار زیاد خواهد بود. این لذت زندگی است.

- سرانجام، با شکوه ترین لحظه در هر صعود. این لحظه ایست که تنها چند قدم با قله فاصله دارم، زمانی که می دانم هیچ مانعی در مسیر من نیست، زمانی که می دانم پیروز خواهم شد…من بر کوه یا آب و هوا پیروز نمیشوم، بلکه بر بلندای خویش می ایستم، بر ضعفم و بر ترسم..زمانی که می توانم از کوه به خاطر اینکه با من مهربان بوده است، تشکر کنم. من این لحظات را با هیچ ثروتی روی زمین عوض نمی کنم و حتی اگر مجبور شوم به موانع مسیر و مرز نامعلوم خطر فایق شوم، خواهم پذیرفت. من خطرات پیش رو را خواهم پذیرفت. بادهایی که برای هفته ها بر چادر می کوبند و آنرا به لبه دیوانه می رسانند، در آغوش خواهم کشید. مسیرهایی که در لبه شکست هستند را به جان می خرم. مبارزه را قبول خواهم کرد. جایزه ای که برای این سختی ها دریافت می کنم، بسیار عالیست. این لذت زندگی است.

- البته هیچ چیزی برای خوردن نداشتیم و جای صحبت از نوشیدنی هم نبود.فقط یک فکر داشتیم که تا رو شن شدن هوا دوام بیاوریم،مقاومت کنیم و زنده بمانیم.متناوبا در اوهام فرو میرفتم.وقتی به خود می آمدم خیال میکردم باید ساعتها گذشته باشد.و میفهمیدم فقط چند دقیقه ای بیشتر نگذشته است.

- من به آنجا آمده بودم با افسانه هایی که از خواندن کتابهایی نظیر"انسان فاتح هیمالیا "شکل گرفته بود.کتابهایی که در هر صفحه آن مشقات فوق انسانی،ترس و مرگ موج میزد.حال فارغ از آن افسانه ها به هیمالیای بزرگ بازمیگشتم.غرور؟خیر.با نهایت احترام،اما میدانستم هیمالیا نیز جای مردم عادی است.

- اما شخص در آن بالا ها بطرز دیگری فکر میکند،تفکرات انسان به نحو غریبی تیره و تار میشوند.

- هیچ جا نوشته نشده است که اگر کسی سیاهه ای از موفقیت قبلی اش داشته باشد همه به روی او میشتابند،خیر.اما شخص کسی را انتخاب میکند که با او راحت باشد.

- "...بسيار از آن منظره دلم گرفته ‌بود. فقط كمي مانده بود تا به قله برسيم. خودم را با اين انديشه تسكين دادم كه فهميده بودم هيماليا متعلق به افراد عادي است، و روزي باز خواهم گشت. بايد باز گردم. و باز گشتم. سپس اين كتاب را نوشتم. در اين كتاب جوابي براي سئوالهاي بي‌پايان در مورد علت اجراي برنامه‌هاي بزرگ به قلل مرتفع و به هيماليا پيدا نمي‌شود.

هيچ‌گاه لزوم پيدا كردن پاسخ را احساس نکردم. به كوهستانها رفتم و آنها را صعود كردم. فقط همين..."