حج اصغر عزیز پنج شنبه گذشته درست بعد بازی پرسپولیس پیکان  مهمان ما در مغازه بود و بعد صحبتهای فوتبالی که با ایشان داشتم مستمع خاطره شنیدنی ایشان از هایده و حمیرا بودم که سعادتی بر بنده بود حج اصغر می گفت دهه پنجاه شمسی از طرف سینمای اصفهان دعوتنامه دیدن کنسرت هایده و حمیرا بهم داده شد و ما را به کاباره باکارا واقع در خیابان پهلوی(ولیعصر فعلی ) تهران زیر سینما آتلانتیک میان کوچه خورشید و کوچه رهبان بردند که دو طبقه بود و سال ۱۳۴۸ هم ساخته شده بود جایگاه تماشاگران در طبقه بالایی بخش بخش بود چیزی مثل تعدادی از قهوه خانه های فعلی که هر بخشی چند نفر می نشینند و جایگاه افراد اون بخش مجزای جایگاه بخشهای دیگر هست من طبقه اول نشستم و بین تماشاگران نوشیدنی های خاص مجالس اون ایام توزیع می شد که من چون اهل مصرف این نوشیدنی های زیان آور نبودم این نوشیدنی ها را مصرف نکردم اول کنسرت مرحوم هایده وارد سالن شد و صدای تشویق حضار به آسمان برخواست منشی سالن از حضار خواست اهنگ مورد علاقه خودشان روی کاغذ بنویسند و به گارسون( اصطلاحی که حج اصغر عینا استفاده کرد این بود) گفت که این کاغذها را جمع کنه بعد کاغذها به مسئول اکیپ نوازنده های خانم هایده تحویل داده شد و اون آهنگی که بیشتر نوشته شده بود همون اجرا شد بعد هایده اقای گلپایگانی کنسرت اجرا کرد و گروه نوازندگی ایشان کاملا مجزا از هایده بود سپس حمیرا روی صحنه اومد و همون روند کنسرت هایده تکرار شد و حضار اهنگ مورد علاقه خودشان روی کاغذ نوشتند و مسئول اکیپ نوازنده ها این کاغذها  را بررسی می کرد و به حمیرا نام اهنگی که بیشتر طرفدار داره را می گفت حج اصغر می گفت قیمت بلیط این کنسرت که بسیار هم به پول اون ایام زیاد بود ۲۵ تومان بود و صرفا طبقه اشراف و بالایی جامعه اون ایام در این کنسرت حاضر بودند من هم به عنوان مهمان وارد این کنسرت شدم و خرجی متقبل نشدم حج اصغر می گفت خواننده های اون ایام عموما ظاهر و باطنشان یکی بود و مثل دوره الان نبودند که از این خصلت زیبا بهره مند نیستند ?????