۸ سال با عزیزی بسیار دل پاک ، سر به زیر ، هنرمند ، مهربون و بی حاشیه ارتباط مجازی داشتم . تو این مدت بنا به دلایل زیادی هیچ وقت همو از نزدیک ندیدیم ، آبان ماه تولد من بود و قرار بود برای بار اول همو ببینیم بخاطر مسافت زیاد باید از چند روز قبل حرکت میکردم تا به موقع برسم ولی موقع حرکت جوابمو نداد . ۳ روز هرچی تماس گرفتم جواب نداد . بالاخره شماره دوستش رو پیدا کردم و فهمیدم الان ۲ ساعته توی اتاق عمله به دلیل تجویز داروی اشتباه دچار مشکلات گوارشی شدید شده . متاسفانه بعد از عمل بخاطر ایست قلبی در گذشت و حسرت دیدنش تا ابد توی دل جفتمون موند ، قلبم هزاران تیکه شده . فردا قراره تن نازنینش به خاک سپرده بشه و من به خواست خواهرش بخاطر اینکه حرف پشت سرش نزارن حتی نمیتونم توی مراسمش شرکت کنم و مجبورم بعداً مخفیانه برم سر خاکش
.
چه شب هایی که من ساعت ۴ صبح پیام میدادمش و بدون هیچ منت و بد اخلاقی میگفت من کنارتم تا خوابت ببره
.
چه شب های که تا صبح رویا پردازی میکردیم که بالاخره پولدار میشیم و فلان خونه رو میخریم ، یکی از خواسته هایش این بود که به بچه معلول رو به سرپرستی بگیریم
.
انسان بسیار ساده دل و شریفی بود ، سرگرمیش غذا دادن به سگ های بی سر پرست و نگهداری از چندتا لاک پشت بود . ازتون خواهش میکنم برای شادی روحش دعا کنید و فاتهه بفرستید یک دنیا ممنونتون میشم
.
این تنها کاریه که فعلا میتونم براش بکنم . خیلی ممنونم


