ازدواج، اتحاد دوباره ی جفت جدا شده است. شما در اصل یکی بوده اید. اکنون در جهان دوتا هستید، اما ازدواج درک این یگانگی روحی است. ازدواج با ماجرای عاشقانه فرق می‌کند و با آن ارتباطی ندارد. سطح شناختی دیگری از زندگی است. هنگامی که افراد با این نیت ازدواج می‌کنند که یک ماجرای عاشقانه ی بلند مدت را آغاز نمایند، خیلی زود از یکدیگر جدا می‌شوند، زیرا همه ی ماجراهای عاشقانه به ناکامی منتهی می‌شوند. اما ازدواج، درک نوعی یگانگی روحی است. چنانچه زندگی مناسبی داشته باشیم، و ذهنمان در رابطه با شخصی از جنس مخالف، معطوف به کیفیت های مناسبی باشد، همسر مذکر یا مؤنث خود را پیدا خواهیم کرد. اما چنانچه با علایق جسمانی خاصی اغوا شویم، با شخص نامناسبی ازدواج خواهیم کرد. از رهگذر ازدواج با شخص مناسب، تصور خدای مجسم را بازسازی می‌کنیم.