به باور مصریان، بعد از خاکسپاری، متوفی باید در دادگاه مردگان در مورد زندگی زمینی خویش پاسخ می‌داد.کسی که در آن محکمه مردود می‌شد، برای بار دوم می‌مرد و این مرگ به معنای نابودی قطعی بود. دادگاه مردگان در تالار حقیقت برگزار می‌شد. ازیریس، داور اعظم این دادگاه بود و ۴۲ اهریمن پلید، مرده را به شدت مورد بازجویی قرار می‌دادند. تحوت کاتب دادگاه بود و آنوبیس، ایزدی که سری شبیه سر سگ داشت، ترازوی داوری را اداره می‌کرد.

ابتدا آنوبیس مرده را به تالاری هدایت می‌کرد که در آنجا باید دفاعیاتی را ایراد می‌کرد که سوگندی بر بی گناهیش بود. بعد از این سخنرانی و بازپرسی اهریمنان، آنوبیس قلب مرده را درون یک کفه از ترازویی قرار می‌داد که در کفه دیگرش تندیس کوچکی از ماعت، ایزد بانوی حقیقت و عدالت قرار داشت. اگر کفه‌های ترازو در حال تعادل باقی می‌ماندند و ترازو نمی‌لرزید، آن فرد در امتحان پذیرفته شده بود و اجازه داشت به قلمرو مردگان وارد شود. برعکس اگر ترازو به سوی کفه بدی‌های فرد سنگینی می‌کرد و نا متعادل می‌شد او در امتحان مردود شده بود و عفریتی وی را تکه‌تکه می‌کرد و به خورد تمساح‌ها می‌دادند.

پس از مرگ فرعون، در کنار جسد وی مجسمه ای چوبی شبیه به قلب انسان که داخلش طوماری پر از کارهای خوب فرعون جاداشت، می گذاشتند تا به جای قلبش این مجسمه را روی ترازوی عدالت گذاشته و بدینوسیله داور اعظم را فریب دهد.

خنده دار نیست؟ این باور مردم پیشرفته ترین تمدن ۵۰۰۰ سال پیش است. با افزایش سرعت پیشرفت علم، ۵۰۰۰ سال بعد دیدگاه و اعتقادات ما چگونه ارزیابی میشوند؟ 

اینقدر روی دیدگاه های به احتمال زیاد غلط خود پافشاری نکنیم.