نژاد انسان زمین را به منزلگاه کثیفی برای زیستن تبدیل کرد ... پادشاهان تاغوت، فراعنه، احذاب کمونیستی، جنگ های گرم جهانی، درگیری های درون قبیله ای و برون مرزی، میلیون ها کشته بر دستان این سیاره نهاد ... سالانه هزاران هزار نفر جان خود را در این سیاره از کف می دهند، نام هایی که سکان یک خانواده را یدک می کشیدند، طناب ها برای آن کسانی است که یک نفر را به قتل می رسانند، گیوتین ها آویخته از طاق ولع حمله دارند ... روزانه صدها نفر اعدام می شوند، اما این برای من و شماست ... صدها نفر از مردمان تهی دست جهان سومی، اقامت کار در قطر را پذیرفته اند، صدها نفر از گابن و مراکش و کشورهای افریقای مرکزی تن به حماقت مردی دادند که شبانه چراغ های اتاقش را خاموش کرده و شروع به ورق زدن اسکانس های تا نخورده بلاد عرب می کند ... آنقدر این اسکانس ها را شمارده که به خیالش کم شده باشند ... اینجا بوی خون می آید، ورزشی که بر مسند قدرتش چون اویی تکیه زده خاه بانک آبرو و ناخواه معبد ورناسی است که انسان را جای چهارپایان سلاخی میکنند ...