چند هفته پیش یکی از جوونهای شهرمون رفته یه شهر دیگه اونجا که کسی نمیشناختتش، رفته داخل کبابی به صاحب کبابی گفته اقا توروخدا به فریادم برس آبروم تو خطره هفت هشت تا مهمون اومدن خونمون سر زده منم نمیتونم غذا درست کنم یه بیست سیخ کوبیده و بیست سیخ جوجه بزار رو آتیش تاخوب برشته بشن من برم کارت بیارم الان پول همراهم نیست ،تو کباب هارو آماده پولش بپردازم. کبابی هم سیخ هارو میزاره رو اتیش واون پسره هم فلنگ رو میبنده میره شهرشون وکبابی بدبخت میمونه وسیخ های جوجه وکباب.???
این ماجرای حیرت انگیز رو بخونین، بچه های این دوره زمونه چقد مردم ازاران
۳۳۰ بازدیدجمعه ۰۵ آبان ۱۴۰۲ - ۱۰:۰۹
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


