مجموعه‌ی داستانهای توپ طلا، کاری مشترک از امیرحسین صدر و حمید، در 6 قسمت تاریخ ارزشمندترین جایزه‌ی انفرادی دنیای فوتبال را ورق می‌زند. در قسمت اول و در فضایی فانتزی سرکی به بهترین بازیکنانی که جایزه را نبردند زدیم و سپس به سراغ برندگان جایزه رفتیم...

قسمت اول: «توپ طلا»یی است اما الماس‌ها ابدی‌اند!

قسمت دوم: اول 41 ساله‌ها آقای آنو؛ سر استنلی متیوز چگونه اولین توپ طلای تاریخ را برد؟

قسمت سوم: اسپانیا و ایتالیا؛ «آمدم، دیدم، فتح کردم»

قسمت چهارم؛  تلالوء آن توپ طلایی از پشت پرده‌ی آهنین

قسمت پنجم؛ بفرمایید الن سیمونسن، شیرینی دانمارکی

در قسمت ششم به سراغ برندگان بریتانیایی جایزه، پس از استنلی متیوس می‌رویم.  از تثلیث مقدس در تئاتر رویاها، تا پسران محبوب آنفیلد. داستانی سوار بر قطار منچستر- لیورپول در دل تاریخ...

...........................

روز 15 سپتامبر سال 1830 برای مردم بندر مرسی ساید، لیورپول، منچستر، شمال‌غرب انگلستان و تمام دنیایک روز تاریخی است. روزی که نخستین ایستگاه قطار بین شهری جهان میان لیورپول و منچستر افتتاح می‌شود. یک انقلاب برای تجار و کارگران در جابجایی بارهای پنبه و چوب و زغالسنگ میان دو شهر و البته برای مردمی که در واگن‌ها با صدای سوت قطار و حرکت لوکوموتیو روی ریل‌ آهنی و چوبی دنیای تازه‌ای را تجربه می‌کردند.... تجربه‌ی بدیع تماشای زیباترین مناظر در دو سمت ریل هنگام حرکت غول آهنی در میان جنگل‌های انبوه. یک لذت کوتاه اما وصف نشدنی....

بیش از یک قرن از آن روز تاریخی می‌گذرد و در سالهای میانی دهه‌ی 60، چیزی ارزشمندتر از زغالسنگ و فولاد میان لیوپول منچستر جابجا می‌شود؛ در دنیای توپ گرد، این توپ طلاست که میان ستارگان بریتانیایی لیورپول و منچستریونایتد به چرخش در می‌آید. 5 بازیکن بریتانیایی فاتح توپ طلا. 5 بازیکن از منچستریونایتد و لیورپول.

خوب می‌دانیم که  بازخوانی داستان زندگی دنیس لاو، بابی چارلتون، جرج بست، کوین کیگان و مایکل اوون یک سفر طولانی بی پایان است.... پس بیایید به سرعت لوکوموتیوهای قطار لیوپول- منچستر از مناظر بی بدیل محبوبترین ستارگان فوتبال بریتانیا لذتی به کوتاهی یک لحظه ببریم. لحظه‌ای به بلندای ابدیت...

 

دنیس لاو؛ 1964

در دهه‌ی 50، هم تیمی‌های دنیس نوجوان در هادرزفیلد او را "پسرک لاغر عینکی" خطاب می‌کردند اما و کمتر از یک دهه بعد، پسر موبور اسکاتلندی با 46 گل در 42 بازی فصل 1963/64 رکورد جاودانه‌ی حیرت‌انگیزی را برای باشگاه منچستریونایتد ثبت می‌کند. لاوِ اهل آبردین که سالها بعد سر الکس فرگوسن، از او به عنوان نخستین قهرمان دوران کودکی فرگی یاد می‌کند.

چه درخششی دنیس....

 

در سال 1964 رقبای دنیس لاو همگی با دستانی پر از جوایز تیمی در لیست توپ طلا حاضرند: لوییز سوارز بازیکن اینترِ قهرمان جام باشگاه‌های اروپا در کنار آمانیکا نایب قهرمان اروپا با رئال مادرید که هر دو نفر در کنار هم یورو 64 را لباس تیم ملی اسپانیا نیز به خانه برده‌اند و جیمی گریوز برترین گلزن و بابی مور، برترین بازیکن لیگ انگلستان.... با این حال این دنیس لاو است که با اختلاف قاطع و 17 رای بیشتر از سوارز نفر دوم جایزه را به الدترافورد می‌برد. تنها اسکاتلندی برنده‌ی جایزه تا امروز.

 پس از پایان سال 1964 و در ادامه‌ی فصل 1964/65، منچستریونایتد با گلهای دنیس لاو، در راس یک مثلث خوفناک همراه بابی چارلتون و جرج بست لیگ را فتح می‌کند. خیالتان راحت آقایان ژورنالیست، حتی با دستهای خالی هم دنیس لاو انتخاب درستی بود!

 

بابی چارلتون؛ 1966

کلید معمای نزدیکترین رقابت تاریخ توپ طلا، در دو بازی ملی و باشگاهی گشوده می‌شود.

در یک سمت رقابت، فاتح کفش طلای جام جهانی 1966، بازیکنی که در 30 بازی، 36 گل برای بنفیکا به ثمر رسانده و راحت‌تر از همه‌ی اینها،هنگام شوت زدن به معنای واقعی یک پلنگ موزامبیکی است.... یعنی اوزه بیو قراردارد و در سمت مقابل بابی چارلتون نماد فوتبال انگلستان، قهران جام جهانی 1966. نسخه‌ی سال 1966 اوزه بیو از آن بازیکنانی است که در بسیاری از فصول قابلیت ربودن توپ طلا را برابر رقبای مختلف داشت اما بار دیگر به ابتدای همین سطرنگاه کنید... صحبت از سال 1966 است. سالی که همه چیز رنگ و بوی بازی انگلیسی را به خود گرفته.

آخرین جایزه‌ی طلایی در سال 1966 توسط بابی چارلتون صید می‌شود. سال معرکه ای بود!

 

چارلتون و اوزه بیو دو بار در آن سال رو در روی هم قرار می‌گیرند. بازی کلادیاتورها. نبرد قهرمانان. ابتدا در ماه مارس و در استادیوم دالوز پرتغال، اوزه بیو و یارانش با 5 گل برابر منچستریوناید شکست می‌خورند و این بابی چارلتون است که آخرین میخ را بر تابوت پرتغالی‌ها می‌کوبد. سپس نوبت ضیافت در ومبلی می‌رسد. نیمه‌نهایی جام جهانی 1966. بازی که چارلتون بهترین نمایش خود را به رخ تماشاگران می‌کشد. در فینال، رقابت تنگاتنگ با بکن باوئر جوان وظایف چارلتون را محدود می‌کند اما در بازی برابر پرتغال او آزادانه به سوی دروازه‌ی حریف می‌تازد. دو گل تاریخی رو در روی اوزه بیو و نمایشی که برایان گلانویل، تاریخ نگار فوتبال انگلیس درباره‌ی آن می‌نویسد:

"این بهترین نمایش بابی چارلتون در جام جهانی بود. و شاید بهترین بازی او برای انگلستان. پاس‌های بّرنده، دوندگی بی امان و دو گل پیروزی بخش..."

در نهایت این چارلتون است که با 81 رای، در برابر 80 رای اوزه بیو توپ طلای سال 1966 را از آن خود می‌کند. آسوده بخوابی بابی بزرگ

 

جرج بست؛ 1968

قطار وارد جنگل انبوه می‌شود. زیبایی وحشی مسحور کننده. دریبل‌های جرج بست مارپیچ‌های یک مسیر ریلی جنگلی را به یادتان خواهد آورد. شاخه‌های در هم تنیده، موهای نخستین سلبریتی دنیای فوتبال را و شکوه اسرارآمیز جنگل،  بازی پسر بلفاستی در شب‌های خاطره‌انگیز اروپایی الدترافورد در سال 1968.

پدر، پسر و روح مقدسی به نام جرجی. دنیس لاو و بابی چارلتون برندگان منچستریونایتدی قبلی جایزه و مت بازبی توپ طلای بست را جشن می‌گیرند....  بله، باز هم در الدترافورد...

 

جرجی 22 ساله، با 28 گل در لیگ فصل 1967/68 کفش طلا را به همراه جایزه‌ی بهترین بازیکن فصل می‌رباید اما مسیر جرج بست در آن فصل به بازیهای لیگ خلاصه نمی‌شود. بست در بازی نیمه‌نهایی جام باشگاه‌های اروپا برابر رئال مادرید هنر خود را به رخ می‌کشد و چند هفته بعد، در بازی فینال نوبت به اجرای آخرین پرده‌ی نمایش در ومبلی می‌رسد. با لباس نامتعارف آبی رنگ. با موهای روی صورت. و با شلیکی به قعر دروازه‌ی بنفیکا برای تثبیت قهرمانی پسران بازبی در اروپا.... گوش دادن به موزیک پنجمین بیتل در مسیر جنگلی قطار فراتر از رویاهای ماست... ای کاش همه چیز انقدر زود تمام نمی‌شد جرجی...

 

کوین کیگان؛ 1978 و 1979

در آخرین سالهای دهه‌ی 70، چیزهای زیادی با روزگار ما فرق داشت. اگر امروز طرفداران بایرن مونیخ، با هیجان هر گل هری  کین را دنبال می‌کنند و طرفداران و کارشناسان فوتبال انگلیس خشنود از درخشش کاپیتان تیم ملی‌شان در استادیوم‌های میزبان یورو 2024 هستند، در سال 1977 اوضاع متفاوتی چه در خاک انگلستان و چه در آلمان حاکم بود. گروه‌های بزرگی از هوادران دو آتشه‌ی جایگاه کاپ در آنفیلد حتی جدایی کوین کیگان از لیوپرول و پیوستن او به تیمی دیگر در انگلستان را نیز بر نمی‌تافتند. چه برسد به سفر شاه کِو، اسطوره‌ی داخل و خارج زمین باشگاه، روح نوظهور پسران سرخ در عصر بازسازی بیل شنکلی بزرگ و رهبر ملی‌پوش تیم باب پیزلی در افتخارات اروپایی لیورپول به آلمان...

 دشمنان همیشگی جنگ جهانی و جام جهانی و .... از سوی دیگری در هامبورگ عده‌ای زیادی که هنوز نمایش‌های اووه زیلر، با قد کوتاه، سر کم مو چهره‌ی یک ژرمن کارگر را به یاد داشتند، از ورود یک سلبریتی به تمام معنای انگلیسی به تیم خود اکراه داشتند. حتی گروهی از بازیکنان هامبورگ به رهبری پیتر ناگلی به سراغ مربی تیم رودی گوتندورف می‌روند و به او می‌گویند در ما به او در تیم خود نیازی نداریم.

هیچ کس حاضر نیست حتی یک فریم از کیگان موهای فرفری و توپ طلا را از دست بدهد... حتی هورست هروبش غول پیکر

 

 با تمام اینها ورود کیگان به بندر هامبورگ چیزهای زیادی را تغییر می‌دهد. پسر محبوب بندر مرسی‌ساید به خوبی راه ورود به قلب مردان بندر هامبورگ را می‌یابد. هامبورگ در سال 1978 به رتبه‌ی دوم بوندسلیگا می‌رسد و  رئال مادرید و یوونتوس برای خرید شاه کِو دندان تیز می‌کنند اما حالا کوین کیگان، با آن مدل موها، با آن پروازها بر فراز مدافعان سختکوش موطلایی و با رهبری تیمی که پس از سالها به یک مدعی قهرمانی تبدیل شده محبوب طرفداران تیم شمالی آلمان است.

هامبورگ با کیگان و مربیگری برانکو زبک، تئوریسین یوگسلاو که یک دهه قبل نسل جدید بایرن مونیخ با مولر، بکن باوئر، شوارتزنبک و .... را ساخته بود،  پس از 19 سال سپر گرانقیمت قهرمانی فوتبال آلمان را از چنگ بایرن و گلادباخ می‌رباید. و بخشی از دوره‌ی 6 ساله‌ی ماندن توپ طلا در بوندس‌لیگا می‌شود. اما کیگان. دو فصل بازی در آلمان، 90 بازی، 32 گل، دو توپ طلای پیاپی و... پادشاهان حقیقی راه پیروزی بر قلب‌ها را به خوبی می‌دانند. با گلها و همچنین در مورد شاه کِو، با فر کردن موها و لبخندی به طرفداران

 

مایکل اوون؛ 2001

برای رسیدن به ایستگاه پایانی زغال‌سنگ قطار بیشتر می‌شود، صدای سوت بلندی شنیده می‌شود و لوکومتیو با بیشترین سرعت خود حرکت می‌کند. با سرعتی معادل دویدن‌های آن پسر خوشروی 18 ساله‌ی انگلیسی از مقابل مدافعان تنومند آرسنال و تکل‌های بی محابای مدافعان لاتین آرژانتین. این مایکل اوون است که با سرعت خود چشم‌ها را خیره کرده.

اولین جایزه در قرن 21 مهمان آنفیلد است... مرسی هولیه، براوو مایکل!

بیایید آن مفسر با صورت فربه و لحن خشک اسکای را فراموش کنیم. بازیکنی که برای سالهای پایانی فوتبال خود، با وجود تشویق برابر جایگاه کاپ، راهی خانه‌ی دشمن، الدترافورد می‌شود و همچنین برای چند یا در حقیقت چندین دلار بیشتر مسافر برنابئو. مایکل اوون، توپ طلا را به خاطر چیزهایی می‌برد که هر طرفدار عاشق فوتبالی از تماشای آن سیراب می‌شود. نمایش پسر محبوب انگلیسی‌ها در سال 2001 لیورپول را به سه جام می‌رساند. با 24 گل. با گل نمادین خود برابر آرسنال در فینال اف ای کاپ. با رهبری ارکستر ماندگار برد 5-1 انگلستان برابر آلمان درا نتخابی جام جهانی 2002 در مونیخ. حتی با وجود قهرمانی رائول گونزالز در لیگ قهرمانان اروپا نیز اوون انتخاب اول کارشناسان فرانس فوتبال است. این آخرین ایستگاه سفر بریتانیایی‌های توپ طلاست... لطفا پیش از پیاده شدن، به آهنگی که در ایستگاه در حال پخش شدن است گوش دهید، هی جود:

Then you'll begin to make it

Better better better better better better, oh.

Na na na nananana, nannan a HEY JUDE…....