برزیل در آخرین دیدار تدارکاتی قبل از جام جهانی 1958 با تیم باشگاهی فیورنتینا دیدار کرد که در آن معروف‌ترین گل گارینشا به ثمر رسید:   «گارینشا با دریافت توپ چهار مدافع را دریبل زد و سپس دروازه‌بان را با یک سر توپ محو کرد و در مقابل دروازه خالی قرار گرفت در اینجا شیطنت به او اجازه گل‌زنی نمی‌داد به عقب برگشت و یک‌بار دیگر بازیکنان را دریبل زد و در نهایت به سمت دروازه توپ را شوت کرد که توپ به تور دروازه چسبید و...   او هیچ‌وقت فوتبال را جدی نمی‌گرفت.»

جام جهانی 1986 در ذهن فوتبال‌دوستان با دیگو مارادونا به یاد آورده می‌شود غیرممکن است به تصاویر آن بازیکنان زیر آفتاب سوزان مکزیک فکر کنیم و بلافاصله اسطوره شماره. 10 سرزمین نقره را در ذهن مجسم نکنیم در مهم‌ترین بازی این جام دیگو درحالی‌که خط دفاعی انگلیس را لت‌وپار کرد یکی از بهترین گل‌های تمام دوران جام جهانی را به ثمر رساند؛ اما نمادین‌ترین و جنجالی‌ترین گل تاریخ فوتبال لحظاتی بعد به ثمر رسید.

الکساندر کارباکال عکاس مکزیکی را خیلی‌ها نمی‌شناسند؛ اما قطعاً میلیون‌ها نفر عکس معروف او را بارها تماشا کرده‌اند عکسی که در آن مارادونا «مهاجم آرژانتین» و پیتر شیلتون «دروازه‌بان انگلیس» هر دوی برای گرفتن توپ به هوا برخاستند حتی در این عکس‌ها هم به‌وضوح می‌توان برخورد توپ با دست مارادونا را مشاهده کرد.

 

اینکه بگوییم مارادونا به‌تنهایی جام جهانی را به آرژانتین اهدا کرده به این معنا خواهد بود که فراموش کنیم فوتبال توسط یازده نفر بازی می‌شود بااین‌حال هیچ شکی وجود ندارد که مارادونا بهترین بازیکن تورنمنت 1986 بود و حضور او تأثیر غیرقابل‌انکار در قهرمانی آلبی سلسته داشته است. گل مارادونا در مرحله گروهی به ایتالیا، سپس دو گل دیگر او به انگلیس در مرحله یک‌چهارم و همچنین دو گل دیگر در مرحله نیمه‌نهایی مقابل بلژیک قطعاً نیروی محرکه اصلی برای قهرمانی آرژانتین بوده است؛ اما بااین‌وجود در این پیروزی‌ها افرادی همچون خورخه بوراچاگا، خورخه والدانو و اسکار دوگری نقش زیادی داشتند مارادونا اولین بازیکنی نبود که در جام جهانی به این حد بر موفقیت تیمش تأثیر می‌گذاشت برای پیداکردن اولین بازیکن باید 24 سال به عقب برگردیم به جام جهانی شیلی 1962.

 

اگر به جام جهانی‌های پس از جنگ جهانی دوم نگاه کنیم هر دوره شاهد رقم‌خوردن یک داستان تراژیک به‌خصوص در فینال هستیم  •فینال 1950 و شکست غم‌انگیز برزیل در ماراکاناز مقابل اروگوئه   •فینال 1954 و معجزه برن که آلمان با قهرمانی غرور ملت خود را پس از جنگ التیام داد   •فینال 1958 ظهور ابرستاره جوان به نام پله   •فینال 1966 قهرمانی دیوانه‌وار انگلیس در دقایق پایانی   •فینال 1970 یک استاندارد طلایی برای تمامی فینال‌های پس از خود با بهترین تیم و بهترین گل تاریخ اما در میان این همه جام جهانی جذاب همه به جام 1962 شیلی به چشم یک فرزند ناتنی نگاه می‌کنند درحالی‌که تمامی جام‌های قبل و بعدازاین دوره شاهد برگزاری بازی‌های باشکوه و جذاب بودیم در این دوره شاهد ظهور فوتبال خشن و بی‌رحمانه به‌ویژه در نبرد سانتیاگو بودیم در این دوره به دلیل نمایش‌های ضعیف تیم‌ها و نبود ستاره‌های بزرگ آن دوران همواره در تاریخ نادیده گرفته می‌شود تأثیر این نادیده‌گرفته‌شدن برای یکی از بازیکنان بسیار بیشتر از دیگران بود گارنیشا «Garrnicha» ستاره کم‌فروغ برزیلی که حقیقتاً تأثیر او در قهرمانی برزیل در این دوره حتی از تأثیر مارادونا در 1986 هم بیشتر بود. گارنیشا زندگی پر حادثه و عجیبی داشته که اینجا موردبحث ما نیست، داستان‌های زنانه و مشروب‌خواری و مطالب زرد سالیان سال است که باعث فروش روزنامه‌ها شده که متأسفانه این حوادث میراث بازیکنان بزرگ را خدشه‌دار کرده همانند جرج بست، گاسکوئین و حتی اعتیاد مارادونا؛ زندگی گارینشا هم پر از داستان‌های مشابه است؛ اما همانند دیگران گارینشا هم یکی از بزرگ‌ترین بازیکنان روی کره زمین در دوران اوج بازی خود بوده که هرگز دورانی به‌خوبی تابستان 1962 در جام جهانی شیلی به خود ندیده است اما داستان گارینشا و برزیل از جام جهانی 1958 سوئد شروع شد که ابتدا این جام را مرور می‌کنیم.

گارینشا بازیکنی فانتزی بود که در زمین هیچ‌چیز را بیشتر از دریبل‌زدن و کارهای تکنیکی فردی دوست نداشت او پس از دریبل چند نفر از عمد توپ را به سمت دروازه خودی بر می‌گرداند تا دوباره فرصت دریبل‌زدن بیشتر را داشته باشد   با وجود استعداد نابی که داشت برای حضور در ترکیب باید با دو بازیکن صاحب‌سبک به نام‌های جوئل «وینگر فلامینگو» و جولینیو «فوروارد فیورنتینا» رقابت می‌کرد مکتب فکری برزیل در آن زمان جولینیو را می‌پسندید کسی که در جام جهانی 1954 عملکرد قابل‌قبولی از خود بر جای گذاشته بود. حضور در یک تورنمنت چندجانبه آخرین فرصت برزیل برای آماده‌سازی قبل از شروع جام جهانی 1958 بود در آن زمان فئولا مربی برزیل بود ابتدا برزیل به مصاف بلغارستان رفت که در این دیدار برای اولین‌بار از زوج پله - گارینشا به‌صورت هم‌زمان در ترکیب استفاده شد که با درخشش این زوج تیم به برتری 3 بر یک‌دست یافت پس از این بازی برزیل در تمامی دیدارهایی که از این زوج استفاده می‌کرد طعم شکست را نچشید برزیل در آخرین دیدار تدارکاتی قبل از جام جهانی 1958 با تیم باشگاهی فیورنتینا دیدار کرد که در آن معروف‌ترین گل گارینشا به ثمر رسید:   «گارینشا با دریافت توپ چهار مدافع را دریبل زد و سپس دروازه‌بان را با یک سر توپ محو کرد و در مقابل دروازه خالی قرار گرفت در اینجا شیطنت به او اجازه گلزنی نمی‌داد به عقب برگشت و یک‌بار دیگر بازیکنان را دریبل زد و در نهایت به سمت دروازه توپ را شوت کرد که توپ به تور دروازه   چسبید و...   او هیچ‌وقت فوتبال را جدی نمی‌گرفت.»

 

در آن زمان فئولا اسماً سرمربی برزیل بود؛ اما ترکیب تیم به‌وسیله یک کمیته چندنفره شامل فئولا، ناسیمنتو، گاسلینگ و پائولو آمارل انتخاب می‌شد در جلسه بررسی بازی اول تیم در جام‌جهانی حدس زده شد که اتریش بازی را با 4 هافبک شروع می‌کند پس برزیل به یک وینگر راست نیاز دارد تا در صورت نیاز برای متعادل‌کردن بازی بتواند به یک هافبک تبدیل شود همچنین در این جلسه آمارل که گارینشا را از زمان بازی در بوتافوگو می‌شناخت اعلام کرد که گارینشا به دلیل غیرقابل‌پیش‌بینی بودنِ حرکاتش از دستورات مربی امتناع می‌کند و مناسب چنین بازی ای نیست؛ بنابراین با اتفاق‌نظر جوئل برای بازی با اتریش انتخاب شد و گارینشا بازی اول جام را از روی نیمکت آغاز می‌کرد. در جلسه مشابه برای بازی دوم مقابل انگلیس بازهم تصمیم مشابهی گرفته شد و ترس از تک‌روی و به حاشیه بردن ترکیب تیم مانعی برای حضور گارینشا بود با این تصمیمات برزیل بازی اول را مقابل اتریش پیروز شد؛ اما در مقابل انگلیس به‌تساوی رسید این نتایج باعث شد بازی سوم به یک بازی مرگ و زندگی برای صعود تبدیل شود جایی که برزیل در مقابل شوروی قرار می‌گرفت تحلیل تیم شوروی به کمیته انتخاب برزیل این پیام را رساند که برزیل باید یک شروع طوفانی و سریع داشته باشد؛ چون بازیکنان شوروی با بدنسازی حرفه‌ای خود دارای استقامت بیشتری نسبت به برزیل هستند پس هر چقدر که از زمان بازی بگذرد امکان برد برای شوروی بیشتر می‌شود در نتیجه باید در همان نیمه اول کار شوروی یک‌سره شود در اینجا بود که استعداد گارینشا یادآوری شد به‌این‌ترتیب اولین بازی گارینشا برای برزیل در جام‌جهانی ثبت شد همانند تصمیمات کادر فنی برزیل از همان ابتدا باقدرت بازی را شروع کرد، تنها 40 ثانیه پس از شروع گارینشا با دریبل سه مدافع شوروی خود را مقابل دروازه رساند و توپ را به سمت دروازه شوت کرد که به تیرک دروازه برخورد کرد، 15 ثانیه بعد توپ زیر پای پله افتاد که شوت او هم باز تیرک دروازه را به صدا درآورد برزیل یکپارچه حمله شده بود و تنها سه دقیقه پس از شروع بازی گارینشا اولین گل خود و برزیل را به ثبت رساند شروع این بازی چنان هیجان‌انگیز بود که گابریل هانو روزنامه‌نگار فرانسوی از آن به‌عنوان بهترین شروع تاریخ فوتبال یاد می‌کند بازی در نهایت 2 بر 0 به سود برزیل به پایان رسید؛ اما پیروز اصلی قطعاً گارینشا بود که با ارائه بازی مطلوب توجه کادر فنی را به خود جلب کرده بود ولز رقیب سلسائو در مرحله یک‌چهارم نهائی بود تیمی دفاعی و مستحکم که به دفاع ضد فوتبال معروف بود؛ اما این دفاع نمی‌توانست مانع درخشش استعداد فردی مثل پله شود که با تک گل خود حکم به پیروزی برزیل داد و تیمش را یک تنه به نیمه نهائی رساند. در مرحله نیمه‌نهائی داستان شوروی دوباره تکرار شد این بار نوبت به فرانسه رسید در اینجا باز هم با تصمیمی مشابه به گارینشا دستور داده شد از همان شروع بازی تیم فرانسه را زیر حملات خود قرار دهد که در یکی از این حملات با دریبل‌زدن سه نفر و یک ارسال زیبا پاس کلی تماشایی خلق کرد که باعث پیروزی برزیل شد در مرحله فینال برزیل به مصاف سوئد میزبان می‌رفت در این بازی هم گارینشا همان بازیکن همیشگی بود او از کارهای فانتزی آن‌هم در بالاترین سطح فوتبال یعنی فینال جام‌جهانی لذت می‌برد کارهای تکنیکی او در دقیقه 30 جواب داد و با فروریختن خط دفاعی و یک شوت حساب شده تنها گل خود در فینال جام‌جهانی را به ثمر رساند بازی در نهایت 5 بر 2 به سود برزیل به پایان رسید و برزیل به‌عنوان فاتح بزرگ غرق در شادی شد این قهرمانی شهرت جهانی گسترده‌ای برای پله جوان و گارینشا به ارمغان آورد هر چند گارینشا در دو بازی ابتدایی روی نیمکت بود؛ اما برزیل با کمک مهارت‌های او بود که در مقابل شوروی، فرانسه و حتی سوئد به پیروزی دست‌یافت بااین‌حال نمی‌توان تمام موفقیت را به‌پای او نوشت در این موفقیت بازیکنانی همچون پله، نیلمار، سانتوس، دیدی، زاگالو و واوا سهیم بودند.  این تازه شروع ماجرای دراماتیک برای گارینشا بود جام جهانی 1962 شیلی شروع شده بود درحالی‌که به دلیل زندگی غیرحرفه‌ای همچون ارتباطات متعدد با دختران و یا مصرف مشروبات الکلی و... گارینشا افت فاحشی نسبت به قبل داشت برزیل به‌عنوان مدافع عنوان قهرمانی در شروع تورنمنت فشار زیادی را تحمل می‌کردند در بازی اول مقابل مکزیک قرار گرفتند که هرچند با نتیجه 2 بر صفر پیروز میدان شدند؛ اما این پیروزی به لطف گیلمار دروازه‌بان افسانه‌ای برزیل رخ‌داده بود بازی دوم در مقابل چکسلواکی آغاز واقعی درام موردبحث ماست جایی که پله با یک شوت سهمگین باعث صدمه شدید و کشیدگی عضله پای خود شد؛ اما چون تعویض‌ها انجام شده بود پله مجبور شد به بازی ادامه دهد اما نمی‌توانست به خود فشار بیاورد به همین دلیل به سمت گوشه‌ها به‌صورت آهسته حرکت می‌کرد این اقدام باعث شد برزیل نتواند تعداد مناسبی خلق کند در بازی پایانی مرحله گروهی برزیل به مصاف اسپانیا می‌رفت در این بازی به‌جای پله از آماریدلو استفاده شد نبود پله باعث می‌شد بازیکنان توجه بیشتری به گارینشا داشته باشند گارینشا در این بازی دو پاس گل فوق‌العاده ثبت کرد برزیل باز هم به مرحله یک‌چهارم صعود کرده بود و باید در مقابل انگلیس قرار می‌گرفتند انگلیس در آن زمان تیمی منسجم و با برنامه بود «چیزی مشابه ژاپن حال حاضر» سلاح مخفی برزیل اما استعداد ناب گارینشا بود که هیچ‌کس نمی‌توانست او را آنالیز یا پیش‌بینی کند. مهارت‌های گارینشا به کمک برزیل آمد دو گل مقابل انگلیس به ثمر رساند مدافعان انگلیس از هر نقشه‌ای برای متوقف کردن او استفاده کردند؛ اما موفق نشدند و در نهایت یک پیروزی پرگل نصیب سلسائو شده بود برزیل به مرحله نیمه‌نهایی رسیده بود بازی در مقابل شیلی میزبان در انتظار برزیل بود. در این بازی هم ستاره زمین گارینشا بود او دوباره بریس کرد و دو کل به ثمر رساند و روی گل سوم هم به‌صورت مستقیم تأثیر گذاشت عملکرد فوق‌العاده گارینشا باعث عصبانیت بازیکنان شیلی شده بود همانند مارادونا، گارینشا هم مجبور بود با لگدزدن، خطاهای شدید و تحریک حریفان کنار بیاید به‌خصوص زمانی که هنر دریبل زنی خود را به رخ حریفان می‌کشاند؛ اما هر فردی حد تحملی دارد که در این بازی و در جایی که بازیکن شیلی برخورد عمدی روی پای او تکل خشنی رفت از میان رفت این عمل باعث درگیری بین بازیکنان شد در این میان یکی از تماشاگران با پرتاب یک سنگ به‌سوی گارینشا سر او را شکست و در حالی از سر گارینشا خون می‌آمد داور به دلیل شروع درگیری به گارینشا کارت قرمز داد هر چند برزیل با نتیجه 4 بر 2 پیروز شده بود و به فینال رسید؛ اما تا به دین جا دو بازیکن مهم خود یعنی پله و گارینشا را قربانی کرده بود در سال 1962 دریافت کارت قرمز در یک بازی، بازیکنان را به طور خودکار از بازی بعد محروم نمی‌کرد بااین‌حال محروم‌کردن بازیکن در دستان کمیته انضباطی فیفا بود در اینجا مقامات سیاسی برزیل با تمام توان بر تصمیمات این کمیته اثر گذاشتند و توانستند نظر مساعد را برای بازی گارینشا در بازی فینال به دست بیاورند و حالا یک سوال مانده بود آیا پله هم می‌توانست در ترکیب حضور پیدا کند؟ در این چند بازی پله ریکاوری خود را ادامه می‌داد؛ اما هنوز آماده حضور در میدان نشده بود و برای شرکت در بازی باید از آمپول‌های مسکن استفاده می‌کرد در آن زمان هنوز خاطره تلخ فرانس پوشکاش که با وجود مصدومیت در فینال 1954 بازی کرده بود در ذهن‌ها مانده بود همهٔ این دلائل باعث شد مربی تیم اجازه حضور او در بازی را ندهد؛ اما این خبر را تا لحظه آخر از همه پنهان کرده بود تا با این کار کادر فنی چک را اذیت کرده باشد بازی فینال سه بر یک به سود برزیل به پایان رسید گارینشا در این بازی یک سایه بود و اثری از او نبود از این جام به‌عنوان خشن‌ترین و بی‌روح‌ترین جام‌جهانی یاد می‌شود و شاید گفت کلاً نادیده گرفته می‌شود بااین‌وجود گارینشا با زدن چهارگل و چندین پاس گل کفش طلا و جایزه بهترین بازیکن تورنمنت را دریافت کرد

 

گارینشا دو گل در یک‌چهارم مقابل انگلیس و دو گل در نیمه‌نهائی به ثمر رساند و در فینال چیزی برای نشان‌دادن نداشت در یک اتفاق جالب 24 سال بعد در جام جهانی 1986 دیگو مارادونا به همین ترتیب دو گل در یک‌چهارم و دو گل در نیمه‌نهایی به ثمر رساند که دو گل او به انگلیس بود همچنین در فینال همانند گارینشا محو شده بود... شباهت این دو نفر وهم‌انگیز است...

آسیب‌دیدگی زانو که هرگز هم خوب نشد باعث ازبین‌رفتن دوران فوتبال گارینشا شد او 50 بازی ملی برای برزیل انجام داد که تنها یک شکست را تجربه کرد آن‌ها در آخرین بازی ملی خود و درحالی‌که به دلیل مصدومیت توانایی بازی همیشگی را نداشت زندگی فردی او هم پس از این ماجرا رو به افول نهاد اعتیاد به الکل، تصادفی که باعث مرگ یکی از اعضای خانواده‌اش شد و رابطه گسترده با دختران که حداقل باعث تولد 14 فرزند نامشروع شده بود و... این رفتارها دوران حرفه‌ای او را تحت‌تأثیر قرار داده بود در نهایت در سال 1983 و بر اثر سیروز کبدی در سن 49 سالگی درگذشت.

گارینشا در زمین فوتبال یک جادوگر بود او همانند مارادونا نماینده طبقه فرودست جامعه بود.  

متن اصلی: دامنیک‌ هوگام ترجمه و اصلاح متن: ser neo

برای وبگاه طرفداری آبان ۱۴۰2