the squeaky wheel gets the grease

نوزادی که گریه نمی‌کند ، گرسنه می‌ماند   

         مفهوم : حق گرفتنی است

 

la riqueza es para el que la disfruta, y no para el que la guarda

ثروت برای كسی است كه از آن لذت می برد ، نه برای كسی كه آن را نگه می دارد

 

en el peligro se conoce al verdadero amigo

دوست واقعی در خطر شناخته می شود

 

entre un hombre y una mujer no hay amistad posible. hay amor, odio, pasión, pero no amistad

بين يك زن و يك مرد دوستی امكان پذير نيست . عشق ، احساس و تنفر هست . اما دوستی نه

 

peor es estar sin amigos que rodeado de enemigos

بدون دوست بودن بدتر است از در بين دشمنان بودن

 

del amor al odio, sólo hay un paso

از عشق به نفرت ، فقط يك قدم هست

 

el amor entra con cantos y sale con llantos

عشق با آواز می آید و با گريه می رود

 

fácil es recetar, pero difícil curar

نسخه دادن راحت است اما درمان كردن سخت

 

el amor es ciego, y el matrimonio lo cura

عشق كور است و ازدواج آن را درمان می كند

 

cuando el gato no está, los ratones bailan

وقتي گربه نيست ، موش ها می رقصند

 

agua clara y corriente, no contamina a la gente

آب پاک و روان ، مردم را آلوده نمی كند

 

el amor da al necio osadía y entendimiento

عشق ، به نادان جسارت و فهم می دهد

 

el amor destierra la vergüenza

عشق خجالت را كنار می زند

 

el caracol donde nace, pace

حلزون همان جا كه به دنيا می آید ، همانجا هم علف میخورد

 

casado casa quiere

فرد متاهل خانه می خواهد

 

el cazador ruidoso es el que consigue menos pájaros

شكارچی پر سر و صدا ، كسیه كه پرنده كمتری گيرش مياد

 

el cerebro es embustero; el corazón verdadero

مغز فريب دهنده است ، قلب واقعيت گو

 

el ciego y el ignorante, tienen el mismo talante

كور و نادان مثل هم هستند

 

pan y vino y carne quitan el hambre

نون ، شراب و گوشت گرسنگی را برطرف می كنند

 

para alcanzar, porfiar

برای به دست آوردن ، سماجت كردن

 

para bien morir, bien vivir

برای خوب مردن ، خوب زندگی كردن

 

para cualquier dolencia es remedio la paciencia

برای هر درد و مرضی صبر ، درمان است

 

para cruzar un río y dar dinero, nunca seas el primero

برای گذشتن از رودخانه و پول دادن هيچ وقت اولين نفر نباش

 

perro muerto, ni muerde ni ladra

سگ مرده نه گاز می گيرد نه پارس می كند

 

pueblos unidos, jamas serán vencidos

ملت متحد هرگز مغلوب نخواهند شد

 

rey nuevo, ley nueva

شاه جديد ، قانون جديد

 

Desgracia compartida, menos sentida

بدبختی مشترک ، غم و اندوه کمتری دارد

 

Muchos cocineros estropean el caldo

چند آشپز با هم ، غذا را خراب می کنند مفهوم : آشپز که دو تا شد ، آش یا شور می شود یا بی نمک

 

Love of child, water in basket

عشق کودک مانند آب در سبد است مفهوم : عشق کودکانه بی ثبات است

 

Love and jealousy, twin siblings

عشق و حسادت ، خواهر و برادر دوقلو هستند

 

Who loves you well will make you cry

کسی که خیلی دوستت دارد تو را به گریه خواهد انداخت

 

God sends cold after clothes

خداوند سرما را بعد از لباس می فرستد

 

The lion is not as fierce as he is made out to be

شیر آنقدری که باید درنده باشد ، درنده نیست

 

At troubled waters, fishermen gain

در آب های (دریا) طوفانی ، ماهیگیر سود می کند

 

Beautiful women and good horses are corrupted by idiots

زنان زیبا و اسب های خوب توسط افراد احمق تباه می شوند

 

Washing a pig with soap is to lose time and soap

شستشوی یک خوک با صابون ، هدر دادن وقت و صابون است

 

The path of virtue is very narrow and the road of vice broad and spacious

راه پرهیزگاری بسیار باریک و جاده گناه گسترده و فراخ است

 

Don’t look at the teeth of a gift horse

به دندان های اسب هدیه نگاه نکن مفهوم : دندان اسب پیشکشی را نمی شمارند

 

Where there is desire, there is ability

جایی که آرزو هست ، توانایی هم هست مفهوم : خواستن توانستن است

 

One wolf does not bite another

یک گرگ ، گرگ دیگر را گاز نمی گیرد

 

Love, grief, and money cannot be kept secret

عشق ، غم و پول نمی توانند مخفی بمانند

 

If you leave your place, you lose it

اگر مکانت را ترک کنی آن را از دست می دهی

 

Where there’s love, there’s pain

هرجا عشق هست درد هم هست

 

There are plenty more fish in the sea

ماهی های خیلی بیشتر در دریا هست

مفهوم : برای رسیدن به موفقیت ها باید ریسک کرد

 

Every season brings its joy

هر فصلی لذت خودش را دارد

 

The ass of many owners is food for wolves

خری که چند صاحب دارد غذای گرگ هاست

 

Two great talkers will not travel far together

دو آدم پرحرف نمی توانند مسافت زیادی با هم همسفر شوند

 

When there is a famine, no bread is stale

وقتی قحطی شود هیچ نانی بیات نیست

 

Love can do much, money can do everything

عشق می تواند خیلی کارها بکند ، پول هرکاری می کند

 

Curiosity killed the cat

کنجکاوی گربه را کُشت

 

Bad news flies

اخبار بد پرواز می کنند مفهوم: خبرهای بد زود پخش می شوند

 

Dirty clothes are washed at home

لباس های کثیف در خانه شسته می شوند مفهوم: مشکلات خانوادگی را در حریم خانواده حل کنید نه نزد غریبه ها

 

Hunger sharpens the wit

گرسنگی آهو را تیز (باهوش) می کند

 

Each person knows where his shoe hurts

هر کسی می داند کفش هایش کجا آسیب دیده است مفهوم: هر انسانی بهتر از دیگران از ضعف و حساسیت های خودش آگاه است

 

What has been promised, is debt

چیزی که وعده داده شده ، بدهی محسوب می شود

 

No rose without thorns

هیچ گل رزی بدون خار نیست

 

He who walks a lot and reads a lot, sees a lot and knows a lot

کسی که زیاد قدم می زند و بسیار می خواند ، بسیار می بیند و بسیار می داند

 

Every dog has his day

هر سگی روز خودش را دارد

 

The bird loves her own nest

پرنده ، لانه خودش را دوست دارد

 

Give neither salt nor counsel till you are asked for it

تا زمانی که از شما درخواست نشده کمک و مشاوره به کسی ندهید

 

The apple does not fall far from the tree

سیب دور از درخت بر زمین نمی افتد

 

A liar should have a good memory

دروغگو باید حافظه خوبی داشته باشد

 

It is a poor mouse that has only one hole

موشی که فقط یک سوراخ دارد موش فقیر و بیچاره ای است

 

The goat always heads toward the mountain

بز همیشه سر به سوی کوه دارد

 

To the best scribe comes a smudge

بهترین نوشته ها هم لکه (جوهر) دارند (هیچ کس کامل نیست)

 

A gentle breeze blowing in the right direction is better than a pair of strong oars

نسیم ملایم در جهت درست بهتر از یک جفت پاروی قوی است

 

I don’t want the cheese; I just want out of the trap

من پنیر نمی خواهم، فقط می خواهم از تله خارج شوم

 

Money goes where money is

پول به جایی می رود که پول هست

 

Ojos que no ven, corazón que no sientee

چشم‌ها نبینند ، قلب احساس نمی‌کند    

           مفهوم : از دل برود هر آنکه از دیده برفت

 

Who knows most speaks least                    

کسی که بیشتر (از همه) می داند کمتر (از همه) حرف می زند