کمال‌گرایی(Perfectionism) یه عارضه روانی هست که فرد مورد نظر سعی و تلاش زیادی برای بی عیب و نقص بودن میکنه و برای خودش آنچنان اهداف و سقف های بالا بلند و ایده‌آلی ایجاد کرده اغلب هم نمیتونه بهشون برسه .

به شکل های مختلفی کمال گرایی رو دسته بندی میکنن که اغلب بر اساس نتیجه‌اش هست ، که اسم مثبت و منفی هم شاید ببینید روش گذاشته میشه ولی این فقط مربوط به نتیجه‌ای هست که کمال گراها می گیرین و اصلا به خوب یا بد بودنش اشاره نمیکنه چون کمال گرایی در کل همونطور که گفتم یه عارضه روانی هست بدین معنا که فرد از چارچوب نرمال ذهنی خودش خارج شده بخاطر همینم چندان از کلمه مثبت و منفی که روش گذاشته میشه راضی نیستم چون احمقانه‌ست ، ولی از اون طرف از سازگار و ناسازگار هم استفاده میشه که منطقی تر و مناسب تره و خیلی ساده هم میشه تعریفشو از روی خود کلمات حدس زد.

افرادی که دچار کمال‌گرایی ناسازگار هستن اهداف بالایی برای خودشون در زمینه یا زمینه هایی برگزیدن ولی متاسفانه جا میزنن ، از پا میفتن و در نهایت اون تلاشی که باید و شاید رو نمی کنن که این سبب افسردگی ، ناامیدی ، طبیعتا کاهش اعتماد و عزت نفسشون میشه و در عوض کمال گرای سازگار شدیداً سخت کوش و به همین سادگیا جا نمیزنه و به عبارتی کمال مطلوب سبب انگیزشش میشه و نه اینکه براش به معنای شکست از پیش تعیین شده باشه ولی جالب اینجاست که هر دو سازگار و ناسازگار افسرده هستن و مستعد سایر مشکلات روانی از جمله ترس ، استرس ، اضطراب بخاطر همینم گفتم زیاد از صفت مثبت و منفی خوشم نمیاد و اصلا مناسب هم نمیدونمش.

استیو جابز ، آیزاک نیوتن ، بتهوون ، داوینچی و ... دچار کمال گرایی بودن و شدیدا نسبت به خودشون انتقادگر بودن و همینم سبب افسردگی همگی این افراد و نوابغ دیگر در طول تاریخ بوده ،

افرادی که دچار کمالگرایی ناسازگار یا از نظر هَمَچِک روانرنجور هستن افرادی هستن که اغلب توهم اینو دارن که تلاش خیلی خیلی زیادی کردن ولی به اون چیزی که میخواستن نرسیدن در حالی که احتمالا اگر کمی جزئی تر به مقوله این افراد نگاهی بندازیم متوجه میشیم که احتمالا نصف تلاش لازم رو هم نداشتن که البته این منشا گرفته از افسردگی شدید و کمال گرایی‌ای بوده که کارکردشون رو به مقدار بسیار زیادی محدود گرده و اونارو به انزوا کشیده ،

"کمال گرایی نسل جدید نسبت به نسل های قبل به مقدار بسیار بسیار زیادی افزایش پیدا کرده به شکلی اصلا نیازی به رجوع به پژوهش آماری خاصی هم نیست و فکر کنم خودتون به مقدار زیادی بهش توی محل تحصیلتون بر میخورین یا خوردین ... "