حج اصغر می گفت من در پشت صحنه یک سکانس فیلم ممل امریکایی همراه هم کلاسی دوران دبستانم حسن سقایی (در قسمت اول راجع ایشان توضیح دادم
لینک قسمت اول
https://www.tarafdari.com/node/2381131
حاضر بودم سکانسی که خدابیامرز خانم حمیده خیرآبادی و بهروز و گوگوش و چند نفر دیگه حاضر بودند شاپور قریب که اون ایام یک جوان بسیار پرانرژی بود با دقت عملکرد بازیگرها را زیر نظر داشت از حج اصغر پرسیدم با قریب صحبتی هم کردی گفت نه ولی می دیدم خیلی با جدیت روی بازی بازیگرها نظارت داره بهروز همون موقع که من را دید خیلی تحویلم گرفت و بهروز من را اصفهانی صدا می زد و اول من را پیش اصغر سمسارزاده برد و سمسارزاده با لهجه رشتی باهام احوالپرسی کرد . از حج اصغر پرسیدم اگه همین الان بهروز را ببینی ایشان شما را به یاد داره با قطعیت گفت همین الان هم من را ببیند من را می شناسد و مطمئن هستم با احترام و تواضع با من برخورد می کنه حج اصغر می گفت وقتی شاپور قریب داشت بازیگرها را برای ایفای نقش خود هدایت می کرد یهو می دیدی بهروز وثوقی اشتباه می کرد یهو سیاه لشگری ها سوتی می دادند و فیلم قطع می شد یک بار گوگوش اشتباه می کرد و خلاصه اینکه برای یک کلیپ چند دقیقه ای بارها و بارها فیلمبرداری قطع می شد . حج اصغر می گفت بازیگرها با هم خیلی شوخی می کردند ولی این شوخی ها عموما با عوامل فیلمبرداری و کارگردانی رخ نمی داد و این صمیمیت و شوخی ها بین خودشان بود سر یک صحنه گوگوش دیالوگ را اشتباه گفت بهروز با خنده بلند گفت خانم فائقه(نام اصلی گوگوش) اشتباه کرد بعد شاپور قریب گفت آقای وثوقی ایشان فقط یک بار اشتباه کرد شما که الا ماشاالله چند بار هست اشتباه می کنید ! اینجا بهروز که حسابی خنده اش گرفته بود از صندلی بلند شد و پیش حج اصغر میره و به شوخی میگه اصلا من بازی نمی کنم این جوان خوش تیپ اصفهانی باید جای من بازی کنه خانم فائقه شما هم اون گوشه بشین و ببین با لهجه اصفهانی چطور از من و شما بهتر بازی می کنه! حسن سقایی اینجا شوخی اش گل می کنه و به گوگوش میگه خانم آتشین این دوست و هم شاگردی قدیمی من ماشاالله اینقدر بلندپرواز هست که اومده دفتر من بهش میگم بیا پوستر گوگوش و بازیگرهای دیگه را ببر بعد میگه ممنون من خودم در سینما چهارباغ مرتب بازیگرها را می بینم بعد تو اتاقش رفتم می بینم کلی عکس از بازیگران خانم یونانی چسبونده!!! این شوخی ها باعث انبساط خاطر بازیگرها میشه حج اصغر می گفت رویم نمی شد تو اون جمع چیزی بگم و فقط نظاره گر شوخی ها بودم . حج اصغر تاکید داشت فضای صمیمیت و شوخی در مراحل ضبط فیلمهای اون دوره بسیار معمول بود ولی در این چند ساعتی که من اونجا بودم ندیدم حتی یک بار هم شاپور قریب شوخی کنه یا با خنده حضار بخنده بلکه بسیار جدی بر مراحل فیلمبرداری نظارت داشت. از نکات جالب این سکانس نورپردازی فوق العاده قوی در صحنه فیلمبرداری بود که به خاطر کیفیت بد فیلمبرداری اون ایام این نورپردازی خیلی در فیلم مشخص نمی شد نورپردازی آنچنان قوی بود که تا نورپردازی آغاز شد یهو روشنایی اتاق محل فیلمبرداری بسیار بالا رفت . در این فیلمبرداری بر خلاف فیلمهای دوره ما هیچ خبری از نیروی حراست امنیت یا نگهبانی نبود و جمعیت ده بیست نفری هم در بیرون خانه برای گرفتن امضا و عکس از بازیگران و ملاقات اونها به انتظار نشسته بودند پایان قسمت دوم .
???



