اول: برای قضاوت درباره یونایتد باید دو دیدار دیگرش را دید
پیروزی 2-1 منچستر یونایتد برابر استوک سیتی - آن هم بدون وین رونی - چهارمین برد پیاپی آنها بشمار می رفت که بهترین دوره آنها پس از رفتن الکس فرگوسن و ورود دیوید مویس هم هست. هرچند این امر هنوز تضمینکننده نیست که یونایتدیها سال 2014 عجیبشان را به خوبی به پایان برند، ولی حداقل آنها به کمی تداوم دست یافتهاند. هر چه باشد سه پیروزی از چهار برد کسب شده در خانه برابر کریستال پالاس، هال سیتی و استوک سیتی بوده که یونایتد باید آنها را مغلوب میکرده، ولی خب تیمها مسیر پیروزی را با کسب چنین بردهایی هموار میکنند. حالا اگر یونایتد دو بازی بعدیاش برابر سوتهامپتون و لیورپول را هم با پیروزی سپری کند ثابت خواهد شد که احیا آنها کاملا جدی بوده.
دو: خوان ماتا فقط یک بازیکن فانتزی نیست
پیروزی یونایتد برابر هال سیتی بهترین بازی آنها در این فصل بشمار میرفت ولی پیروزی برابر استوک با دردسر و تنش فراوان همراه بود و اگر آن چند مهار داوید دخیا برابر ضربات مامه بیرام دیوف نبود، دیدار به تساوی کشیده میشد. در عین حال پیروزی یونایتد با ضربه آزاد خوان ماتا رقم خورد که مارکوس روخو هم در آن نقش داشت. ماتا اخیرا به ترکیب اصلی بازگشته و دوباره احیا شده. او برابر هال سیتی هم فوقالعاده بازی کرد و نشان داد فقط یک بازیکن فانتزی نیست و هم میتواند گل بزند و هم پاس گل بزند.
سه: فانخال به تجربهای نو دست زد
لویی فانخال در سیستم 2-1-3-4 به آزمونهای غیرمنتظرهای دست زد. او در ترکیب چهار دفاعهاش آنتونیو والنسیا را در دفاع راست قرار داد و اشلی یانگ را در دفاع چپ. او هررا 28/8 میلیون پوندی آمده از آتلتیک بیلبائو را پشت سر رابین فانپرسی و جیمز ویلسون قرار داد. ولی هررا که نخستین بازیاش طی دو ماه در ترکیب اصلی را انجام داد در اکثر اوقات بازی در سمت راست بازی کرد. او در بازی با هال سیتی پس از آسیب دیدگی آنخل دیماریا به میدان آمد و در همین پست ظاهر شد. ولی این پست برای بازیکنانی مثل رونی و ماتا مناسب است.
چهار: فلینی خود را بازیافته است
او کنار مایکل کریک و خوان ماتا یکی از مردان کلیدی یونایتد برای کسب پیروزی بشمار میرفت. نه فقط برای این که یکی از دو گل را با ضربه سر - مثل یک مهاجم کلاسیک - زد بلکه برای اعتماد به نفسی که داشت و انرژی که بیوقفه عیان کرد و برابر حریفانش هرگز عقب نکشید. حال فلینی بیتردید به روزهای خوبش بازگشته و به نظر نمیرسد دیگر کسی او را با دیوید مویس تعریف کند.
پنج: یونایتد باید درخواست دستمزد داوید دخیا را بپذیرد
باز هم دقایق واپسین و باز هم نمایش تماشایی او این بار برابر ضربه سر دیوف و ضربه پای آرناتوویچ. یونایتد بدون دخیا هرگز به چهار پیروزی پیاپی دست پیدا نمیکرد که هم خوب است و هم بد. به هر حال به نظر میرسد مقامات یونایتد چارهای ندارند که درخواست دخیا برای دستمزد هفتهای 22 هزار پوند را بپذیرند.
شش: جیمز ویلسون بزرگ شده
این اولین بازیاش در ترکیب اصلی بشمار میرفت، هرچند که او را با دو گلی که فصل پیش به هال سیتی زده بود شناخته بودیم. فانخال او را کنار فانپرسی در خط حمله قرار داد با این تفاوت که کمی عقبتر از فانپرسی بازی کند. جایی که در صورت نیاز به حفظ توپ بپردازد. او با حرکت دائمیاش مدافعان استوک را بارها آزار داد و وقتی در دقیقه 70 آن کورس را گذاشت قدرتش را برای روزهای بزرگ هم به رخ کشید. این که رادامل فالکائو در اواخر بازی جای ویلسون را گرفت میتواند معنیدار - البته برای فالکائو - تعبیر شود.
منبع: تایمز