"چرا این بازی انقدر کند است؟ ما نمی توانیم چیز هیجان انگیزتری ببینیم؟" برای بیشتر ما هواداران فوتبال، این شکایت آنقدر کلیشه ای است که دیگر به آن توجه نمی کنیم. ولی گاهی جایی در درونمان، این صدا را می شنویم و گاهی فکر می کنیم که درست است. البته بلافاصله آن را فراموش می کنیم! بایرلورکوزن روگر اشمیت، به این صدا گوش داده و فلسفه فوتبالی نشاط انگیز جدیدی، بر اساس این که بازی باید خیلی خیلی سریع تر باشد، ساخته است.   حمله تیم، برای ایجاد حداکثر سرعت در ایجاد شوت، سازمان یافته است. بایرلورکوزن فقط 27 شوت "در اقدام اول" زده است؛ یعنی بازیکن بلافاصله بعد از اینکه توپ را به دست آورده، شوت را به سمت دروازه حریف روانه کرده. به علاوه این، شاگردان اشمیت 62 شوت به سمت دروازه حریف زده اند که در کمتر از 7 ثانیه سازمان دهی شده است (برای محسابه این آمار، من ضربه آزاد و شوت های ریباندی را حذف کرده ام). آمار باقی تیم ها از این نظر در زیر آمده است: اگر شما به وضعیت لیگ جزیره در این زمینه نگاه کنید، تفاوت را مشاهده می کنید. از نظر اقدام سریع به شوت، ساندرلند با 18 شوت رتبه اول را در جزیره دارد. از نظر حمله زیر 7 ثانیه هم آرسنال با 42 شوت تیم اول است؛  رقمی بسیار پایین تر از بوندسلیگا. اگر شما این سبک بازی را می خواهید باید بوندسلیگا را تماشا کنید. (تیم کلوپ از این نظر دومین تیم در بوندسلیگا است اما فاصله زیادی در شوت های سریع نسبت به لورکوزن دارد) اما صبر کنید. آیا بازی سریع و شوت های سریع تر، ایدئولوژی انگلیسی فوتبال نیست؟ شاید اشمیت فقط جدیدترین وارث سبک زشت بازی با توپ های بلند "چارلز ریپ" می باشد. ولی با این که لورکوزن مستقیم بازی می کند، آنها به دنبال شوت های سریع و در حداقل زمان هستند، نه فقط رساندن سریع توپ به خط حمله با پاس های بلند. در واقع لورکوزن از نظر کم بودن پاس های بلند، تیم دوم بوندسلیگا می باشد. هدف اصلی اشمیت این است که بازیکنانش به محض گرفتن توپ، سریع به فاز هجومی بروند. حتی گاهی قبل از گرفتن توپ، بازیکنان باید با پیش بینی موقعیت در حال ایجاد، به فاز هجومی بروند! بازیکنان لورکوزن بیشتر از همیشه تشنه شوت های از راه دور هستند. تیم اشمیت بیش از هر تیم دیگری در بوندسلیگا شوت از پشت 18 قدم به سمت دروازه زده است. لورکوزن با 124 شوت موفق شده با اختلاف 25 درصدی نسبت به تیم دوم از این نظر، در رتبه اول قرار بگیرد؛ دقیقا بر خلاف گواردیولای وسواسی به ایجاد موقعیت های 100 درصدی: البته تا به اینجا، سیاست "فقط شوت" اشمیت از نظر تعداد گل جواب نداده است. از آن 27 شوت در اقدام اول ذکر شده، فقط یکی تبدیل به گل شده است. 6 گل در حرکات سریع به دست آمده که تقریبا همه آن ها از درون محوطه جریمه بوده است. پس شوت های با فاصله زیاد به گل ختم نشده اند، حداقل بصورت مستقیم و یک ضرب. تصویر زیر مکان های شوت های سریع لورکوزن را نشان می دهد. مربع های سیاه، گل زده شده را نشان می دهند. سایز هر مربع نشان دهنده تخمین "گل های مورد انتظار" از کیفیت شانس ایجاد شده می باشد. شوت های سریع از پشت 18 قدم هنوز به گلی ختم نشده اند. آن یک گل پشت 18 هم به وسیله سون هیونگ مین در تساوی 3-3 مقابل اشتوتگارت به دست آمد. سون موفق شد توپ برگشتی از دفع ناقص دروازه بان را با یک کنترل سینه ساده و پس از آن یک والی محکم وارد دروازه اشتوتگارت کند. این گل نمونه ای کامل از سبک بازی اشمیت را نشان داد؛ پرس شدید، پس از آن به دست آوردن توپ و سریع قبل از آن که حریف فاز دفاعی خود را سامان دهد، حمله کردن. سرعت حمله های اشمیت کمک زیادی به باز شدن خط دفاعی حریف می کند. اما اگر مدافعان مقابل این تاکتیک، توانمندی های زیادی داشته باشند، این تاکتیک سرعتی به مشکل می خورد. شاید شوت های راه دور زیاد اشمیت که به گل ختم نشده اند، به همین منظور باشد؛ برای کمک به باز کردن دفاع های توانمند. به علاوه این شوت های راه دور "شانسی" زده نمی شوند. از 89 شوت سریع لورکوزن، 49 تای آنها به وسیله سون، بلعربی و چالان اوغلو شلیک شده است. این هافبک های هجومی همچنین 15 شوت از 27 شوت در اقدام اول را روانه دروازه رقبا کرده اند. اشتفان کیسلینگ که تقریبا 1000 دقیقه در پست مهاجم نوک بازی کرده است، فقط 7 شوت سریع زده. پس سیستم اشمیت منظم و با برنامه عمل می کند؛ بازیکن های مشخص شده، آزادی بیشتری برای شوت زدن دارند. به قلم  Michael Caley از SBNATION