زندگی٬حرکتی است دوری٬دوری باطل٬آمد و رفتی بیهوده. کار اصلی:پیر شدن؛نتیجه ی واقعی؛پوسیدن٬نوسانی یک نواخت و ابلهانه. روز مقدمه ای بر شب٬شب مقدمه ای بر روز و سرگرم بازی خنک و مکرر این دو موش سیاه و سفید که ریسمان عمر را می جوند و کوتاه می کنند٬تا مرگ.زندگی تماشایی و تماشای صبح و شام های بی حاصل٬بی معنی٬یک بازی بی مزه و بی انجام. وقتی نداری٬همه رنج و تلاش و انتظار.وقتی می یابی و می رسی همه هیچ و پوچ.باید جاری شد. به عصرسوگند! که انسان هر آینه در زیانکاری است و نامش زندگی کردن٬و تو تا حال چه کرده ای؟زندگی کرده ای؟