لوکا مودریچ، هافبک رئال مادرید قدردان حمایت های پرز و سران لوس بلانکوس در پروسه سخت انتقالش از تاتنهام است.
طرفداری | لوکا مودریچ در مصاحبه جدید خود در مورد انتقالش به رئال مادرید و اتفاقاتی که در مذاکرات بین تاتنهام و این تیم رخ داد، صحبت کرد. لوکا مودریچ در مورد انتقال به رئال مادرید گفت:
تماسی از مدیربرنامه ام دریافت کردم. به من گفت «نشسته ای؟» این اولین سوال بود. آیا قرار بود چیزی به من بگوید که پس از شنیدنش توان ایستادن نداشته باشم؟ او در ادامه گفت «رئال مادرید تماس گرفت! سرمربی آن ها تو را برای فصل آینده می خواهد!». خبر شوکه کننده ای بود. قادر به صحبت کردن نبودم. اولین چیزی که به فکرم رسید این بود که رئال مادرید تیمی افسانه ای و بهترین در فوتبال است. قبلاً خودم را در پیراهن سفید این تیم، در تیمی با بهترین بازیکنان دنیا، برنده جام های بی شمار و در برنابئوی پر از تماشاگر تصور کرده بودم. مورینیو در آن مقطع از حرفه خود احتمالاً مهم ترین سرمربی دنیا بود و مرا می خواست! فوق العاده بود. هر چند 27 ساله بودم و در ابتدای مسیر حرفه ای ام قرار نداشتم اما بسیار هیجان زده بودم.
به همسرم خبر دادم. همه چیز را با او شریک می شوم، او عشق من، دوست من، حامی من و اولین کسی است که با او مشورت می کنم. هر دو آگاه بودیم که این اتفاق چه معنایی برای حرفه من دارد. پیامی با این مضمون دریافت کردم: «سلام لوکا. امروز پس از تمرین با تو تماس می گیرم. ژوزه مورینیو». این شروع همه چیز بود. مورینیو با من تماس گرفت و گفت: «می خواهم فصل بعد عضوی از تیم باشی. تو را دوست دارم و به تو اعتماد دارم. مطمئنم در رئال مادرید بازیکن بزرگی می شوی». او فوراً رضایت مرا جلب کرد. این تماس به معنای شروع ماجراجویی فوق العاده ای بود. قطعاً نمی توانستم پیش بینی کنم چه تلاشی باید بکنم تا پاسخ مثبت دنیل لوی را کسب کنم.
می دانستم به توافق رسیدن دو تیم برای انتقال من اتفاق آسانی نخواهد بود. سرمربی جدید تاتنهام برای ماندن با من صحبت کرد اما این دفعه تصمیم من قطعی بود و می خواستم تاتنهام را ترک کنم. پس به او گفتم: «جناب، روی من حساب نکنید. لوی به من قول داد که اگر رئال مادرید مرا بخواهد، اجازه جدایی می دهد». روز بعد وقتی به من خبر داد که باید همراه تیم به تور آمریکا بروم، اذیت شدم. تاتنهام مشکل ساز شد. در ادامه مکالمات دشواری داشتیم. بحث کردیم. او از من خواست که حرفه ای برخورد کنم. پاسخ دادم که هیچ تمایلی به رفتن به آمریکا ندارم. وقتی تیم به اردوی تابستانی رفت، به کرواسی برگشتم. این یک آبروریزی بود، روابط ما به شدت پرتنش شد.
چند روز بعد به لندن برگشتم و یک بلیت هواپیمای جدید برای لوس آنجلس، جایی که تاتنهام تمرین می کرد، دریافت کردم. آن را به سطل زباله انداختم. این تنها راهی بود که می توانستم به لوی نشان دهم که پای حرفم هستم اما او مرا نادیده می گرفت. کل تابستان را هر روز تنهایی به تمرین رفتم. یک روز خوزه آنخل سانچز و فلورنتینو پرز با من تماس گرفتند. آن ها به من گفتند که منتظرم می مانند و فقط باید صبور باشم. به من اطلاع دادند که از جریانات پیش آمده با لوی باخبر هستند و مذاکرات در حال انجام است. حمایت آن ها در آن مقطع سخت معنای زیادی برای من داشت.
مذاکرات بسیار سختی بود. لوی عملاً رئال مادرید را دیوانه کرده بود. مورینیو نقش بسیار مهمی ایفا کرد، او برای داشتن من مصمم بود. مورینیو یک بار با لوی تماس گرفت تا او را برای نهایی کردن مذاکرات به صورت فوری متقاعد کند. بالاخره در پایان آگست با لوی صحبت کردم و به او گفتم: «رئیس، از شما می خواهم به قول خود عمل کنید. دوست دارم در سوپرجام اسپانیا مقابل بارسلونا بازی کنم، این فرصت را از من نگیرید». او به من گفت که روز دوشنبه به من اجازه جدایی خواهد داد. یکشنبه 26 آگست همه چیز به پایان رسید و صبح روز بعد به مادرید رفتم.



