اورس فیشر سرانجام از اونیون برلین جدا شد، اما دستاورد او در تیم برلینی چه بود؟

از همان زمانی که اولین نمونه‌های «پول»‌ در چین ابداع شد این تکه فلزها و کاغذ پاره‌ها یا همان «چرک کف دست‌ها» موفق شدند که زندگی انسان را به زیر سلطهٔ خود دربیاورند. مرگ هزاران نفر به علت عدم توان خرید غذا، دارو و... نیز گواه بر همین موضوع است.

 

این موضوع به ورزش نیز رسید، ورزش که قرار بود وسیله‌ای برای بهبود کیفیت زندگی انسان‌ها در ابعاد فیزیکی، روانی و اجتماعی باشد. به جای وسیله‌ای برای بهبود کیفیت زندگی تبدیل به وسیله‌ای برای سودآوری، پول درآوردن و سودجویی شد. خرج‌های هنگفت قطری‌ها برای گرفتن میزبانی جام‌جهانی، هزینه‌های سرسام‌آور شیخ نهیان اماراتی برای قهرمانی منچسترسیتی در لیگ قهرمانان اروپا، هزینه‌های عجیب و غریب ناصرالخلیفی و تاد بولی نمونه‌ای از موضوعات هستند.

...

بیاید منطقی باشیم. در فوتبالی که گاهی ملیون‌ها دلار نفتی صرفا صرف سهمیه گرفتن یک تیم می‌شود. انتظار اینکه یک تیم ناشناخته در آلمان با کمترین هزینه به لیگ قهرمانان اروپا برسد و بتواند با تیم‌هایی مانند رئال مادرید و ناپولی رقابت کند انتظار عجیب و بی‌جایی است. مخصوصاً وقتی بدانیم که ما داریم دربارهٔ یک تیم تازه بوندسلیگایی شدهٔ نه چندان نام آشنا حرف می‌زنیم. اما دستاورد اورس فیشر و اونیون برلین خیلی بیشتر از اینها بود...

اونیون برلین از همان ابتدای تاسیس باشگاهی مردمی بوده است که فرهنگ هوادارانش را در زمین فوتبال منعکس می‌کرد. بسیاری از سهامداران و هواداران اونیون از همان زمان جنگ سرد همراه این تیم بوده اند و ارزش‌های آنها در اونیون برلین مدرن امروزی منعکس شده است، باشگاهی که متعلق به هواداران بوده و همیشه رفاقت و حس با هم بودن را القا کرده است. تیمی که همیشه پرچم دار مبارزه با نظام سرمایه‌داری بوده است و این را در مستطیل سبز هم ثابت کرده است.

...

بعد از اتحاد آلمان‌ها تیم‌های آلمان شرقی با گذر زمان به فراموشی سپرده شدند و تنها بازمانده از لیگ آلمان شرقی اونیون برلین بود. تیمی سرخ پوش که همیشه فصل را در نیمهٔ دوم جدول بوندسلیگای ۲ به پایان می‌رساند و هدفش تنها یک چیز بود: جنگ با شیوخ، کت و شلوار پوش‌ها، الیگارش‌ها و هر کسی که می‌خواست با پول‌های گزاف فوتبال را آلوده کند.

...

اما از اینها که بگذریم، شاید حتی بدبین‌ترین هوادار یونیون برلین نیز این فکر را نمی‌کرد که پس از فصل رویایی ۲۳-۲۰۲۲ فصل ۲۴-۲۰۲۳ به این بدی برای تیم‌آنها پیش برود. آنها حالا در بوندسلیگای آلمان قعرنشین بلامنازع لیگ هستند و در لیگ قهرمانان اروپا نیز در رتبهٔ چهارم جدول جا خوش کرده‌اند. آنها در ۱۴ دیدار گذشتهٔ خود در تمامی رقابت‌ها ۱۳ باخت و تنها یک تساوی به دست آورده‌اند که آماری فاجعه محسوب می‌شود. این شکست‌ها به قدری ادامه دار بود که حتی اورس فیشر بعد از شکست به براگا گفت:« عملکرد ما برای این سطح از رقابت‌ها کافی نیست. با این حال اکنون مهم است که دوباره برخیزیم. ما موقعیت‌هایی داشتیم که می‌توانستیم با استفاده از آن‌ها بیش‌تر از دو گل به ثمر برسانیم. حتی پس از دریافت گل دوم، چند موقعیت عالی برای گلزنی داشتیم اما اکنون در پایان، باید بنشینیم و از خودمان بپرسیم که چرا؟ باید از خود بپرسم که سطح تحمل ما چقدر است؟»

البته همهٔ هواداران فوتبال می‌دانستند که به هر حال اونیون برلین روزی سقوط خود را آغاز خواهد کرد. اما شاید کمتر هوادارای فکر می‌کرد که سقوط اونیون برلین به این زودی آغاز شود. شکست‌های پیاپی در لیگ قهرمانان اروپا و بوندسلیگا به حدی ادامه دار شد که سرانجام اورس فیشر بعد از شکست ۴-۰‌ برابر بایرلورکوزن از سمت خود اخراج شد. اخراج اورس فیشر از سمت خود صرفاً اخراج یک مربی نبود.... اخراج اورس فیشر به نوعی پایین کشیده شدن بادبان جنگ با ملیاردرهای متمول بود. بیایید منطقی باشیم. جنگ سرد اونیون برلین در تمام تاریخ این باشگاه ادامه داشته و دارد، از همان زمانی که دیوار برلین فرو ریخت تا زمانی که هواداران در اولین بازی تاریخ اونیون برلین در بوندسلیگا پلاکاردهایی آورده بودند که روی آن نوشته بود «بالاخره رسیدیم»، در تمام این مدت اونیون برلین در حال جنگ با نظام سرمایه داری بود و به همین دلیل لقب باشگاه مردمی را به خود اختصاص داد.

اما حالا ما سوالی مهم‌تر داریم: آیا واقعاً ماموریت اورس فیشر شکست خورد؟ ما نمی‌توانیم به این سوال جواب دقیقی بدهیم. مرد زوریخی موفق شد در سال ۲۰۱۹ برای اولین بار اونیون برلین را به بوندس‌لیگا برساند و همین هم برای تیم برلینی موفقیت زیادی محسوب می‌شد. فیشر نه «خاص» بود و نه «نابغه». او تنها یک مربی کم حرف بود که بیشتر سعی می‌کرد عمل کند و به همین دلیل بود که او موفق شد بهترین نتیجهٔ تاریخ باشگاه اونیون برلین، یعنی چهارمی در بوندسلیگا را به دست بیاورد. و این دلیل خوبی بود تا هواداران تیم برلینی شروع به رویا پردازی کنند. اما با شروع فصل ۲۴-۲۰۲۳ تمامی این رویاها نقش بر آب شد. شاید اگر یک دلیل برای عدم موفقیت اونیون برلین در این فصل وجود داشته باشد این است: فوتبال امروز با فوتبال اوایل قرن ۲۱ فرق دارد. زیرا که در اوایل قرن ۲۱ نه خبری از شیخ نهیان اماراتی بود، نه خبری از ناصرالخلیفی قطری و نه خبری از پول‌های باد آورده. و به همین دلیل هم بود که مثلا دیپورتیو لاکرونیا موفق شد به نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان اروپا صعود کند. و در این شرایط مسلما برای اونیون برلین رقابت با غول‌هایی مانند ناپولی، قهرمان فصل گذشتهٔ سری آ و رئال مادرید، پرافتخارترین تیم لیگ قهرمانان اروپا موفقیتی بزرگ است.

اونیون برلین نه مانند نیوکاسل بود که پول‌های بادآوردهٔ شیوخ عربستانی به داد آنها برسد و نه مانند منچسترسیتی که پول‌های اماراتی‌ها به دادش برسد. آنها تنها می‌خواستند که با بازی در لیگ قهرمانان اروپا خود را به دنیا معرفی کنند. اونیون برلین حالا فرق زیادی با اونیون برلین چهار سال پیش دارد. خب. پس می‌توانیم بگوییم که اورس فیشر اگرچه ماموریت خود را با موفقیت کامل به پایان نرساند اما شکست خورده هم نبود. اونیون برلین حالا می‌تواند سرش را میان بزرگان فوتبال اروپا بالا بگیرد. حتی اگر قعرنشین گروه خود باشد...

از سمتی نیز اونیون برلین از بازیکنان با استعداد و جوانی برخوردار است که هرکدام می‌توانند ستارهٔ فوتبال اروپا باشند. بگذریم. گروه اونیون برلین در لیگ قهرمانان اروپا گروه عجیبی بود. از همگروهی با ناپولی ای که همواره در طول تاریخ برابر تیم‌های آلمانی مغلوب بوده بوده تا همگروهی با رئال مادرید قدرتمند و براگای پرتغال، سه شکست و تنها یک تساوی در لیگ قهرمانان اروپا، قعرنشینی در بوندسلیگا، قطع همکاری با اورس فیشر و انتخاب اولین بانوی مربی تاریخ بوندسلیگا، شما مسیر اونیون برلین در ادامهٔ این فصل را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟