عشق چیست؟ عشق سوال بی‌جواب است و جواب بی‌سوال. عشق آن نقطه‌ی سیاه در سفیدی و آن نقطه‌ی سفید در تاریکی است. عشق زوال عقل است و عشق خرد مطلق. عشق اوج سخن و عشق زبان قاصر است. عشق دنیای بخارگرفته را جلا بخشد و همان چشم را تار کند. عشق جانماز روی تاقچه‌ی اتاق مادربزرگ است. عشق برف سپید است و عشق برگ زرد پاییز. عشق چای عصرانه است و عشق قهوه‌ی تلخ کافه‌های انقلاب. عشق نابلد راه است و عشق نقشه‌ی راه. عشق لالایی آرام شبانه‌ی مادر است و عشق کابوس شب‌های آدمی. عشق دایه‌ای مهربان است و عشق آن نامادری زیرک. عشق دلتنگی و فراغ در سرزمینی دور و عشق آغوش مادر است. عشق سیلاب است و عشق زاینده‌رود است. عشق آسمان و دریاهاست و عشق تنگ ماهی شب عید است. عشق مترسک خندان بیشه است. عشق چراغ‌های خاموش شهر است و عشق نور روشن دل. عشق سقوط ماه در برکه‌ی جان است و عشق آفتاب سوزان تابستان. عشق جزیره‌ای در دل اقیانوس است و عشق سراب. آری؛ عشق سراسر تناقض است که عشق درد است و درمان نیز هم و اما من عشق را، عاشقم!