ولی خواب دیدم یکیش مزدک بود
خواب دیدم سوار هلیکوپترم بعد رفتم یکجایی توی محیط پر از آب هلیکوپترا بالای آب میچرخیدن نفتکش و اینا بود بعد مزدک میرزایی رو دیدم نشسته یجا
بعد مزدک صورتشو چرخوند منو دید گفت فلانی (اسم و فامیلمو صدا زد) تویی؟
بعد گفتم آره چجوری شناختی گفت تو همونی که دوربینمو نابو کردی و میخندید
من گفتم ولی بهت گفتم بری خارج اپل میخری الانم رفتی انگلیس
بعد خندید گفت خخ همون روز اپل خریدم


