سلام یه کارتونی بود که پیرمردی گوی داشت بعد همه چیزو میتونست ببینه و یه سری تکه های طلایی تخم مرغ بود که هر یه تیکه اش جاهای مختلف افتاده بود یه پسر هم باید اون تیکه هارو پیدا میکرد و نمیذاشت دست یه مرد بهش برسه . اسمشو یادم نیست هر کی میدونه بگه
۳۶۱ بازدیدجمعه ۰۳ آذر ۱۴۰۲ - 0۷:۰۹
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
سلام یه کارتونی بود که پیرمردی گوی داشت بعد همه چیزو میتونست ببینه و یه سری تکه های طلایی تخم مرغ بود که هر یه تیکه اش جاهای مختلف افتاده بود یه پسر هم باید اون تیکه هارو پیدا میکرد و نمیذاشت دست یه مرد بهش برسه . اسمشو یادم نیست هر کی میدونه بگه


