۱- تو نوشتن خیلی راحت تر و قدرتمند تر از صحبت کردنم خیلی زیاد و بیشتر هم دوستش دارم اگر هم بتونم احساسات و افکارم رو بیان کنم فقط با نوشتن میتونم و با حرف زدن نمیتونم هیچ جوره نمیتونم

 

۲- از تلفن حرف زدن بدم میاد و هول میشم

 

۳- تو جمع افتضاحم حتی جمع دوستانه، فقط مکالمه ۲ نفره رو دوست دارم یعنی فقط بتونم ارتباط برقرار کنم طوریه که فقط با ی نفر دیگه صحبت کنم ولی تو جمع چند نفره که قرار میگیرم فاجعه ام و کلا گم میشم اون وسط و گیج میشم فقط بتونم هم حرف بزنم ارتباط بگیرم و تا حدی با یکی دوست شم زمانیه که با خودش تنها باشم 

البته آدمی نیستم که خودمو بگیرم و سعی میکنم تا اون حدی که میشه سعیمو بکنم تو برخورد ها صمیمی باشم

 

۴- تو جمع و شلوغی خیلی زود انرژی و باطری مغزم خالی میشه و خیلی نیاز پیدا میکنم به تنها شدن از جاهای شلوغ و گرم متنفرم و بهم حس مردگی میده ولی عاشق جای خلوت و سردم

 

۵- از حرف زدن میترسم کلا استرس میگیرم و همش حس میکنم نکنه بازخورد منفی باشه و طرف خوشش نیاد خیلی فکر میکنم خیلی تو مغزم تحلیل میکنم تا ی حرفی رو بتونم به سختی بیان کنم اول باید کلی فکر کنم که چی میشه و خیلی پروسه زمان بری هست تا بتونم حرف زدنمو با یکی زیادتر کنم اول خیلی حرف های کوتاه میزنم تا ببینم بازخوردش چیه اگه ببینم خیلی گرم و صمیمی بود تازه کم کم یکم حرف زدنمامو باهاش ارتقا میدم

 

۶- برعکس حرف زدن تو نوشتن خیلی وقتا هیچ فکری نمیکنم و فقط سریع مینویسم هر چی هست از ناخودآگاهم میاد تو نوشتن اول مینویسم بعد فکر میکنم

 

۷- شدیدا عاشق هوای سرد و ابری هستم از جمله بارونی و علل خصوص برفی و از آفتاب و گرما متنفرم و دلم میگیره، خونه رو به بیرون ترجیح میدم به جز وقتی هوا اینجوریه!

و توی رنگ ها هم رنگ های سرد رو بیشتر دوست دارم از جمله آبی

 

۸- قدیم می‌رفتم مدرسه استرس میگرفتم و الان وقتی دانشگاه میرم

 

۹- نه گفتن برام سخته و تو موقعیت ها شدیدا در رودروایسی قرار میگیرم و از ناراحت شدن بقیه میترسم از جمله به این خاطر که خودمم خیلی زود ناراحت میشم یچیزی بهم برمیخوره برای همین اگه نتونم و دوست نداشته باشم یچیزی رو به جای اینکه ساده بگم نه کلی سناریو پیچیده و سینمایی تو ذهنم میچینم تا مثلا طرف رو بپیچونم درحالی که با ی نه ساده هم حل بود!

 

۱۰- تنها جایی که میتونم بگم نه وقتیه که یکی مثلا سیگار تعارف بزنه! میگم نه چون دیگه بحث جون و سلامتی آدم و ی عمر زندگیه و منم از سیگار و الکل متنفرم

 

۱۱- خیلی زود یچیزی بهم برمیخوره و ناراحت میشم اما تو خودم میریزم و اصلا نمیتونم کینه ای باشم

 

۱۲- در یک درصد موارد میتونم مجلس گرم کن هم بشم!

حد وسط نداره ۹۹ درصد اوقات کلا تو ی جمع گم هستم ولی ۱ درصد اوقات هست که ی موقعیت ویژه ای پیش بیاد میتونم ی مجلس رو دست خودم بگیرن و تمام توجهات معطوف من باشه

 

۱۳- کسی رو سرزنش نمیکنم و ترجیح میدم تعریف کردن رو به سرزنش چون خودمم از سرزنش متنفرم کلا و وقتی یکی سرزنشم میکنه دوست دارم دندوناشو خورد کنم به سختی ولی تو خودم میریزم

 

۱۴- زود رنجم و وقتی ناراحت شم هی میریزم تو خودم یدفعه ی گوشه تنها میشینم گریه میکنم

 

۱۵- به شدت اهمال کارم! تو کار تو درس تو همه چی مثلا وقتی هم حتی بخوام ی فیلم ببینم انقدر با خودم میگم کدوم قشنگتره نکنه برام سرگرم کننده نباشه و.. انقدر این سوالات میاد تو ذهنم آخر فقط وقتم الکی میگذره هیچکاریم نکردم!

 

۱۶- اصلا نمیتونم سر وقت و با برنامه باشم به هیچ وجهه نمیتونم انگار برام ممکن نیست

 

۱۷- وقتی تو یکجایی ام حتی مثلا ی جمع دوستانه بیشتر از اینکه با خود جمع باشم تو ذهن خودمم! مثلا بیشتر حتی تو ذهن خودم باهاشون حرف میزنم و یسری موقعیت های جالبی تو ذهنم چیده میشه که خیلی وقتا داخلش قهرمان قصه هستم

 

۱۸- از بروز دادن میترسم و نمیتونم بروز بدم چه غم چه خوشحالی خجالت میکشم مثلا وقتی مسی قهرمان جام جهانی شد نیاز داشتم بدوام خوشحالی کنم ولی از خجالتم چون جلو بقیه بود بزور تو خودم میریختم چه موقع استرس چه موقع خوشحالی

 

۱۹- زیاد خودمو دوست ندارم این یکی از دلایلی هست که زیاد نمیتونم با بقیه ارتباط بگیرم حس میکنم هیچ ویژگی خاصی ندارم و برتر از هیچکس نیستم برای همین به طور خودکار فکر‌ میکنم زیاد برای بقیه هم جذاب نیستم

 

۲۰- تو فضای مجازی به شدت فعال و برونگرام! راحت میتونم شوخی کنم و تا حدودی اون تخیل و هیجان درونمو غم و شادیمو بروز بدم یعنی میتونم حتی کارایی کنم که بقیه خجالت میکشن تو فضای مجازی انجام بدن (البته تو فضای مجازی هم خوشم نمیاد از فیلم گذاشتن و اینا منظورم بخش نوشتنه که هرکاری میتونم کنم) ولی برعکسش تو واقعیت از ساده ترین حرف زدن و نگاه کردن خجالت میکشم

 

۲۱- کارهای فردی رو به کار گروهی ترجیح میدم و خیلی راحت ترم حتی فوتبال که یک بازی گروهی هست اکثرا تنها بازی میکنم ولی کارهای ۲ نفره رو یجاهایی دوست دارم مثل پلیستیشن بازی کردن با ی رقیب قدرتمند

 

۲۲- نقاشی و نوشتن رو دوست دارم ولی خیلی کمتر از چیزی که تو ذهنمه انجامشون دادم چون جسارت شروعشو ندارم و همش حس میکنم خوب درنمیاد و همچنین تنبلم وسط کار ممکنه حوصلم سر بره

 

۲۳- خیلی آروم بنظرم میام از بیرون درحالی که تو درونم ممکنه ذهنم در حد انفجار شلوغ باشه تنها وقتی تنهام میتونم یکم هیجانم رو بروز بدم حتی بپرم بالا و پایین و دیوونه بازی دربیارم 

 

۲۴- اهل مطالعه نیستم زیاد چون موقع خوندن حوصلم سر میره 

 

۲۵- عاشق طنز هستم طنزی که بتونه کاری کنه از خنده غش کنم و از منظر طنز به خیلی چیزها نگاه میکنم و بنظرم طنز جدی ترین نوع نگاه به زندگیه برخلاف ظاهرش

 

۲۶- عاشق سرکار گرفتن و فیلم بازی کردنم حتی وقتایی که جاهایی هستم که خجالت میکشم یوقتایی به صورت ریز و طوری که خیلی جدی بنظر بیاد یجاهایی مردمو سرکار میذارم و نوع نقش هایی هم که بازی میکنم معمولا نقش ی آدمیه که هیچی حالیش نیست  و خیلی سادست یوقتایی شده ۲۰ نفر بزور خواستن یچیزو که همه میدونن بهم توضیح بدن و من هی خودمو به نفهمی بزنم آخرم نمیفهمیدن که من میفهمم و خودمو میزنم به اون راه

 

۲۷- با اینکه اهل مطالعه نیستم یوقتایی یچیزی میگم که بنظر میاد که انگار خیلی اهل کتاب خوندنم!

 

۲۸- از جهان امروزی بدم میاد و عاشق نوستالژی ها و خاطراتمم و هی مرورشون میکنم و دوست دارم به اون موقع ها برگردم 

 

۲۹- عاشق خدا هستم خیلی قبولش دارم و معتقدم خیلی هوامو داره و به تقدیر اعتقاد دارم اعتقاد دارم هر چیزی که میشه تقدیره حتی تلاش کردن و اراده و این‌چیزها هم یک نوع تقدیره

 

۳۰- تو دنیا مسی رو بیشتر از همه دوست دارم حتی از کسی که ی روز عاشقش شم