ترانه سرا : ایرج جنتی عطایی

ببین ای بانوی شرقی ای مثل گریه صمیمی

همه هر چی دارم اینجاست، تو این خورجین قدیمی

خورجینی که حتی تو خواب ، از تنم جدا نمی شه

مثل اسم و سرنوشتم دنبالم بوده همیشه

بانوی شرقی من ، ای غنی تر از شقایق

مال تو ارزونی تو ، خورجین قلب این عاشق

توی این خورجین کهنه شعر عاشقانه دارم

برای تو و به اسمت یک کتاب ترانه دارم

یه سبد گل دارم اما ، گل شرم و گل خواهش

تنی از عاطفه سیراب ، تنی تشنه ی نوازش

بانوی شرقی من ، ای غنی تر از شقایق

مال تو ارزونی تو ، خورجین قلب این عاشق

این بوی غریب راه نیست ، بوی آشنای عشقه

تپش قلب زمین نیست ، این صدا صدای عشقه

اسم تو داغی شرمه ، تو فضای سرد خورجین

خواستن تو یه ستاره ست پشت این ابرای سنگین

خورجینم اگه قدیمی ، اگه بی رنگه و پاره

برای تو اگه حتی ارزش بردن نداره

واسه من بود و نبوده ، هر چی که دارم همینه

خورجینی که قلب این عاشقترین مرد زمینه

بانوی شرقی من ، ای غنی تر از شقایق

مال تو ارزونی تو ، خورجین قلب این عاشق