گریه کن که گر سیل خون گری ثمر ندارد ناله‌ای که ناید ز نای دل اثر ندارد هرکسی که نیست اهل دل، ز دل خبر ندارد دل ز دست غم مفر ندارد دیده غیر اشک تر ندارد این محرم و صفر ندارد گر زنیم چاک جیب جان چه باک مَرد و جز هلاک هیچ چارهٔ دگر ندارد زندگی دگر ثمر ندارد

(عارف قزوینی)