دوستم یه آدم بسیار ساده باسواد خوش چهره وضعیت مالی متوسط هستش.

۲۶سالشع .قصد ازدواج‌داشت.

سه‌ماه قبل با معرفی همکار پدرش میرن‌خواستگاری یه دختره تو کرج.

بعد سه ماه رفتو‌امد و دوستی تصمیم میگیرن عقد کنن.

از فردای روز عقد دیگع‌ دختره جوابشو نداد .رفت جلو‌درشون‌کسی خونه‌نبود .گوشیش خاموش بود.بعد یک‌هفته  تماسشو‌جواب داد بلخره گفت خونوادگی‌رفتیم مسافرت میاییم سر ماه.

بلخره بعد از سه ماه خانوم میاد خونشون .

دوستم که هرروز به‌خونه دختره سر میزده‌بلخره‌درو بازمیکنن.

دختره داداشش و باباش میریزن سره دوستم کتکش میزنن و با لگد باهاش خدافظی میکنن.

دوستم نمبدونسته چه خبره تا وقتی که میفهمه خانوم خانومامهریه رو گذاشته اجرا.

بلع دوستان ۱۳۰تا سکه الان باید پیاده‌شه .

ماشینشو گذاشتع فروش .باید هرچی درمیاره قسطه مهریشو پرداخت کنه.

خلاصه حواستون باشه الان یسریا شغلشون شده این.

مهریه ندید.از کرجم زن‌نگیرید??.

بای